رازهـایـی دربـاره ایــدز کـه کـسی جـرات گـفتـنش را نـداشت !



روشـهاي
رهايی از بوی بد دهان بـعد از خـوردن سير و پـياز

چرا خون دماغ میشویم
ECG
واحد سطح در نوار الكتروكارديوگرافي موج P ‚ QRS ‚ T ميباشد . ديس شارژ از گره سينوسي با وجود الكترود در داخل قلب قابل ثبت خواهد بود . بطور مثال در بلوك گره سينوسي ديس شارژ انجام ميگردد ولي اثري از موج P ديده نميشود .
در صورت فقدان موج P ‚ ديس شارژ انجام نشده يا اينكه ديس شارژ به دليل بلوك نواحي اطراف SA Node منتقل نشده است موج P عليرغم اينكه از ديس شارژ SA Node ناشي ميگردد ولي نماينده مستقيم اين ديس شارژ نيست همچنين داشتن موج P به تنهايي كافي نيست بلكه منشا و شكل آن نيز مهم است .
موج P وقتي به ديس شارژ نسبت داده ميشود كه داراي سه شرط زير باشد :
1ـ موج P در ليدهاي I ‚ II ‚ III ‚ AVF الزاما مثبت باشد ( I ‚ II بنا به عقيده بعضي مهمتر است ) پس بايد ديس شارژ از خود گره سينوسي آغاز شود . جهت وكتور از بالا به پايين و از راست به چپ است ( زيرا ابتدا دهليز راست و بعد دهليز چپ دپولاريزه ميشود ) . اين برايند در اكثر اشتقاقها ايجاد موج مثبت ميكند بخصوص در ليد I ‚ II ‚ AVF كه موج P بايد در اين سه ليد مثبت باشد .
2ـ در اشتقاق AVR الزاما موج P بايد منفي باشد .
3ـ در ليد V1 موج P معمولا بيفازيك ميباشد كه كامپوننت اول مثبت و نماينده دپولاريزاسيون دهليز راست ميباشد و كامپوننت دوم منفي و نماينده دپولاريزاسيون دهليز چپ ميباشد .
برايند نهايي اين دو نيرو ‚ نيرويي خواهد بود كه دپولاريزاسيون كلي دهليزهاست . موج دپولاريزاسيون دهليز راست چون به ليد V1 نزديك ميشود پس Deflection مثبت ايجاد ميكند ولي در دهليز چپ موج دپولاريزاسيون از ليد V1 دور ميگردد .
در ليد II موج P از اورلپ شدن موجهاي حاصل از دپولاريزاسيون دهليز راست و چپ ايجاد ميگردد ولي به دليل اين همپوشاني يك شكاف ظريف ( notch ) در موج P ليد II بوجود مي آيد كه اين بخاطر جهت محور دپولاريزاسيون دهليزها است .
عرض موج P بايد از 0.12 ثانيه (سه مربع كوچك /3box ) كمتر باشد و اگر زيادتر از اين مقدار باشد غير طبيعي است و ميتواند علامت بزرگي دهليز چپ باشد همچنين ارتفاع آن بايد از 2.5 ميلي متر ( 2.5 box ) كمتر باشد ‚ كه بطور مثال در بزرگي دهليز راست در ليد II شاهد موج P بلندتر از 2.5 mm هستيم .
كمپلكس QRS
Septal Branch اولين شاخه اي است كه از تنه اصلي هيس جدا ميشود و به وسط سپتوم در طرف چپ ميرسد و الياف پوركينژ در نهايت امواج را فقط به آندوكارد و ساب آندوكارد ميرسانند و از اين ناحيه به ميوكارد و سپس به اپيكارد انتقال امواج ‚ سلول به سلول انجام ميگيرد ( cell by cell ) .
ويژگي خاص سلولهاي قلبي منجر ميشود تا هدايت امواج از يك سلول به سلول بعدي بسرعت انجام گيرد و اين به خاطر مقاومت كم ( Low Resistance ) در سلولهاي عضلاني قلب ميباشد . بنابراين امواج تحويل سلول آندوكارد ميگردد و مدت 0.02 تا 0.04 ثانيه زمان طول ميكشد تا انتقال به سوي ديگر انجام شود و در مجموع اين زمان به 0.06 تا 0.07 ثانيه ميرسد بعد از دهليزها اولين جايي كه تحريك ميشود سپتوم بين بطني است و ابتدا طرف چپ سپتوم و سپس از چپ به راست دپولاريزاسيون منتقل ميشود و نهايتا نيروي ضعيفي ايجاد ميكند كه جهت آن از چپ به راست است . اين نيرو در اشتقاقهايي كه در طرف چپ قلب هستند مثل V5 و V6 ديفلكشن منفي و كوچك ايجاد ميكند اما در ليد V1 ديفلكشن مثبت و كوچك با ارتفاع معادل با V6 ايجاد ميكند زيرا در هر دو ‚ نيروي واحدي عامل آن ميباشد كه به اين نيرو Initial force ميگويند .
بعد از آن تمام قلب با هم دپولار ميشود و حدودا در يك زمان هر دو بطن دپولار ميگردد ‚ برايند اين نيروها قوي و جهت آن از بالا به پايين و از راست به چپ ميباشد زيرا ضخامت بطن چپ بيشتر بوده و نيروهاي چپ قلب قويتر است پس برايند آن به سمت چپ خواهد بود كه به آن Main force ميگويند .
اين نيرو در اشتقاقهاي V5 و V6 و همچنين I و II ديفلكشن مثبتي ايجاد ميكند كه موجي بزرگ و مثبت ميباشد و در اشتقاقهاي طرف راست موج عميق و منفي ايجاد كرده كه عمق آن با ارتفاع اشتقاقهاي سمت چپ برابر است .
اما قاعده يا Base قلب با تاخير دپولاريزه ميشود زيرا انتهاي bundle branch در قاعده قلب قرار ميگيرد ( راههاي خروجي بطن ها ‚ قاعده قلب است ( و اينجا آخرين محل دپولاريزاسيون ميباشد زيرا راه خروج خون بايد آخرين محل دپولار شدن باشد تا مانع عبور خون از قلب نگردد .
نيروي حاصل از دپولاريزاسيون قاعده قلب ‚ نسبت به Main Force ضعيفتر اما از Initial Force قويتر ميباشد .
اين نيرو از چپ به راست است و از اشتقاقهاي چپ دور شده و ديفلكشن منفي با عمق متوسط توليد ميكند در حاليكه اين نيرو به اشتقاقهاي راست نزديك شده و ديفلكشن مثبت با ارتفاع متوسط ايجاد ميكند . حاصل دپولاريزاسيون كلي بطن سه موج خواهد بود كه بطور قراردادي موج اول Q ( initial force ) و R ( main force ) و S ( terminal force ) نام دارد كه در طرف راست rSR` و در طرف چپ qRs است .
ريپلاريزاسيون بطني :
موج T به عنوان يك قاعده كه نماينده ريپلاريزاسيون بطنها است ‚ در جايي كه كمپلكس QRS مثبت است موج T مثبت و هر جا QRS منفي است موج T نيز منفي خواهد بود و همواره هم جهت با QRS خواهد بود .
PR interval از ابتداي P تا ابتداي Q ميباشد و حدودا 0.12 تا 0.20 ثانيه است و فاصله زماني است كه تحريك از گره سينوسي به الياف ميوكارد بطنها ميرسد كه محتمل ترين تاخير در AV node ميباشد .حتي در مقادير نرمال مثل 0.16 ثانيه بيشترين مقدارش متعلق به AV node ميباشد و كمتر از اين مقدار يعني از AV node عبور نكرده و از دروازه اصلي الكتريكي نگذشته است و محل عبور از by pass tract بوده يا اكتيويشن زودرس بطني بوده است .
از انتهاي P تا اول R ( نماينده تحريك الكتريسيته در خود AV node ) را PR segment ميگويند كه 0.06 تا 0.08 ثانيه ( 1.5 تا 2 مربع كوچك ) و حداكثر 0.10 ثانيه ( 2.5 مربع كوچك ) ميباشد و حداقل 0.06 ثانيه است .
از ابتداي Q تا انتهاي T كه QT interval نام دارد فاصله زماني مجموع دپولاريزاسيون و ريپولاريزاسيون در بطن ميباشد (ريپولاريزاسيون دهليزها در داخل QRS مستتر ميباشد ) .
QT interval در محدوده 0.40 تا 0.44 ثانيه ميباشد كه ميتواند در اثر مصرف داروهايي همچون كينيدين ‚ آميودارون و بعضي اختلالات يوني مثل هايپوكلسمي افزايش يابد و فوق العاده خطرناك ميباشد . اگر ضربان قلب كند باشد بطور طبيعي فاصله QT بلند شده و با ضربان قلب بالا اين مقدار كوتاه ميشود ‚ مقايسه فاصله QT در كنار ضربان قلب معني پيدا ميكند و اصطلاحا تصحيح ميشود .
روش اصلاح QT interval :
QTc = QT / √ RR
در روش ديگر در يك ضربان قلب معادل با 70 bpm مقدار QT بايد 0.40 ثانيه باشد . به ازاي هر 10 ضربان 0.02 ثانيه به 0.40 ثانيه اضافه يا كم ميكنيم . اگر ضربان قلب كمتر از 70 bpm باشد 0.02 ثانيه اضافه و اگر ضربان قلب بيشتر از 70 bpm باشد 0.02 ثانيه كم مي كنيم .
HR 60 = 0.42 second
HR 80 = 0.38 second
QT در زنها كوتاهتر از مردها است .
الكترودهاي مربوط به دستگاه ECG به هر جاي بدن كه وصل گردد امواج قلبي را نشان ميدهد ولي اين موضوع الزاما نشاندهنده نصب صحيح ليدها و يك نوار قلب استاندارد نيست . به عبارت ديگر بينهايت اشتقاق ميتوان ترسيم و نصب كرد اما بطور معمول از حداقل آنها استفاده ميشود بنحوي كه بيشترين اطلاعات كسب گردد . علت انتخاب دستها فقط دسترس بودن آنها است ‚ طبق قانون فيزيك نيروها را به شرط موازي بودن ميتوان منتقل كرد مثلا ميتوان به جاي مچ دستها از كلاويكول راست و چپ استفاده كرد ولي بايد امتداد و تناسب حفظ شود و جهت جريان همواره از منفي به مثبت باشد .
چون محور مختصات بهتر درك ميشود پس به شرط موازي جابجا كردن ‚ همه محورها را ميتوان از يك نقطه عبور داد . اگر بخواهيم اشتقاقي بين ليدهاي I و II داشته باشيم محل بينابين آنها محلي خواهد بود بين دست راست و كرست ايلياك راست كه به آن Vector of Right arm ميگويند و در سمت چپ با همين ويژگي Vector of Left arm را داريم كه براي بدست آوردن آنها بايد دست و كرست ايلياك همان طرف را به هم وصل نماييم و پس از تقويت وكتورها ( augment ) بنامهاي AVF ‚AVL ‚ AVR خوانده ميشود .
ـ ليدهاي II , III, AVF انگار آينه ديواره تحتاني قلب هستند و وجود تغييرات در حداقل دو ليد از آنها براي تشخيص الزامي است .
ـ همچنين ليدهاي I, AVL و ليدهاي V5, V6 با هم آينه ديواره لترال هستند بطوريكه V5 , V6 پايين ديواره كناري را بررسي ميكنند ( Low Lateral ) و ليدهاي I , AVL بالاي ديواره كناري را بررسي ميكنند ( High Lateral ) .
ـ V1 تا V6 ديواره قدام قلب را با يك مقدار انعطاف پذيري نشان ميدهد .
ـ V1 , V2 , V3 (V4) آنتروسپتال را نشان ميدهد .
ـ (V2) V3 , V4 , V5 (V6) آنتريور را نشان ميدهد .
ـ I , AVL و V1 تا V6 آنترولترال يا اكستنسيو آنتريور را نشان ميدهد .
ـ I , AVL و همچنين V1 تا V6 بهمراه II , III , AVF بيانگر اينفاركشن وسيع يا Extensive MI ميباشد .
اشتقاقهاي سينه اي يوني پولار هستند و ميتواند بينهايت وجود داشته باشد ولي با شش ليد ميتوان اطلاعات لازم ولي نه اكمل را دريافت كرد .
اگر در اشتقاقهاي سينه اي ارتفاع موج R كم باشد احتمال اينفاركشن وجود دارد و ارزش تشخيصي به نفع MI دارد . شايد موج R كوتاه باشد ولي موج Q تشكيل نشده باشد همچنين در ليدهاي پريكورديال وجود R كوتاه ميتواند بيانگر قرار گرفتن پوآر روي استخوان دنده ‚ بجاي فضاي بين دنده اي باشد گرچه دلايل ديگري نيز ميتوان براي آن متصور شد .
ـ در ليد I كمپلمان QRS الزاما مثبت است زيرا محور آن با محور قلب هم جهت ميباشد و اگر منفي باشد ( مثلا در LBBB و دكستروكاردي و لترال اينفاركشن و يا در اشتباه بستن ليدها ) غير طبيعي ميباشد .
ـ در ليد II كمپلمان QRS هميشه مثبت است و ارتفاع موج R در اين ليد نسبت به ليد I غالبا بلندتر ميباشد .
ـ ليد III اساسا با محور قلب در يك جهت است و QRS در اين ليد اكثرا مثبت است .
ـ كمپلكس QRS در ليد AVR هميشه منفي است و اين محور در AVL بيشتر با محور قلب در يك جهت بوده وغالبا مثبت است همچنين در AVF با محور قلب در يك جهت و هميشه مثبت ميباشد .
در افراد خيلي چاق كمپلكس QRS در ليد III منفي ميشود زيرا ديافراگم بالا آمده و قلب افقي تر ميشود از طرفي در افراد با قفسه سينه كشيده و بلند ‚ قلب عمودي تر قرار گرفته و QRS در ليد AVL منفي ميگردد .
ـ QRS هميشه در ليد V1 منفي است .
ـ از V1 تا V6 از عمق QRS كاسته و به ارتفاع آن اضافه ميشود كه در V3 و V4 عمق با ارتفاع برابر شده كه به آن ترانزيشنال زون گفته ميشود ولي واقعا V5 از V6 بلند تر و V2 از V1 عميق تر است . جابجايي در ترانزيشنال زون ميتواند بيانگر انحراف محور به راست يا چپ باشد .
تعيين محور قلب :
دو اشتقاق اندامي انتخاب كرده و سپس محور اصلي قلب تعيين ميشود ولي بهتر است كه ليدهاي I , AVF كه عمودتر بر هم هستند انتخاب گردند . ابتدا در ليد I ارتفاع موج R ( كه مثبت است ) محاسبه ميشود و سپس از بين موجهاي S و Q هر كدام كه منفي تر ميباشد انتخاب كرده و با موج R جمع ميشود كه حاصل رقمي خواهد بود كه بر روي محور ليد I رسم ميشود و به همين ترتيب براي ليد AVF عمل ميشود كه تقاطع اين دو محور امتداد محور قلب خواهد بود .
محورهاي عمود بر هم عبارتند از :
1ـ اشتقاق استاندارد I بر اشتقاق AVF عمود است .
2ـ اشتقاق استاندارد II بر AVL عمود است .
3ـ اشتقاق استاندارد III بر AVR عمود است .
محور QRS طبيعي :
الف ـ محور متوسط طبيعي QRS در سطح فرونتال معمولا متوجه پايين و چپ است و محدوده آن بين 0 درجه در جهت ساعت تا +90 است ولي در اكثر افراد بزرگسال سالم محور QRS در سطح فرونتال در محدوده بين +40 تا +60 قرار ميگيرد .
ب ـ هر گاه محور در فرد بزرگسال در محدوده +90 در جهت عقربه ساعت تا +180 درجه باشد محور قلب به راست منحرف شده است .
ج ـ هر گاه محور در محدوده بين 0 درجه خلاف جهت ساعت تا 90 – درجه باشد محور قلب به چپ منحرف شده است ‚ اين ناحيه را ميتوان به دو ناحيه زير تقسيم كرد :
I ـ منطقه انحراف خفيف محور به چپ ‚ يعني 0 تا 30 – درجه
II ـ ناحيه انحراف شديد محور به چپ ‚ يعني 30 – تا 90 – درجه
د ـ قرار گرفتن محور در ربع فوقاني راست ( ناحيه شمال غربي) يعني بين 90 – درجه خلاف جهت ساعت تا 180 – كه بندرت پيش ميايد و ممكن است تظاهري از انحراف شديد محور به چپ يا دشارژ از موج ساز نابجاي بطني باشد .
در انحراف محور به راست RAD ( Right Axis Deviation ) كمپلكس QRS در ليد I منفي است همچنين در انحراف محور به چپ LAD ( Left Axis Deviation ) محور QRS در ليد AVF منفي است و بيش از 98% موارد اين ويژگي قابل تعميم است يعني اگر در نوار قلب ديده شود كه كمپلكس QRS در ليد I منفي ميباشد با احتمال 98% انحراف محور به راست وجود دارد و اگر QRS در ليد AVF منفي بود به شرطي كه در ليد I منفي نباشد با احتمال 98% انحراف محور به چپ وجود خواهد داشت .
ـ اگر QRS در ليد I منفي باشد چهQRS در ليدAVF منفي باشد يا مثبت ‚ نوار قلب نشاندهنده انحراف محور به سمت راست ( RAD ) ميباشد . ولي عملا انحراف شديد محور به منطقه يك چهارم فوقاني راست بعيد بنظر ميرسد .
در ليدهاي تحتاني اورلپ موجهاي P مربوط به هر دو دهليز را داريم ‚ حال اگر بزرگي دهليز راست يا چپ را داشته باشيم ديفلكشن مربوط به آن دهليز تغيير ميكند . در بزرگي دهليز چپ در اكثر اشتقاقها بويژه II, III, AVF كه موج P مثبت است ‚ اين همپوشاني بگونه اي ميگردد كه موج دوم وسيعتر شده و در مقايسه با P نرمال ‚ پهن تر و بخاطر بزرگ شدن بخش دوم موج P شكاف آن كاملا واضح و مشخص ديده ميشود بطوريكه در بزرگي دهليز چپ يك معيار مهم P wide با اندازه بيش از 0.12 ثانيه ميباشد .
معيارهاي بزرگي دهليز چپ :
1ـ Widening Wave P > 0.12 sec
2ـ Notch Wave P
3ـ منفي تر و عميق تر شدن بخش دوم موج P در ليد V1
در بيماريهاي دريچه ميترال ( تنگي ‚ نارسايي ) دهليز چپ بزرگ ميشود . نارسايي دريچه ميترال نسبت به تنگي دريچه ميترال بيشتر با بزرگي دهليز چپ همراه است . همچنين در نارسايي بطن چپ ( بدليل بالا رفتن فشار پايان دياستولي ) دهليز چپ بزرگ ميشود اما تنگي دريچه آئورت تنها در دراز مدت ميتواند منجر به بزرگي دهليز چپ گردد .
در اين حالت قسمت اول موج P تغيير ميكند بطوريكه بلند تر و پهن تر ميشود ولي چون قسمت اول موج P قسمت دوم را ميپوشاند بنابراين فقط مرتفع شدن موج P را در نوار قلب مشاهده ميكنيم . پس تنها علامت بزرگي دهليز راست مرتفع شدن موج P ميباشد كه بويژه در اشتقاقهاي تحتاني قلب قابل مشاهده است . بطوريكه ارتفاع موج P از 2.5 ميلي متر بيشتر ميشود .
در نارسايي بطن راست و بيماريهاي دريچه تريكوسپيد ‚ تنگي در يچه پولمونر ‚ COPD و پولموناري هايپرتنشن بزرگي دهليز راست ديده ميشود . يكي از مثالهاي شاخص بالا رفتن فشار پولمونر ‚ COPD و كور ـ پولمونال ميباشد ( يعني نارسايي و هايپرتروفي بطن راست به دليل افزايش فشار پولمونار ) .
در بيماران COPD موجهاي P خيلي بلند بويژه در ليدهاي تحتاني قلب آنقدر معمول است كه تا چند دهه پيش به P پولموناري معروف بود . پس P پولموناري همان موج P بلند در بزرگي دهليز راست است . در نارسايي دريچه تريكوسپيد ( TR ) حجم زياد ميشودودر تنگي دريچه تريكوسپيد ( TS ) فشار زياد ميگردد .
نارسايي بطن راست علل زيادي دارد كه يك علت شايع COPD ميباشد . ولي شايعترين علت نارسايي بطن راست ‚ نارسايي بطن چپ است . نارسايي بطن چپ در صورت ازمان منجر به نارسايي بطن راست ميگردد .
خيلي مواقع نشانه هاي بزرگي هر دو دهليز را داريم كه در اشتقاقهايي كه P مثبت دارند ‚ موج P هم بلند و هم پهن ميگردد ‚ بخصوص در ليد V1 كامپوننت اول خيلي بلند و دومي خيلي عميق ميباشد . مثلا در تنگي ميترال بعد از طول مدت ‚ نارسايي دهليز چپ و سپس دهليز راست و بعد بطن چپ و بطن راست بوجود ميايد كه در نهايت آسيت و بزرگي كبد و ژوگولار متسع ديده ميشود .
در هايپرتروفي بطن چپ Main force كاملا به چپ منحرف ميشود ‚ لذا در اشتقاقهاي طرف چپ مثل V5,V6 نيروهاي مثبت افزايش مييابند و در اشتقاقهاي راست ‚ نيروهاي منفي عميق تر ميشوند .
نشانه هاي هايپرتروفي بطن چپ ( LVH ) :
1ـ انحراف محور قلب به سمت چپ
Left Axis Deviation
2ـ موج R بلند در ليدهاي سمت چپ ( V5,V6 و I , AVL )
3ـ موج S عميق در ليدهاي سمت راست ( V1 , V2 )
موج R بيشتر از 25 mm در هر كدام از ليدهاي سمت چپ و يا موج S بيشتر از 25 mm در ليدهاي سمت راست و يا مجموع ارتفاع بلندترين موج Rدر ليدهاي سمت چپ با عميق ترين موج S در ليدهاي سمت راست بيش از 35 mm باشد .
4ـ وجود طرح ويژه Strain Pattern
Strain Pattern of Left Ventricular
در اشتقاق طرف چپ ST depression و T invert ديده ميشود كه قطعه ST با شيب ملايم شروع و با شيب غير قرينه تند بالا ميايد . اين فرم اگر در ليدهاي سمت چپ ( V5,V6 و I , AVL ) ديده شود علامت Strain Pattern بطن چپ ناميده ميشود . اين علامت شايد در ليدهاي II , AVF هم ديده شود
4ـ تغييرات عكس در ليدهاي سمت راست ( V1 , V2 )
اين تغييرات بصورت ST elevation ميباشد .
شايعترين علت هايپرتروفي بطن چپ و نارسايي بطن چپ ‚ هايپرتانسيون ميباشد بعبارت ديگر مثال عالي براي LVH هايپرتانسيون است .
افزايش بار سيستولي و دياستولي كه دو اختلال هموديناميك در هايپرتروفي بطن چپ تلقي ميشوند در الكتروكارديوگرافي بصورت تظاهرات غير طبيعي بنيادي در ولتاژ QRS نمايان ميشوند و در اساس از روي تغييرات خاصي كه در قطعه ST و موج T و از روي تغييرات جزيي در موج QRS تمييز مييابد .
عليرغم هايپرتروفي واضح بطن چپ ‚ ممكن است ناهنجاريهاي خاص ST – T ديده نشود .
عواملي همچون تنگي آئورت ‚ فشار خون عمومي ‚ كارديوميوپاتي هايپرتروفيك و كوآركتاسيون آئورت منجر به هايپرتروفي بطن چپ ميگردند .
هايپرتروفي بطن راست
در هايپرتروفي بطن راست نيروهاي مثبت در طرف راست و نيروهاي منفي را در چپ تقويت ميشوند .
نشانه هاي هايپرتروفي بطن راست ( RVH ) :
1ـ انحراف محور به راست ( Right Axis Deviation )
2ـ موج R بلند در ليدهاي سمت راست ( V1 , V2 )
3ـ وجود طرح Strain Pattern بصورت ST depression و T invert در ليدهاي سمت راست ( V1 , V2 , V3 , ... ) حتي شايد تا V6 ديده شود .
4ـ افزايش عمق موج S در اشتقاقهاي طرف چپ
انحراف محور به سمت راست شايعترين ‚ و گاه تنها نشانه هايپرتروفي بطن راست است . همچنين همي بلوك قدامي چپ شايعترين عارضه همراه با RVH ميباشد .
شايعترين علت بزرگي دهليز راست ‚ نارسايي دريچه سه لتي است .
گاهي اوقات بزرگي هر دو بطن ديده ميشود بطوريكه نشانه هاي مربوط به هر دو يافت ميگردد كه با نام زير خوانده ميشود :
Bi ventricular enlargement = RVH + LVH
كه تشخيص بر اساس ECG در حالات زير مطرح ميشود :
1ـ هنگاميكه تظاهرات الكتروكارديوگرافيك هايپرتروفي بطن چپ با انحراف محور به راست همراه است .
2ـ هنگاميكه تظاهرات الكتروكارديوگرافيك هايپرتروفي بطن چپ با موج R نسبتا بلند در اشتقاق V1 همراه است .
RVH بطور شايع با بزرگي دهليز راست همراه است كه عمدتا به صورت موج P بلند و نوك دار در اشتقاق استاندارد II تظاهر ميكند.
طرح Strain Pattern بعنوان علامتي مهم همواره مطرح ميباشد .
ايسكمي هاي قلبي
در ايسكمي تغييرات نواري كاملا غير اختصاصي است . ايسكمي در هنگام فعاليت بيشتر مشاهده ميشود بنابراين در يك فرد بيمار ‚ ممكن است در حالت استراحت شاهد هيچ تغييري در نوار قلب نباشيم .
علايم ايسكمي :
1ـ T invert
2ـ ST depression
كه ممكن است يكي يا هر دو ديده شوند ولي مواردي مثل مصرف ديگوگسين و اينفاركشن ساب آندوكارد و تصوير آينه اي در اينفاركشنها ميتواند مواردي مشابه ايسكمي بوجود آورد .
ميوكارد اينفاركشن
در اين حالت تغييرات سريالي داريم . بطوريكه MI را به چهار مرحله تقسيم ميكنند :
مرحله اول : ظهور موج T بلند و نوك تيز اما با قاعده پهن كه موسوم به T sharp ميباشد كه به اين مرحله فاز هايپراكيوت Hyper acute phase گفته ميشود . گاهي اوقات ارتفاع موج T بلندتر از موج R ميگردد . اين مرحله كوتاه بوده و فقط در نيم تا يك ساعت ابتدايي حمله قلبي ديده ميشود كه نشانه ايسكمي ترانسمورال و شروع MI است . تنها در هايپركالمي شبيه اين حالت ديده ميشود با اين فرق كه در افزايش پتاسيم خون موج T در قاعده باريك بوده و شبيه به خيمه است كه به T tent معروف ميباشد .
مرحله دوم : در اين مرحله شاهد بالا رفتن قطعه ST هستيم كه بنام Acute MI خوانده ميشود . نكروز نيم ساعت پس از درد شروع ميشود و 6 تا 8 ساعت بعد از درد كامل ميشود .
مرحله سوم : وقتي درد ساكت ميشود هنگامي است كه نكروز كاملا پيشرفت كرده و در اين زمان موج Q ظاهر شده ولي همچنان ST elevation وجود دارد و در ليدهاي سمت راست طرح QS pattern را بوجود مي آورد بصورتي كه موج r خود را از دست ميدهد كه به اين مرحله فاز تكوين يافته ( fully evolves phase ) ميگويند .
مرحله چهارم : بعد از 24 ساعت قطعه ST به حالت اوليه برگشته و موج Q باقي ميماند همچنين موج T بصورت معكوس باقي ميماند كه به اين مرحله Old MI ميگويند .
Q پاتولوژيك داراي عمقي بيشتر از 2 mm و پهناي بزرگتر از 1 mm ميباشد .
اين علامتها ماهها باقي مانده بطوريكه كم كم موج T نرمال شده و فقط موج Q پاتولوژيك باقي ميماند كه بعنوان يك قاعده تا پايان عمر ديده ميشود ولي گاهي اين موج Q از بين ميرود بويژه در انفاركتوس تحتاني ‚ ولي هرگز گفته نميشود كه ECG نرمال شده بلكه ميگوييم ECG نرمالايز گرديده است . در اين حالت موج Q ديده نميشود ولي بافت نكروز عليرغم آن وجود دارد .
گاهي فقط ديواره داخلي دچار انفاركتوس ميشود كه بنام انفاركتوس ساب آندوكارد خوانده ميشود كه علايمي شبيه به ايسكمي در نوار قلب ديده ميشود كه بصورت ST depression و T invert است اما از نظر كلينيكي علامت MI ( درد سينه ‚ تهوع ‚ عرق سرد ) را داريم .
موج T invert بعد از چند هفته تا چند ماه نرمال ميشود ولي در مقايسه قطعه ST نهايتا چند روز بعد نرمال ميگردد .
بلوك شاخه اي چپ
Left Bundle Branch Block
در بلوك شاخه اي چپ حذف Initial force ديده ميشود .
نشانه هاي LBBB شامل :
1ـ مهمترين و اولين علامت حذف initial force ميباشد يعني موج Q در V5 , V6 , I , AVL وجود ندارد . همچنين موج r در V1 , V2 حذف ميگردد ( حذف موج Q در V5, V6,I,AVL مهمتر است ) .
2ـ QRS بيشتر از 0.10 ثانيه
3ـ تغيرات غير قرينه ST depression و T invert در اشتقاقهاي V5 , V6 , I , AVL
4ـ تغييرات ST elevation در V1 , V2
بطوريكه طرح QS pattern بوجود ميايد . به همين خاطر بلوك شاخه اي چپ شديدا طرحهاي MI را تقليد ميكند پس اگر نتوانستيم بلوك شاخهاي را تشخيص دهيم بنابراين بيمار حتما MI كرده است اما اگر نشانه هاي LBBB را مشاهده كرديم به هيچ نحو نمي توان از اين نوار پي به MI احتمالي همراه ببريم پس در اين حالت فقط بايد به علايم باليني و تستهاي آنزيمي رجوع كنيم . وجود LBBB ما را از يك ابزار تشخيصي در MI محروم ميكند زيرا اين بلوك هم طرح MI را تقليد و هم ماسك ميكند .
4ـ بندرت شايد تا 30 % انحراف محور به چپ ( LAD ) داشته
باشيم .
اگر بيمار LBBB باشد اما QRS كمتر از 0.12 ثانيه باشد incomplete Left Bundle Branch Block بوده و اگر بيشتر از 0.12 ثانيه باشد موسوم به Complete Left Bundle Branch Block ميباشد .
بلوك شاخه اي راست
Right Bundle Branch Block
در بلوك شاخه اي راست initial force ( موج Q ) داريم ‚ main force داريم ولي فقط بطن راست با تاخير دپولاريزه ميشود . ( R` نماينده ترمينال فورس در ليدهاي سمت راست و S نماينده ترمينال فورس در ليدهاي سمت چپ است ) اين تاخير خود را در terminal force نشان ميدهد و مهمترين علامت يعني Terminal delay ديده ميشود كه موج S يا R` پهن ميشود .
نشانه هاي RBBB :
1ـ مهمترين علامت تاخير در Terminal force است .
R` پهن در V1 , V2 و S پهن در V5,V6 , I,AVL
2ـ ST depression و T invert در ليدهاي V1,V2,V3, ...
3ـ بعنوان يك اصل در RBBB محور قلب بايد حتما در محدوده نرمال باشد ولي اگر علاوه بر RBBB انحراف محور به چپ داشته باشيم در آن صورت با همي بلوك قدامي چپ ( LAHB ) مواجه هستيم كه به آن Bi fascicular Blocks گفته ميشود چنين فردي نيازمند Pace maker ميباشد اما اگر در نوار RBBB مشاهده شود كه انحراف محور به راست نيز دارد پس با همي بلوك خلفي چپ ( LPHB ) مواجه هستيم كه به آن نيز Bi fascicular Blocks گفته ميشود و چنين فردي نيازمند Pace maker ميباشد .
هر گاه باي فسيكولار همراه با PR interval طولاني باشد بنام تري فسيكولار مشخص ميگردد و يا اگر شاهد LBBB همراه با PR interval طولاني باشيم باز يك وضعيت Three fascicular داريم ولي اگر RBBB همراه با PR interval طولاني داشته باشيم شاهد يك باي فسيكولار خواهيم بود .
همي بلوك :
هر گاه LAD شديد داشته باشيم كه هيچ علتي براي نسبت دادن به آن نداشته باشيم تحت عنوان LAHB خوانده ميشود .
هرگاه RAD شديدي داشته باشيم كه هيچ علتي براي آن نتوانيم متصور شويم در آن صورت با LPHB مواجه هستيم .
LAHB, LPHB بطور شايع در افراد كاملا سالم و طبيعي ديده ميشود كه بيشتر در سنين جواني مشاهده ميشود . اما در شرايط پاتولوژيك مثل MI ‚ مشكلات دريچه اي ‚ اختلالات هدايتي ‚ بطور مادرزادي و غيره ممكن است ديده شود .
بنابراين مشاهده همي بلوك فقط تشخيص نواري را بيان ميكند و بيانگر بيماري نيست بلكه تحت عنوان تغييرات نواري بيان ميشود .
تذكر : در LAHB به موارد زير نيز به عنوان نشانه توجه ميشود :
1ـ LAD شديد
2ـ R كوچك در ليد III و S عميق در III
نكات مهم :
ـ هر جا كه در آن ديواره تغييرات ST elevation ديديم ممكن است كه تغييرات آينه اي را در ديواره مقابل مشاهده كنيم كه بصورت ST depression است كه تنها تصوير ديواره مقابل به MI ميباشد اماشايد علاوه بر آن ايسكمي را نيز داشته باشيم پس احتمال آن را رد نميكنيم و يا شايد بيمار در آن ناحيه ديواره مقابل ‚ دچار MI Subendocardial شده باشد . همواره قدام آينه ناحيه تحتاني ميباشد وبالعكس .
ـ R بلند در V1 همراه با ST depression احتمال MI Posterior را مطرح ميكند . ( همچنين در V2 )
ـ در آنوريسم و پريكارديت و آنژين پرينزمتال شاهد ST elevation هستيم كه بايد آن را از MI افتراق داد .
منابع :
ـ مقدمه اي بر الكتروگرافي شامراث ترجمه دكتر هدايتي امامي و دكتر محمد رضا افراز 1377
ـ خواندن فوري الكتروكارديوگرام تاليف دكتر ديل دوبين ترجمه دكتر عسگريان و دكتر بابايي بيگي 1379
ـ اطلس الكتروكارديوگرافي تاليف دكتر قاروني 1379
ـ بر اساس سر فصل تدريس شده در پنجاهمين دوره باز آموزي و آموزشهاي ضمن خدمت در مركز آموزشي تحقيقاتي و درماني قلب و عروق شهيد رجايي
به این ده سوال پاسخ دهید تا دریابید که چه اندازه با احساسات و عواطف خود در ارتباط هستید سپس امتیاز های
خود را جمع کرده و نتیجه حاصل را مشاهده نمایید!
سوال:
1)هنگامی که غمگین و ناراحت هستید, آیا می توانید علت نناراحتی خود را پیدا کنید؟
| همیشه (4 امتیاز) | بیشتر اوقات (3 امتیاز) | برخی مواقع (2 امتیاز) | به ندرت ( 1 امتیاز) |
2) هر چند وقت یک بار شما چیزهایی را خریداری می کنید, ولی واقعا نمی توانید از پس هزینه های آن ها
برآیید؟
| همیشه(1امتیاز) | بیشتر اوقات(2 امتیاز) | به ندرت (3 امتیاز) | هرگز ( 4 امتیاز) |
3) آیا شده که حرفی بزنید و بعد از گفتن آن پشیمان شده باشید؟
| اغلب (1 امتیاز) | گاهی (2 امتیاز) | خیلی کم (4 امتیاز) | هیچ وقت ( 3 امتیاز) |
4) وقتی کسی شما را عصبانی کند, در این صورت شما:
|
با عصبانیت در مقابل او می ایستید (2 امتیاز) |
به هیچ کس هیچ حرفی نمی زنید (1 امتیاز) |
همه جا از آن شخص گله و شکایت می کنید (3 امتیاز) |
به صورت آرام مساله را مطرح نمایید ( 4 امتیاز) |
5) معمولا چند مدت طول می کش که به خواب بروید؟
|
معمولا تا به رختخواب می روید می خوابید (3 امتیاز) |
20 دقیقه طول می کشد که بخوابی (4 امتیاز) |
خواب راختی ندارید و سر جایتان می غلتید(1 امتیاز) |
یک ساعت یا بیشتر ( 2 امتیاز) |
6) معمولا در چه شرایطی به خود این اجازه را می دهید که گریه کنید؟
|
وقتی ناراحتم و فقط دوستان نزدیک یا خانواده ام حضور دارند (3 امتیاز) |
هر زمان که احساس کنم نیاز به گریه دارم (4 امتیاز) |
هر کاری می کنم تا گریه نکنم (1امتیاز) |
وقتی که تنها هستم ( 2 امتیاز) |
7) آیا احساس می کنید که دوستان خوبی دارید؟
|
جمع صمیمی از دوستان و اعضای خانواده دارم (4 امتیاز) |
افراد کمی در زندگی ام هستند (3 امتیاز) |
به سختی می توانم با دیگران ارتباط بر قرار کنم (2 امتیاز) |
تنها متکی به خودم هستم و نیاز به کسی ندارم ( 1 امتیاز) |
8) تا چه حد به توانایی ها و استعدادهایتان اطمینان دارید؟
| خیلی زیاد (4 امتیاز) | زیاد (3 امتیاز) | کم (2 امتیاز) | اصلا ( 1 امتیاز) |
9) چه چیزی باعث شادی و رضایت بیشتر در شما می شود یا به عبارتی باعث ایجاد انگیزه بیشتر در کارهایتان
است؟
|
تحسین و تشویق دیگران (3 امتیاز) |
حس درونی خود (4 امتیاز) |
ترس از شکست (2 امتیاز) |
زنده ماندن و حفظ حیات ( 1 امتیاز) |
10) از نظر من شادی و خوشبختی هر کس عمدتا بر پایه:
|
راه و روشی است که هر شخص در زندگی پیش می گیرد (4 امتیاز) |
اقتصاد جامعه (3 امتیاز) |
اصولی است که هر کسی از هما کودکی با آن تربیت شده (2 امتیاز) |
شانس و اقبال فرد است ( 1 امتیاز) |
حالا امتیازها را جمع کرده و در پایان جواب ها را مشاهده کنید....
جواب
جواب
جواب
جواب امتیاز کمتر از ۲۴:
به شما توصیه می شود که به طور جدی تری به فکر سلامت روحی خود باشید و از کمک
های حرفه ای در این راه استفاده نمایید. ممکن است که مشکلی در زندگی خود داشته
باشید و نیاز باشد تا برای دستیابی به آرامش و سلامت فکری خود آن مشکل را به نحوی
تجزیه و تحلیل نمایید و راه حل مناسبی را برای آن بیابید
جواب امتیاز ۲۴ تا ۳۲:
لازم است تا شما در شیوه زندگی خود کمی تجدید نظر کنید, شرایط روحی شما به طرز
نابسامانی در حالت نوسان است و اگر به همین منوال پیش بروید از لحاظ سلامت روحی
دچار مشکل خواهید شد. شاید یافتن یک شغل جدید و یا حتی مشاوره کار مفید باشد.
به هر حال شما گاهی به خودتان اطمینان کامل دارید و برخی مواقع قادر هستید تا با
احساسات خود به خوبی کنار بیایید
جواب امتاز ۳۲ تا ۴۰:
در این صورت به شا بای تبریک گفت زیرا در این صورت در سلامت کامل روحی و عاطفی هستید. و باید به وجود خود افتخار کنید.شمار توانسته اید به احساسات خود ارتباط خوبی برقرار نمایید.
افزايش سريع و روز افزون هزنيه هاي بخش بهداشت و درمان, به ويژه هزينه هاي مربوط به تشخيص و درمان در سراسر جهان, موجب گرديده تا متخصّصين, اعم از اقتصاددانان, مديران و حتي پزشكان و پرستاران در بسياري از كشورها, در پي يافتن شيوه هاي جديد به منظور محدودسازي هزينه ها باشند. ساخاركار (1998) مينويسد: اجزاء مختلفي در كاهش هزينه ها موثرند و برنامه هاي كاهش هزينه, ضمن داشتن مداومت و استمرار, بايستي بتوانند تعادل دقيق و حسّاسي بين كيفيّت و هزينه خدمت ايجاد نمايند, و برخي هزينه هاي بيمارستاني خاص, گاهي توسط پزشكان و پرستاران, بيشتر قابل كنترل است تا بوسيله مديران؛ كه در اين رابطه ميتوان به مدّت زمان اقامت بيمار, چگونگي خدمت يا مراقبت و غيره, اشاره نمود. عدم توجّه به كيفيّت براي سازمان هاي بهداشتي و خدماتي در كل, ميتواند بسيار گران تمام شود, ولي تامين و توجه به كيفيّت نيز بنوبه خود هزينه هايي را در بر دارد, كه به طور كلّي ميتوان هزينه كيفيّت را در چهار رده اصلي, سازمان داد:
1- هزينه هاي پيشگيري يا Prevention Costs, كه قبل از ارائه خدمت يا محصول, ميباشد, مانند: هزينه فعاليّت هاي طرّاحي محصولات و فرآيندهاي كار, آموزش و تربيت كاركنان در مورد مفاهيم كيفيّت و غيره.
2- هزينه هاي ارزيابي يا Appraisal Costs, كه جهت بررسي و ارزيابي كيفيّت محصولات يا خدمات ارائه شده, صرف ميشود, مانند: هزينه هاي بازرسي و كنترل, آزمايش وسايل و تجهيزات
3- هزينه هاي عدم موفقيت داخلي يا Internal failure costs, كه هنگامي ايجاد ميشوند كه برون داده ها يا محصولات و يا خدمات, داراي نقص يا عيب قبل از خروج از سيستم شناسايي ميگردند و يا از رده خارج, يا اصلاح و ترميم, ميگردند, كه هريك از اين موارد, هزينه هايي را در بر ميگيرد كه مربوط به عدم موفقيت دروني سازمان ميباشد.
4- هزينه هاي عدم موفقيت خارجي يا External failure costs, نيز وقتي پيش ميآيند كه برون دادهاي داراي مشكل, قبل از ارائه به مشتري، شناسايي نميشوند و موجب شكايات مصرف كنندگان محصول و يا دريافت كنندگان خدمت ميگردد, مرجوع شدن و برگشت كالا ها و محصولات, ادعاهاي قانوني عليه تعهدات سازمان, شكايات و غيره, هزينه هاي مربوط به عدم موفقيت خارجي را در بر ميگيرد. به طور كلّي, ميتوان گفت كه افزايش هزينه پيشگيري, موجب كاهش هزينه هاي ارزيابي ميشود, به دليل آنكه بازرسي و آزمايش كمتري در مراحل كار مورد نياز خواهد بود.
هزينه يا Cost, ارزش پولي كالاها و خدماتي است كه براي "اتخاذ تصميم" و يا "اجراي آن تصميم", تامين, تقبل و يا پرداخت ميشود و تكنيك هاي مختلفي جهت تحليل و محدود سازي هزينه وجود دارند, كه عبارتند از: هزينه اثر بخشي, هزينه كارآيي, هزينه منفعت و تحليل ارزش. هر كدام از اين تكنيك ها, به نوعي با كيفيّت و هزينه در ارتباط هستند, و به دروندادها و بروندادها در ابعاد مختلف توجه دارند: ولي نكته مهم آن است كه سه جزء در فرآيند محدود ساختن هزينه ها يا Cost containment وجود دارند كه شامل؛
1- هشياري نسبت به هزينه ها يا Cost awareness , كه اين هشياري و شناخت از فرآيند موجود, جهت محدود سازي هزينه ها, بايستي در ميان كلّيه پرسنل بيمارستان يا سازمان, موجود باشد؛
2- پايش هزينه يا Cost monitoring , كه تامين كننده مكانيسمي است جهت شناسايي, گزارش و تحليل آن دسته از مخارج واقعي كه با بودجه و استانداردهاي موجود, در تضاد هستند؛
3- مديريت هزينه يا Cost management , كه سيستم يا نظام مسئوليت و پاسخگويي جهت دستيابي به برنامه هاي تدوين شده را فراهم مينمايد .
بهره وري براي هر كشور و سازماني، ضروري بوده و اساس رشد اقتصادي است. بهبود بهره وري، مسئوليت اصلي مديريت است. افزايش بهره وري مقدور نيست، مگر با شناخت و تحليل آن. اندازه گيري يك روش دستيابي به شنـــاخت قابل اطمينان است. اندازه گيري بهره وري به ما كمك مي كند تا عوامل موثر در بهبود بهره وري را شناسايي كرده و دريابيم كه فرصتهاي افزايش بهره وري را در كجا جستجو كنيم. اهميت اندازه گيري بهره وري به حدي است كه براساس تجربيات به دست آمده در كشورهاي صنعتي گفتــــه مي شود «مي توان صرفاً با برقراري و اجراي يك سيستم اندازه گيري بهره وري و حتي بدون هيچ گونه تغييري در سازمان يا سرمايه گذاري، گاهي 5 تا 10% بهره وري را افزايش داد».
براي افزايش
پاسخگويي به مشتريان، بايد بهبود بهره وري كل (نه بهره وري جزئي) در بخش
خدمات را مدنظر داشت. براي دستيابي به اين هــــدف بايد تلاش شود كه از
كليه نهاده هاي مهم و از مجموع ستانده ها در قالب يك معيار واحد استفاده
شود. متدولوژي 12 مرحلـه اي زير (كه توسط ELLEN DOREE ROSEN در آمريكا
معرفي شده است) مي تواند در بهبود بهره وري كل در بخش خدمات مفيد فايده
باشد:
1 - انتخــاب واحد كاري يا سازمان براي اندازه گيري؛
2 - انجام ارزيابيهاي مقدماتي:
1-2 آيا كارشناسان اندازه گيري در دسترس هستند؟
2-2 آيا حمايت لازم براي سوق دادن بنگاه به اندازه گيري وجود دارد؟
3-2 چه كساني درگير اين مسئله مي شوند؟
4-2 به چه كساني بايد گزارش داده شود؟
3 - تعيين شالوده و اصول كار از طريق مباحثه و گفتگو با افراد مربوطه و جمع آوري معيارها؛
4
- بررسي و مطالعه رسالت سازمان و شناسايي خدمات اصلي (مرتبط با رسالت
سازمان) واحد كاري. انتخاب يك (يا چند) خدمت از ميان خدمات فوق براي شروع
كار اندازه گيري؛
5 - تصميم گيري براي تعيين چگونــگي اندازه گيري ستانده؛ مقدار ستانده در چه واحدهايي و براي چه دوره زماني اندازه گيري شود؟
6
- تصميم گيري براي تعيين نوع نهاده مورد استفاده؛ اندازه گيري بهره وري كل
عوامل دشوار است. لذا بهتر است هربار يكي از منابع مدنظر قرار گيرد، كه
اغلب موارد نيروي كار است. بايد مشخص كرد كه چه واحدهايي از نهاده در توليد
ستانده نقش دارد.
7 - تصميم گيري براي تعيين روش جمعآوري داده هاي كمي نهاده و ستانده و سپس جمعآوري داده ها.
8 - اگر تنها معيار كارايي مدنظر است، در اين مرحله توقف كرده و نسبت خروجي به ورودي محاسبه مي شود.
9 - اگر كيفيت هم مهم باشد بايد تصميم گيري كرد كه:
الف - چه معيارها و ملاكهايي استفاده شود؛
ب - چه وزني به هرمعيار داده شود؛
ج - سطح استاندارد يا ايده آل هر معيار چقدر باشد.
10 - تصميم گيري براي تعيين چگونگـي جمع آوري اطلاعات هرمعيار و جمع آوري آنها؛
11
- به هرمعيار براساس نسبت كيفيت حاصل شده به كيفيت مطلوب، نمره كيفيت داده
شود؛ در صورت نياز به رتبه بندي كلي كيفيت، بايد نمرات مزبور را پس از
اعمال وزنهاي مربوطه با هم جمـــع كرد. بدين ترتيب نمره كيفيت كل به دست مي
آيد.
12 - براي محاسبه بهره وري (بادر نظرگرفتن كيفيت)، ميزان
ستانده ( O) در نمره كيفيـت كل ( K) ضرب و بر ميزان نهاده (I ) تقسيم مي
شود.
رويكرد اجرايي بيمارستان در راستاي كنترل هزينه ها:
1- اصلاح سيستم برگشتي آب كندانس شده به سيستم دي اريتور در موتورخانه
2- گذاشتن تراپ (تله بخار) در مسير برگشتي و اصلاح تراپ آن به منبع كندانس كه به مقدار 90% از پرتي بخار آب كم شده است.
3- قطع كردن سيستم آب محوطه پزشكان از آب شهر و وصل كردن و لوله كشي آن به سيستم آب چاه
4- گذاشتن شير آب محوطه (آب چاه) براي هر يك از ساختمانهاي پزشكان و نوشتن اطلاعيه براي كليه ساكنين ساختمانها كه جهت آبياري، شستشوي ماشين و بازي بچه ها و ... از اين آب استفاده شود.
5- وصل كردن آب چاه به شيرهاي سيستم تصفيه خانه بيمارستان (كه جهت شستشوي تصفيه خانه به كار مي رود) و قطع آب شهر از آن
6- كليه لوله هاي محوطه بيمارستان بعلت خرابي تعويض گرديد. كه باعث جلوگيري از به هدر رفتن آب نموده است.
7- طي نظارتع كنترل و تدابير اجرايي به ميزان 000/351/1 ليتر ماهانه كمتر نسبت به ماههاي سال پيش در سال 1381 شده است.
8- ارتقاء فرآيند ترخيص و جلوگيري از اشتباهات ريالي، ثبتي و كسورات بيمه اي
9- ارجاع به موقع مدارك بيمه اي پرونده بيماران به طرفهاي قرارداد در راستاي پرداخت به موقع هزينه درمان
10- قرارداد چند k با بعضي از طرفهاي بيمه اي حتي قرارداد 20k با يك شركت حفاري نفت.
11- ارتقاء فرآيند خريد و كنترل لوازم و تجهيزات قبل از ورود به انبار توسط كارشناسان مرتبط بر اساس تصديق محصول
12- فعال نمودن كميته خريد و خريد كالا براساس اقدامات كارشناسي
13- ارتقاء سطح علمي كاركنان و شفاف سازي فرآيندهاي كاري كه باعث از دوباره كاري، اشتباهات ثبتي، كاهش مدت اقامت روز بيماران، تكميل مدارك به موقع، كاهش هزينه هاي درمان، كاهش اتلاف منابع و ... شده است.
14- نصب توري برروي كليه پنجره هاي بيمارستان
15- پلمپ نمودن بعضي از پنجره ها جهت جلوگيري از اتلاف سيستم گرمايش و سرمايش بيمارستان
16-اتومات كردن دربهاري ورودي درمانگاه و بستري جهت جلوگيري از اتلاف سيستم گرمايش و سرمايش بيمارستان
17- كنترل روزانه كليه پنجره ها بخشها و درمانگاه توسط پرسنل تاسيسات
18- راه اندازي سيستم PM براي چند مورد از تجهيزات پزشكي
19- كاليبره نمودن تجهيزات پزشكي در راستاي ارائه بموقع و درست خدمات درماني
20- استقرار سيستم مديريت كيفيت QMS و سيستم 5S، گروه كنترل كيفيت و سيستم پيشنهادات و ...
21- برنامه نويسي در بعضي از واحدها در سيستم نرم افزاري كامپيوتر جهت تسريع در كارها و دقت عمل در كار
22- ارتقاء سطح انگيزه پزشكان جهت مشاركت با بيمارستان
23- تنظيم برنامه مدون اتاق عمل در راستاي افزايش درآمد و ايجاد انگيزه بين كليه پزشكان
24- افزايش تخت Extera در بخشهاي جراحي
25- راه اندازي اتاق 5 و 6 در اتاق عمل
26-افزايش ظرفيت تختهاي زايشگاه
27- كسب درجه يك از وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشكي از افتتاح بيمارستان
28- تبليغ به موقع و گسترده از بيمارستان
29- كسب امتيازات برتر در تمامي طرحها و نمونه بودن در استان
30- نظارت و كنترل دقيق تجهيزات و كالاي مصرفي بيمارستان با بازديد دوره اي و طبق فرمتهاي استوك بخش و واحد و همچنين از طريق كامپيوتر
31- استفاده بهينه از سيستم نرم افزاري بيمارستان در راستاي ارائه آمار و كنترل و مديريت سيستم
32- كاهي نمودن بعضي از برگهاي بيمارستاني و نصف A4 نمودن بعضي از فرمتها
33- تشويق و تبليغ پرسنل در راستاي استفاده بهينه از كاغذ، آب، برق و ... از طريق ارسال اطلاعيه، كنفرانس و دستورالعلمهاي ويژه
34- تدابير مرتبط در صرفه جويي در برق و سيستم گرمايش و سرمايش واحدها و درمانگاهها در پايان شيفت كاري
35- پياده سازي سيستم زيست محيطي در راستاي حفظ منابع و كنترل آن و جلوگيري از آلودگي
36-سعي در تعمير و اصلاح كليه تجهيزات پزشكي و غيرپزشكي توسط پرسنل خوش فكر بيمارستان و كارشناسي نمودن قيمتهاي ارسالي شركتهاي طرف قرارداد در راستاي تعمير تجهيزات و دستگاههاي ارسالي
37- راه اندازي انبار اسقاطي و جمع آوري كليه وسايل و تجهيزات بلااستفاده بخشها و واحدها براساس طرح ساماندهي سيستم 5S و استفاده بهينه از آنان
38- كنترل و نظارت بر مصرف مواد شوينده و ضدعفوني كننده با شفاف سازي، كنفرانس و ارسال اطلاعيه و دستورالعمل
39- آماده سازي خزانه گلهاي بهاره – تابستاني و پائيزه زمستاني در دو نوبت در سال بمساحت 200 متر مربع و توليد انبوه گلهاي نشايي كه تمام نياز بيمارستان را تامين مي كند.
40- درختكاري محوطه بيمارستان از نوع اكاليپتوس و زيتون تعداد تقريبي 4000 اصله كه در حال حاضر با رسيدگي بسيار خود پرسنل واحد فضاي سبز از رشد بسيار خوبي برخوردار هستند و از نظر مالي براي بيمارستان هيچ هزينه اي نداشته است.
41- بذرگيري از گلهاي فصلي داخل محوطه همه ساله براي فصل آينده انجام ميشود كه از نظر مالي هر سالي 4000000 ريال صرفه جويي ميشود.
42- قلمه گيري شمشاد از نوع ترون و پرتقالي در قلمستان بيمارستان به تعداد 3000 اصله كه پس از ريشه دار شدن به داخل محوطه انتقال يافتند و از نظر مالي 6000000 ريال صرفه جويي شده است.
43- كاشت 15000 متر مربع چمن در محوطه توسط پرسنل فضاي سبز
44- نگهداري از چمن درختان محوطه (آّبياري – تراشيدن چمن – وجين – كودپاشي – سمپاشي)
45- قلمه گيري از گلهاي رز همه ساله در قلمستان و پس از ريشه دار شدن به داخل محوطه انتقال مي گيرد.
46-پيگيري جهت قبول مدارك بيمه اي توسط طرفهاي قرارداد بصورت ديسكت
47- انتقال اطلاعات بيمارستان به صورت ديكست و همچنين از طريق مودم
48- نصب شبكه ون جهت دريافت و ارسال فايلها و ورژنهاي نرم افزار
49- افزايش نصب UPS در سيستم جهت ايمني برق كامپيوتر و جلوگيري از خرابي كامپيوتر
50- نصب ورژنهاي جديد نرم افزاري در راستاي آمارگيري
51- شبكه نمودن بعضي از نرم افزارهاي بخشها و واحدها خصوصاً مالي و اداري در راستاي آمارگيري و مديريت آن
52- نصب DVD رايتر جهت انتقال اطلاعات
53- نصب سرور HP با ظرفيت بالا
54- كاهش تعداد پرينت ها CT Scan و انتقال اطلاعات از طريق CD
55- كاهش تعداد اكسپوزهاي انجام شده در CT Scan
56-كاهش تعداد موارد عكسهاي سوخته شده در CT Scan و راديولوژي با كنترل و آموزش
57- واگذاري واحد نقليه به واحد خصوصي
58- سامان دهي اورژانس و افزايش تخت و جلوگيري از پرت زمان و تجهيزات داروئي
59- سنگ كاري ديوار راهروها تا ارتفاع دو متر جهت جلوگيري از تكرار تعميرات آن
60-بازبيني پك هاي اتاق عمل و تنظيم تعداد گازها و لونگازها جهت جلوگيري از آلوده شدن اضافات
61-تحويل و تحول كامل وسايل اتاق عمل و انبارداري كامل تجهيزات و كالاهاي موجود در اتاق عمل
62-كاهش مصرف محلولهاي بيوشيمي به كمك راه اندازي دستگاه مجهزتر
63-تنظيم برنامه ساعت كاري دستگاههاي استرلي و فور و جلوگيري از خاموش و روشن كردن مكرر با ظرفيت كم در آزمايشگاه
64-استفاده از حوله هاي شخصي در اتاق استراحت پرسنل به جاي استفاده از دستمال كاغذي
65-استفاده از ليوان هاي شخصي در بخشها و سلف جهت جلوگيري از مصرف ظروف يكبار مصرف
66- استفاده از دستمال كاغذي به جاي استفاده از گاز ساده جهت آزمايشات الايزا
67-استفاده از فلاسك چاي بجاي سماور برقي در بعضي از بخشها و واحدها
68-استفاده از پليتهاي كشت ميكروبي چند خانه بجاي استفاده از يك پليت براي هر بيمار
69-لبنيات بصورت مستقيم از مراكز توليدي
70- نظارت و كنترل انبار غذايي و يخچالها و برنامه ريزي مصرف مواد غذايي
71- جايگزين برگه اضافي در پرونده جهت جلوگيري از فتوكپي آن براي موسسه هاي بيمه اي طرف قرارداد
72- ادغام كاري صندوق با پذيرش در شيفت شب و در شيفت صبح ادغاك صندوق با ترخيص و تامين نيروي از آن واحد كه موجب شده 12 ساعت شيفت شب و 6 ساعت در صبح صرفه جويي نيرو گردد.
73- دريافت مابه التفاوت هزينه از داروهاي خارجي كه حدوداً 18000000 تا 20000000 تومان در سال باعث افزايش درآمد ميشود.
74- در سالهاي قبل كليه پرونده ها در چند ماه اول بعد از آمدن تعرفه جديد تصحيح و سپس به طرف قراردادها ارسال ميشد كه موجب درآمدي بالغ بر 15000000 تومان مي شد.
75- تعويض كليه قطره گيرها (فين ها) برج خنك كننده كه باعث بالا رفتن راندمان سيستم هاي سرمايشي مي گردد.
76-سرويس و رسوب زدايي منظم و دوره اي برجهاي خنك كننده كه باعث افزايش راندمان و مصرف آب كمتر در اوج گرماي فصل تابستان ميشود.
77- استفاده از آب چاه براي شستشوي ماشين در واحد نقليه
احياي قلبي ريوي يك مانور حيات بخش است كه به كمك آن تنفس و گردش
خون فرد مصدوم حفظ مي شود تا از نرسيدن موادغذايي و اكسيژن به مغز او و مرگ
مغزي در فرد جلوگيري شود.اين مانور حياتي مي تواند بدون احتياج به هيچ
وسيله اضافي نيز انجام گيرد و انجام صحيح و به موقع آن جان انسانهاي زيادي
را از مرگ حتمي نجات بخشد .
آيا
مي دانيد كه چه بسا فردي كه دچار ايست قلبي تنفسي شده است با انجام صحيح
مانورهاي احيا قلبي تنفسي مي تواند از مرگ حتمي نجات پيدا كند.
در
مواردي مثل ايست قلبي , غرق شدن , خفگي , مصرف زياده از حد مواد مخدر .و
مشروبات الكلي , احياي قلبي ريوي مي تواند فرد را به زندگي بر گرداند.
جهت شروع احياي قلبي ريوي ابتدا بايد مطمئن شويد كه فرد مورد نظر شما به احياي قلبي ريوي نياز دارد بدين منظور:
او را صدا زده و به آرامي تكان مي دهيد .
به دقت به چهره فرد و حركات قفسه سينه او بنگريد . (( چهره كبود و زرد و لبهاي تيره رنگ و كبود نشانگر نارسايي گردش خون فرد است )).
با ديدن اين علايم بي درنگ از كساني كه در محل حادثه حضور دارند بخواهيد تا با تلفن اورژانس 115 تماس بگيرند.
اگر مي خواهيد احيا’ قلبي ريوي را انجام دهيد هرگز به بهانه تماس با اورژانس مصدوم را رها نكنيد .
امانبايد فرصت را از دست بدهيد .شما هم مي توانيد با احياي قلبي ريوي زندگي اين فرد را نجات دهيد پس مراحل احياي ريوي را آغاز كنيد.
هشدار
قبل
از هرگونه اقدامي جهت انجام احياي قلبي تنفسي هر مصدوم اطمينان حاصل كنيد
كه اين عمل سلامتي شما يا مصدوم را از نظر سرايت بيماريهايي چون ايدز و
هپاتيت تهدي نمي كند .
براي انجام مراحل CPR مرحل زير را با دقت پيش مي گيريم .
باز كردن راه هوايي
دادن تنفس مصنوعي
ماساژ قلبي
اولين قدم
باز كردن راه هوايي فرد است .در فرد بيهوش تمامي ماهيچه ها شل شده
اند.عضلات زبان و گردن هم از اين قاعده مستثني نيستند و احتمال دارد كه
زبان به طرف حلق بر گردد و راه هوايي را مسدود كند .
كف
دست را روي پيشاني مصدوم گذاشته و سر او را به طرف عقب بر گردانيد .
همزمان با اين كار دست ديگر را زير چانه او قرار داده و به سمت بالا فشار
دهيدبه طوريكه دندانهاي فك بالا و پايين در مقابل هم قرار گيرند . در صورت
انجام صحيح اين مراحل شما موفق به باز كردن را ه هوايي مصدوم خواهيد شد .

مراقب باشيد كه دهان فرد را بيش از حد باز نشود چون در اين صورت ممكن است زبان به عقب برگردد و راه هواي را مسدود كند .
پس از بازكردن راه هوايي بايد از وضعيت تنفس مصدوم أگاه باشيد.ابتدا قفسه سينه
فرد را برهنه كنيد.
اگرصورت مصدوم كبود و رنگ پريده باشد .
نه جريان هوا از بيني و دهان فرد حس شو د و نه صدايي كه نشانگر جريان هوا باشد به گوش برسد.
قفسه سينه حركت نداشته باشد.
تنفس
وي قطع شده است و بايد تنفس مصنوعي را آغاز كنيد حتي اگر نتوانستيد تشخيص
دهيد كه فرد مذكورتنفس دارد يا نه نفس مصنوعي را آغاز كنيد چون اگر فرد
تنفس داشته باشد شما در هنگام تنفس مصنوعي متوجه مي شويد.
سررابه عقب متمايل كنيد به صورتيكه دهان كمي بازتر باشد (نحوه باز كردن راه هوايي در مبحث قبل آمده است.)با انگشتان دستي كه روي پيشاني مصدوم است سوراخهاي بيني فرد را ببنديد .

دهان
خود را روي دهان مصدوم بگذاريد بطوريكه , لبهاي شما كاملا اطراف دهان اورا
بگيرد.با يك بازدم عميق هوارا وارد دهان فرد مصدوم كنيد.همزمان از گوشه چشم
خودبه قفسه سينه فردنگاه كنيد وببينيد آيا هنگامي كه درون مجاري هوايي
اومي دميد قفسه سينه بالا مي رود يا نه ؟
وقتي
قفسه سينه فرد بالا مي آيد تنفس را قطع كنيد ودهان خود را از دهان فرد دا
كرده و بيني اورا آزاد بگذاريد و خودتان برا ي تنفس بعدي نفس بگيريد.
هنگام
تنفس موثر سينه وشكم مصدوم بالاو پايين مي آيد , احياگر حس مي كند كه
بادكنكي را پر ميكند و پس از دميدن حجم معيني , مقابل ورود هواي اضافه تر
مقاومت احساس ميكند .به تدريج رنگ پوست فرد از زردي و كبودي به صورتي تغيير
مي يابد.
پس ازدادن يك يا دو تنفس مصنوعي در صورتيكه فرد تنفس خود را بازنيابد بايد نبض فرد را كنترل كرد.
طريقه كنترل كردن نبض :
پس
از آنكه تنفس مصنوعي تمام شد كف دست را از روي پيشاني فرد بر نداريد و دو
انگشت دست ديگر را در وسط گردن بالاي ناي و حنجره روي برآمدگي جلوي گردن (
سيب آدم ) بگذاريد .
انگشتان
خود را به آرامي به سمت پايين و كنار آن قسمت بلغزانيد و سپس كمي فشار
دهيد . به مدت 5-10 ثانيه اين كار را ادامه دهيد تامطمئن شويد كه نبض را حس
ميكنيد يا نه؟
كنترل
كردن نبض احتياج به مهارت و دقت خاصي دارد شما نيز ميتوانيد با تمرين كردن
و شركت در كارگاههاي عملي احيا تنفسي اين مهارت را كسب نماييد .
اگر فرد نبض داشت به تنفس مصنوعي با اندزه’ دوازده بار در دقيقه ادامه دهيد . بيشتراگر
فرد نبض نداشت بايد بي درنگ ماساژ قلبي را همراه با تنفس مصنوعي آغاز
كنيد.زيرا فرد دچار ايست قلبي شده و احتمال دارد صدمات جبران ناپذيري به
مغز وي برسد.
براي دادن يك ماساژ قلبي موثر علاوه بر اينكه بايد ماساژ را با تكنيك صحيح انجام داد لازم است كه وي را در وضعيت مناسبي بخوابانيد.
بيمار
را به پشت خوابانده , مطمئن شويد كه وي روي يك سطح سخت قرار گرفته است .
اما اگر فرد در رختخواب يا هر سطح نرم ديگري است وقت را تلف نكنيد و فقط
كافيست كه اورا روي روي زمين بلغزانيد يا اينكه يك تخته با هر شي صاف و سخت
را از بين پشت او و ملحفه قراردهيد .
كنار مصدوم زانو بزنيد .

در ماه رمضان چگونه درس بخوانیم؟
(حتما بخوانید...)
طی درخواستهای مکرر توسط شما دوستان میخواهیم کمی به بررسی وضعیت درسی دانش آموزان در ماه مبارک رمضان بپردازیم.لذا این مطالب قطعا برای کسانی نوشته شده که طبق روال عادی در این ماه به روزه داری مشغولند.چند پارامتر مهم در این ماه وجود دارد که باید به آنها توجه کنیم:
افت تحصیلی
در این ماه به دلیل تغییر در برنامه غذایی،برنامه خواب واستراحت،تغییر در ساعات کاری اکثر مردم،تغییر در برنامه های صدا وسیما!،اختصاص دادن مقداری بیشتری از زمان برای برنامه های مذهبی وعبادی و... به طور طبیعی در برنامه عادی زندگی اشخاص تغییراتی مشاهده میشود .واین موضوع برای هر کسی اتفاق می افتد ازجمله دانش آموزان و پشت کنکوریها. معمولا در این ماه کمیت وکیفیت مطالعه قریب به اتفاق دانش آموزان (پشت کنکوریها) افت میکند که مقدارش در هر کس متفاوت خواهد بود. پس این مهم را باید بدانیم که این شرایط برای همه افراد وجود دارد( ازآنجا که در ایران اکثریت مردم مسلمانند و معمولا در امر روزه دارای قدری حساسیت بیشتری به خرج میدهند)پس،از کاهش ساعات مطالعه در ماه رمضان نباید زیاد ناراحت بود.اما بعضی از افراد متاسفانه در این ماه به جای افت ساعات مطالعه دچارقطع میشوند !که این موضوع نیز بسیار دیده میشود. امید وارم شما اینگونه نباشید.یادمان باشد خوشبختانه از بخت و اقبال خوب شرکت کنندگان کنکور88 این ماه مبارک در اولین ماههای سال تحصیلی قرار دارد پس اصلا نباید نگران بود، اما مطلب خیلی مهم این است که عده ای در انتهای ماه ، وقتی نگاهی به عملکرد مطالعه خود در این ماه میندازند متاسفانه ابراز ناراحتی و افسوس میکنند و این زمانی است که معمولا دفتر های برنامه ریزی گم میشود!! یا.... این گونه افکار با توجه به قرار گرفتن این ماه در ابتدای سال تحصیلی بسیار...است.معمولا درماه مبارک رمضان به دلیل پایین آمدن قند خون وگرسنگی دانش آموز وحتی دبیران محترم در کلاسهای درس(مخصوصا اگر با گرمای هوا همراه باشد که هست) وکم بودن نسبی زمان کلاسها ،اهمیت کمتری به کلاسها داده میشود.و این زمانیست که عقب افتادن از برنامه و ایرادگیری ها وبهانه گیری ها شروع میشود و با توجه به اول سال تحصیلی بودن این مساله بسیار خطر ناک است!معمولا در این زمان به افراد پیشنهاد میشود ضمن آنکه به جای تماشا کردن سریال های تلویزیونی حواسشان به مدیریت زمان باشد،اگر تصمیم به کاهش قسمتی از مطالعه را دارند ،از کاهش کمیت وکیفیت کلاسها حتما چشم پوشی کنند.در این ماه میتوانید با کم کردن تمرینات اضافی و مخصوصا تمرینات تستی مقداری بار مطالعاتی خود را سبکتر کنید. اما سعی کنید دقت وپیگیری در کلاس درس را دوچندان کنید چرا که برگزاری معمول کلاسها در ساعات اولیه روزموجب اهمیت استفاده از مطالب کلاس میشود(البته آن دسته از اشخاصی که در برنامه خود کلاس آموزشی ندارند باید به کیفیت وکمیت مطالعه خود در ساعات اولیه روز بسیار توجه کنند)و اما مطلب مهم دیگر وشاید از فواید خاص این ماه برای کنکوری ها:
نکته ای که بسیار مهم است این است که در این ماه بدن آماده ترین حالت ممکن را در طول شبانه روز در ساعات اولیه دارد.و چه پسندیده است که بتوانیم در این ساعات حد اکثراستفاده را ببریم،ساعاتی که شاید روزهای دیگر سال از آنها محروم باشیم.وآن ساعات بین الطلوعین هستند و بعد از آن .کاری که معمولا دیگران از انجام آن محرومند،یعنی شروع مطالعه دقیقا بعد از اذان صبح(مخصوصا بعد از نماز اول وقت!)ودقیقا همان زمانی که اکثریت مشغول دیدن خوابهای تخیلی میباشند(با آن حجم غذای خورده شده و...).
هشدار برای تلویزیون!
در کل یک شخص کنکوری باید یک موضوع مهم را در خود به طور جد حل کند: تلویزیون یا دانشگاه!
که اهمیت این موضوع در ماه مبارک رمضان به دلایل زیادی همچون کثرت برنامه ها،کمبود وقت،پخش برنامه ها در ساعات پر بازده روز،کنکوری بودن!!!،کنکوری بودن و کنکوری بودن و...بسیار زیاد میشود.
تغییرات عجیب ساعات خواب
بعضی از افراد ضمن خواب کامل شبانه، بعد ازمیل کردن سحری ،در کلاسهای درس،در اماکن عمومی،در منزل قبل از اذان(به بهانه استراحت و شارژ شدن برای بعد از افطار)،بعد از افطار به بهانه آماده شدن برای شب زنده داری علمی و...به خواب میپردازند.و اوج ساعات مطالعه این گونه افراد بین 10.30 تا11.30 است و بعد از آن تصمیم به خوابیدن و بیدارشدن در اوایل صبح روز بعد را دارند.که البته ابن اتفاق در طی این1ماه هرگز نمی افتد!(این اتفاقات طی تجربه های زیاد به کرات دیده شده)
معمولا یک فرد بالغ و دارای شرایط تقریبا عادی در شبانه روز نیاز به چیزی حدود6-7 ساعت خواب دارد که بهترین زمان آنرا از 10 شب تا 4 صبح روز بعد میدانند.لذا امیدوارم این عزیزان در صورت ممکن ونداشتن عادات خاص(والبته نه بسیار خاص) بتوانند این توازن را برقرار کنند یا حدالامکان ساعات خواب خود را به طور نسبتا عادی تنظیم کنند.موقعیتی طلایی برای آزمون
شاید بسیاری معتقد باشند که در این ماه وشرایط گرسنگی وخستگی که برای افراد به وجود می آورد،آزمون دادن پدیده جالبی نباشد.و اتفاقا ما کاملا با این نظرمخالفیم! موضوع مهم اینجاست که در دوره پیشدانشگاهی سنجش میزان اطلاعات فرد ، تنها قسمتی ناچیزی از هدف ازآزمون دادن است.در این دوره ما آزمون میدهیم تا با بسیاری از شرایط دستو پنجه نرم کنیم،تجربه به دست آوریم ،بدانیم اگر مثلا وقت نبود،اطلاعات کامل نبود،انرژی کافی نبود،مطالب به یادمان نبود و...چگونه میتوانیم از آزمون سربلند بیرون آییم و آیا هنراین را داریم که بتوانیم آزمون را به گونه ای مورد قبول جمع کنیم؟و حد اکثر استفاده را از دانسته هایمان ببریم؟ویا نه در همان ابتدا از همه چیز انصراف میدهیم؟
با این تفاسیر نظرما این است : اگر به بودجه آزمون نرسیدیم ،از آزمونی اطلاع نداریم،آماده نیستیم،خواب کافی نداشته ایم،جمع بندی نکرده ایم،انرژی کافی نداریم وهزاران مساله دیگر که مارا از دادن یک آزمون با شرایط خوب باز میدارد،اتفاقا شرکت در این آزمون ارزش بسیار زیادی دارد و میتواند تجربیات زیادی را برای ما به ارمغان بیاورد.(به شرط جدی گرفتنش واینکه گمان بریم این خود آزمون کنکور است)این همان چیزیست که متاسفانه قریب به اتفاق دانش آموزان از آن بیخبرند.پس در این شرایط هر آزمونی چه آزمونهای آزمایشی و چه آزمونهای تک درس وکلاسی را حتی در شرایط بیمارستانی از دست ندهید! به خودتان بچشانید طعم خستگی را،گرسنگی را یا به قول بچه ها هنگ کردن را .که اینجا چشیدن بهتر است تا در انتهای جلسه کنکور چشیدن.
حرف آخر:
امید وارم این آخرین سالی باشد که ساعات دفتر برنامه ریزی کنکورتان را با ساعات زیبای ماه مبارک رمضان پر میکنید، باری به هر جهت برای شما همچنان آرزوی موفقیت وشادابی میکنیم البته همراه با آرامش وامید واریم این مطالب بتواند مورد استفاده شما عزیزان قرار بگیرد،ومارا در دعای خود فراموش نکنید.
چند توصیه برای مهار
تشنگي در ساعات روزهداري
به گزارش « ایران بیدار است » و به نقل از جام جم آنلاين، تشنگي در طول
روزهداري آن هم در روزهاي گرم سال بيشتر ما را اذيت ميكند اما چگونه
ميتوانيم تشنگي را مهار كنيم؟ به طور كلي بدن انسان در شرايط محروميت از
آب، حداكثر تلاش خود را ميكند تا آب باقيمانده در بدن را حفظ كند.
در نتيجه اگر دماي بدن فرد طبيعي بوده و فعاليت شديد هم نداشته باشد، تا
بيش از 3 روز با شرايط كمآبي كنار ميآيد، اما موضوع مهم آن است كه چگونه و
چه نوع موادي را در وعده افطار يا سحر مصرف كنيم تا كمتر احساس تشنگي
كنيم.
از جمله موادي كه براي كنترل تشنگي بايد از آن پرهيز كرد مصرف قند و نمك
است. اين مواد ميتوانند از همان ساعات اوليه روز در بدن كمآبي ايجاد
كنند. غذاهاي كنسروي، انواع ساندويچها، بادمجان، فلفل، كله پاچه، سيراب
شيردان، تنقلات شور و بسيار شيرين و همچنين برخي از انواع سبزي خوردن در
وعده سحر در طول روز ميتواند ما را تشنهتر كند.
از سوي ديگر برخي از غذاهاي پروتئيني مانند گوشت، حبوبات يا سويا به دليل
آن كه براي متابوليسم و دفع نياز به آب زيادي دارند، بيشتر بايد در وعده
افطار و قبل از سحر مصرف شوند.
در مورد ادويهجات و غذاهاي تند و
محرك نيز بايد گفت اين نوع غذاها به دليل آن كه عرقزا بوده و خون را به
سطح بدن هدايت كرده و باعث تعريق و دفع آب بيشتر از بدن ميشوند، مصرف آنها
در سحر توصيه نميشود.
معمولا غذاهاي آبدار مانند سوپ، آشهاي
ساده، انواع خورش، خوراكهاي آبدار، سبزيجاتي چون كاهو، خيار، اسفناج و
ميوههاي فصل همگي گزينههاي مناسبي براي تشنه نشدن به شمار ميروند.
اين
كه غذاي سحري حتما پختني باشد يا حاضري، چندان مهم نيست. چيزي كه اهميت
دارد اين است كه غذاي تهيه شده كمنمك، كمشيرين و از گروه غلات انتخاب
شدهباشد.
غلات نهتنها براي هضم و دفع نياز چنداني به آب ندارند
بلكه ميتوانند مقدار زيادي آب را به خود جذب كرده و در ساعات روزهداري
كمك شاياني به فرد روزهدار كنند.
همچنين بهترين نوشيدني در سحر آب،
چاي كمرنگ، آبميوه طبيعي، آب هندوانه و شربتهايي چون شربت خاكشير، تخم
شربتي و شربت آبليمو در صورت شيريني كم آنها است. دانههاي تخم شربتي و
خاكشير وقتي در مجاورت آب قرار گيرند، ميتوانند چندين برابر وزن خود آب
جذب كرده و متورم شوند. در نتيجه اين دانهها آب زيادي را در خود نگهداشته
و وقتي بدن با كمآبي مواجه ميشود، از ذخيره آب آنها براي تامين آب بدن
استفاده ميشود. از طرفي، نوشيدن آب زياد در وعده سحر نه تنها به رفع تشنگي
كمك نميكند بلكه ميتواند موجب رقيق شدن شيره معده و اختلال در هضم غذا
شود.
سحري را حذف نكنيد
متاسفانه بسياري از افراد وعده سحري
را از برنامه غذايي خود حذف ميكنند، اما بايد بدانند كه ضعف بدني، سردرد،
بوي بد دهان، افت قند خون، كاهش فشار خون و عصبانيت در طول روز از عواقب
نخوردن سحري است.
افت فشار خون ميتواند خستگي، كم شدن انرژي،
سرگيجه و ظاهر رنگ پريده را ايجاد كند. در اثر كاهش قند خون نيز تعريق
زياد، احساس لرز، تپش قلب، كاهش تمركز و سردرد عارض ميشود. بنابراين
حتيالمقدور وعده سحر را خصوصا در اين فصل كه ساعات روزهداري طولاني است
فراموش نكنيد واگر هم براي خوردن سحري چندان اشتهايي نداريد اين وعده را با
ميوه و سالاد كاهو شروع كنيد تا اشتهايتان باز شود.
|
|
|||||||||||||||||||||
|
بزرگترین شرکت رسانهای کنترل اذهان کودکان چگونه به
ترویج همجنسبازی میپردازد؟ به گزارش مشرق، قریب به یک قرن است که شرکت والتدیزنی (Walt Disney)، فیلمهای سینمایی و انمیشنهای مخصوص کودکان را که حاوی ارزشها و سنن آمریکایی هستند تولید و منتشر میکند. این شرکت طی دههها تبدیل به یک امپراطوری بزرگ شده است که به نوعی میتوان آن را سردمدار صنعت سرگرمیهای خانوادگی در جهان نامید. یقینا خوانندگان عزیز بارها در حین تماشای فیلمهای سینمایی یا کارتونی با نشان این امپراطوری بزرگ و یا شرکتهای تابعه آن مواجه گشتهاند. دیزنی شرکتی است برای تسخیر اذهان کودکان و جهت دادن بدانها. البته در دهههای اخیر تولیدات این شرکت بزرگسالان را نیز هدف گرفته و در کنار سایر چهرهها و شرکتهای هالیوودی تبدیل به یکی از پیشگامان حمایت از ارزشهای جدید غربی به مانند همجنسبازی و یا شیطانپرستی شده است.والتدیزنی چگونه بوجود آمد؟شرکت والتدیزنی (Walt Disney Company) پردرآمدترین شرکت رسانهای در جهان محسوب میشود. این شرکت در سال 1923 با عنوان "استدیوی کارتون برادران دیزنی" بنیان نهاده شد و در سال 1986 عنوان کنونی را بر خود گرفت. شخصیتهای کارتونی، فیلمهای متحرک و پارکهای سرگرمی این شرکت در تمام جهان شناخته شده هستند.والت دیزنی در5 دسامبر سال ۱۹۰۱ در شیکاگو دیده به جهان گشود. او از یک خانواده کشاورز بود. از کودکی به آموختن نگارگری پرداخت. در جنگ جهانی اول راننده آمبولانس بود.او پس از جنگ به تبلیغات تلویزیونی پرداخت. در سال ۱۹۲۲ با کسی به نام اوب ایورکز شرکتی به راه انداخت.در ۱۹۲۳ به هالیوود رفت و آغاز به ساخت کارتون کرد. نخستین کار بزرگش آفرینش چهرهای به نام میکی ماوس بود. در ۱۹۳۰ بسیار نامدار شده بود. وی در ۱۹۳۷ نخستین فیلم بلند پویانمای خود به نام سپیدبرفی را ساخت. وی همچنین کارگاهی فراهم کرده بود که در آن به اموزش پویانماگران میپرداخت. وی در ۱۷ ژوئیه ۱۹۵۵ دیزنیلند را گشود.
شرکت والتدیزنی (The Walt Disney Company) یکی از بزرگترین شرکتهای رسانهای و سرگرمی جهان است. این شرکت در ۱۶ اکتبر ۱۹۲۳ به وسیلهٔ دو برادر، «والت» (Walt) و «روی او.» (.Roy O) دیزنی، به عنوان یک استودیو کوچک انیمیشنسازی تأسیس شد و چندی بعد به یکی از بزرگترین استودیوهای هالیوود، صاحب یازده شهر بازی و چند شبکه تلویزیونی از جمله ایبیسی تبدیل شد. این شرکت در سال ۱۹۳۰ با کمک شرکت کلمبیا پیکچرز موفق به عرضه مجموعه تلویزیونی کارتونی میکی ماوس شد. دفتر مرکزی شرکت دیزنی و امکانات اصلی تولید آن در کالیفرنیا، در استودیوی والت دیزنی (بربنک) قرار دارند. این شرکت یکی از اعضای میانگین صنعتی داو جونز است و در سال ۲۰۰۶، مبلغ ۳۴٫۳ میلیارد دلار درآمد داشتهاست. تا سال ۱۹۵۵، شرکت دیزنی فقط روی فیلمهای کارتون کار میکرد. شرکت دیزنی از سال ۲۰۰۲ توسط «دیک کوک» اداره میشود. والت دیزنی، در سال 1928 شخصیت میکی ماوس (Mickey Mouse) را در کارتون "قایق بخاری ویلی" (Steamboat Willie) ارائه نمود که با استقبال فراوانی مواجه شد.
"قایق بخاری ویلی" اولین محصول شرکت والتدیزنی با حضور شخصیت میکیماوسبرخی دیگر از کارتونهای این شرکت که برای خوانندگان بزرگسال ما نیز یقینا آشنا هستند عبارتند از: "سفید برفی و هفت کوتوله" (1937)، "پینوکیو" (1940)، "بامبی" (1942)، "سیندرلا" (1950) و "رابینهود" (1952). از دیگر محصولات این شرکت عظیم میتوان به کارتونهایی چون "شیر شاه" (1994)، مجموعه "داستان اسباب بازیها" (1995-2010) "در جستجوی نمو" (2003)، "بالا" (2009)، "والای" (2008)، مجموعه "اتومبیل ها" (2006 و 2011) و یا فیلمهای سینمایی چون "هوانورد" (2004)، مجموعه "بیل را بکش" (2001 و 2004)، "جایی برای پیرمردها نیست" (2007) و مجموعه "دزدان دریای کارائیب" (2006 – 2011) اشاره نمود. قابل ذکر است که اسامی ذکر شده در بالا تنها بخش بسیار کوچکی از تولیدات این غول رسانهای را تشکیل میدهند.
مجسمه والتر دیزنی و میکیماوس که در پارک دیزنیلند نصب شده استدر سال 1984 و متعاقب مرگ وات دیزنی، یک یهودی به نام مایکل ایزنر (Michael Eisner) ریاست شرکت دیزنی را بر عهده گرفت.وی بلافاصله همکیشان یهودی خود را وارد شرکت نمود و به قول مایکل مدود (Michael Medved)، منتقد سینمایی، به زودی یهودیان سراسر دیزنی را در برگرفتند. تحت مدیریت جدید، فروش و سود شرکت دیزنی افزایشی ناگهانی یافت و این شرکت که بار دیگر احیاء شده بود بار دیگر به قله جهانی صنعت سرگرمی بازگشت.
مایکل ایزنر مدیر عامل یهودی والتدیزنیوالتدیزنی، یکی از فعالترین شرکتهای رسانهای در حوزه کنترل اذهان "مالکیت تیم هاکی "اردکهای بزرگ آناهیم" (The Mighty Ducks of Anaheim) نمی تواند شروعی برای توصیف وسعت این پادشاهی باشد. هالیوود هنوز هم قلب نمادین این شرکت است. والتدیزنی هشت استدیوی فیلمسازی در اختیار دارد که عبارتند از: "والتدیزنیپیکچرز" (Walt Disney Pictures)، "تاچاستونپیکچرز" (Touchstone Pictures)، "میرامکس" (Miramax)، "بونا ویستا هوم ویدئو" (Buena Vista Home Video)، "بونا ویستا هوم اینترتینمنت" (Buena Vista Home Entertainment)، "بونا ویستا اینترنشنال" (Buena Vista International)، "هالیوود پیکچرز" (Hollywood Pictures) و "کاراوانپیکچرز" (Caravan Pictures) که در سال 1999 منحل گردید.
شرکتهای فیلمسازی دیزنی شرکت والتدیزنی تحت لوای "انتشارات کتاب والتدیزنی"( Walt Disney Company Book Publishing) و "گروه انتشاراتی ایبیسی" (ABC Publishing Group) هشت بنگاه انتشارات کتاب؛ هفده مجله؛ شبکه تلویزیونی ایبیسی با ده ایستگاه تلویزیونی که در پنج بازار برتر جهان مشغول به فعالیت هستند؛ سی ایستگاه رادیویی در تمام بازارهای برتر جهانی؛ یازده کانال کابلی شامل دیزنی، "ایاسپیان" (ESPN) (مشترک)، "ایاندای" (A&E) و کانال تاریخی (History Channel)؛ سیزده کانال پخش بینالمللی از استرالیا گرفته تا برزیل؛ هفت واحد تولیدی و ورزشی در اقصینقاط جهان؛ و هفده سایت اینترنتی شامل "ایبیسیگروپ" (ABC group)، ESPN.sportszone، NFL.com، NBAZ.com و NBAZ.com. پنج گروه موسیقیایی این شرکت شامل مارکهای "بوئنا ویستا"( Buena Vista)، "لیریکاستریت" (Lyric Street) و والتدیزنی. شرکت والتدیزنی مالک داراییهای زیر است: · ایبیسی، کانال دیزنی، ایاسپیان، اِیاندای، کانال تاریخ · والتدیزنیپیکچرز، تاچاستون پیکچرز، هالیوود پیکچرز، شرکت فیلمسازی میراماکس، دایمنشن و بوئنا ویستا اینترنشنال. · افرادی چون میلی سایروس (Miley Cyrus)، هانا مونتانا (Hannah Montana)، سلنا گومز (Selena Gomez)، یوناس برادرز (Jonas Brothers). درآمد این شرکت در سال 2010 بالغ بر 38 میلیارد دلار بود که تقریبا 7/5 میلیارد دلار آن را سود خالص تشکیل میدهد.
شبکههای تلویزیونی شرکت والتدیزنی آیا میکیماوس و جری نماد یهودیان هستند؟ میکیماوس جزو مشهورترین شخصیتهای کارتونی دیزنی است که برای اولین بار در 18 نوامبر 1928 معرفی گشته و به زودی تبدیل به ستاره بیش از 120 کارتون مختلف گشت. بد نیست بدانیم این اولین شخصیت مشهور آثار والتدیزنی نمادی از همان یهودی سرگردان و بی کس است که مدام از سوی رقیبان قوی تر تهدید میشود و او صرفاً با اتکا به زیرکی و چالاکی خویش، بر تمامی دشمنان فایق میآید. امروز هم تداوم این شخصیت کارتونی را در انیمیشن "تام و جری" میتوان مشاهده کرد که موشی بد جنس و فریب کار با تکیه بر شیطنت ها و ناجوانمردیهایش به طرز اعجاب آوری همیشه بر گربهای نادان و احمق پیروز میشود. این قبیل آثار در دادن حس اعتماد به نفس به مخاطبان یهودی (که دقیقا مفهوم سمبل "موش" را میفهمند) [ظاهرا در آلمان نازی و همچنین سایر مناطق اروپا یهودیان را با القابی چون موش کثیف مورد خطاب قرار میدادند] و همچنین در دادن الگویی دغل و بدجنس به کودکان و نوجوانان بیگناه جهانیان تأثیر بسزایی دارند."
مثلث صورتی دیزنی در حالیکه حمایت از همجنسبازی دیگر تبدیل به یکی از ارکان هالیوود شده است، والتدیزنی نیز، مطابق آنچه که "مجمع خانواده آمریکایی" (American Family Association)
میگوید تبدیل به یکی از "ترویج دهندگان اصلی نوع زندگانی همجنسبازانه و
همچنین برنامههای سیاسی و اجتماعی همجنسبازانه در آمریکای امروز شده
است." ایزنر خود یکی از اعضای هیأت مدیره "حامیان هالیوودی" (Hollywood Supporters)، یک سازمان پرنفوذ طرفدار همجنسبازی، است. در پارک دیزنیلند نیز که اصولا مکانی برای تفریح خانوادهها و کودکان است هر ساله مراسم جشن و تجمع همجنسبازان برگزار میشود. در مراسمی که در ژوئن 1996 برگزار شد، شرکت دیزنی اجازه داد تا دست اندرکاران همجنسباز، میکیماوس (Mickey Mouse) و دونالد داک (Donald Duck) را به صورت عاشقان همجنسباز مرد به تصویر کشند. همینطور اجازه داد مینیماوس (Minnie Mouse) و دیزیداک (Daisy Duck) به عنوان عاشقان همجنسباز دختر به تصویر کشیده شوند.
دیزنیلند نام یک پارک تفریحی میباشد که در ۱۳۱۳ بلوار هاربور جنوبی در آناهایم، کالیفرنیا، واقع شدهاست. این پارک در ۱۷ ژوئن سال ۱۹۵۵ میلادی باز شدهاست. این پارک تا کنون مورد بازدید بیش از ۵۱۵ میلیون نفر از زمان افتتاح قرار گرفتهاست.
رابرت دی. ویلیامز (Robert D. Williams)، رئیس گروه کارکنان همجنسباز دیزنی، در سال 1997 اعلام داشت که در حدود 40 درصد از کارکنان این شرکت همجنسباز هستند. بر اساس گزارشات "مجمع خانواده آمریکایی" شرکت دیزنی یکی از بزرگترین حامیانه همجنسبازی در حوزه برنامههای تلویزیونی است. گری مارش (Gary Marsh)، رئیس بخش سرگرمی کانال دیزنی، در سال 2008 در مورد مسأله همجنس بازی گفت: "شخصیتهایی در کانال دیزنی وجود دارند که به نظر من مردم فکر خواهند کرد همجنس باز هستند.... تفسیر این موضوع بر عهده خود خوانندگان است...." این سخنان به وضوح نشان میدهند که شرکت دیزنی تمایل دارد که به صورت مخفی و پنهانی عناصر گرایشات همجنسبازانه را در تولیدات خود بگنجاند. این موضوع ما را بر این باور میرساند که برای ترویج همجنسبازی در تولیدات دیزنی و به منظور پرهیز از برانگیختن احساسات عمومی علیه این شرکت، از تکنیکهای پیامهای مخفی و تأثرگذاری بر ناخودآگاه کودکان استفاده میشود. البته در سالیان اخیر و با توجه به کاهش حساستها در جوامع غربی این پیامها شکل آشکارتری به خود گرفتند.برای نمونه اخیرا مباحث زیادی در مورد انیمیشن "داستان اساببازیها" انجام گرفته زیرا شخصیت وودی (کابوی نقش اصلی) در این کارتون میتواند مجسمکننده فردی با گرایشات همجنسبازی باشد. این در حالی است که اخیرا در برنامه تبلیغاتی "پروژه وضعیت بهتر میشود" (It Gets Better Project)، که در آن بسیاری از چهرههای هالیوودی به تبلیغ همجنسبازی نوجوانان و حمایت از آن پرداخته بودند، از شخصیت وودی نیز استفاده شده بود.
وودی شخصیت اصلی کارتون "داستان اسباببازیها" – آیا وی مجسمکننده یک همجنسباز نیست؟ فیلمهای دیزنی و نمادهای شیطانی نمادهای شیطانی و جادوگری دیگر چنان عادی شدهاند که در فیلمهای هالیوودی بدون هیچ گونه اعتراض و یا حتی نقدی به نمایش گذارده میشوند. دیزنی نیز که بخش اعظمی از فعلیتهای خود را معطوف به کودکان نموده است سهم بسزای در ترویج این نمادها دارد. برای مثال، در 15 دقیقه ابتدایی فیلم نارنیا بینندگان با شخصیتی به نام آقای تومنوس (Mr. Tumnus) آشنا میشوند. این شخص ظاهر پان (Pan) را دارد که خدای باروری در ادیان غیرتوحیدی و مشرکانه محسوب میشود. در این فیلم اگرچه این کاراکتر شخصیتی دوست داشتنی و مثبت است اما هر کشی که اندک آشنایی با فرقههای شیطانپرستی دارد میداند که خدای پان نماد شهوتپرستی و بیبند و باری است. از دیگر فیلمهای اخیر شرکت والتدیزینی مجموعه بسیار مشهور هریپاتر است که در سراسر آن با دیدی مثبت به پدیده سحر و جادوگری که در تمام ادیان توحیدی مورد تقبیح واقع شده، نگریسته شده است. متأسفانه این دو فیلم و دیگر آثار دیزنی و سایر شرکتها که حاوی پیامهای مخربی بوده و به آهستگی اذهان کودکان ما را در جهتی که خود میخواهند شکل میدهند، در کشور ما نیز به طور گستردهای پخش میشوند. نمونههای اینچنین در مورد رواج آیینهای شیطانی و جادوگری در محصولات شرکت دیزنی به کرات قابل مشاهده است.
پیامهای زیرآستانه در کارتونهای دیزنی علاوه بر تبلیغ ایجاد روابط بین دختران و پسران حتی خردسال در کارتونها و فیلمهای دیزنی که به طور علنی در محصولات این شرکت قابل روئیت هستند، در برخی موارد طراحات این شرکت اقدام به ارائه صحنههایی کردهاند که بدون شک به منظور تأثیر بر ناخودآگاه بینندگان طراحی شدهاند و شاید به نوعی آزمایش نظریه پیامرسانی زیرآستانه (Subliminal message) بودند تا میزان واکنش عمومی و تأثیرگذاری این نوع روشها سنجیده شود. پیامرسانی زیرآستانه یا ناخودآگاه نوعی روش تبلیغاتی است بدین صورت که پیامی را داخل محتوای یک تصویر یا عکس جاسازی میکنند به گونهای که شما متوجه آن نمیشوید اما این پیام به صورت خودکار در ناخودآگاه شما نقش میبندد.
نمایش واژه "سکس" به صورت پیام زیرآستانه در انیمیشن "شیر شاه" در محصولات دیزنی به کرات به واژه "سکس" برمیخوریم که در انمیشنهای این شرکت به مانند "شیر شاه"، گنجانده شدهاند. در یکی از صحنههای انیمیشن "پری کوچک" کشیش داستان در حال انجام مراسم ازدواج حرکت بسیار ناشایستی انجام میدهد. پس از اعتراضاتی که به این امر صورت گرفت صحنه مذکور اصلاح گردید. در انیمیشن "نجاتگرها" در صحنهای با تصویر زنی مواجه میویم که قسمت بالای بدنش عریان است. از این نوع تصاویر که یا به صورت تنها چند فریم و یا به عنوان بخشی حاشیهای از تصویر در تولیدات دیزنی به نمایش گزارده شدهاند، نمونههای بسیاری موجود است. تصاویر ضد عربی شرکت دیزنی، تحت هدایت مالک یهودی خود ایزنر و با انعکاس انگیزههای صهیونیستی مدیریت عالی خود، در سالیان گذشته تصاویری تولید نمود که حاوی توهین آشکار به ملت عرب بودند. برای مثال، در فیلم سال 1994 با عنوان "بازگشت جعفر"، به عربهای دماغ عقابی با عنوان "راسوهای بیابان" اشاره میشود. در فیلم "پدر عروس 2"، یک شخصیت نفرتانگیز عرب به نام حبیب وجود دارد. فیلم "کازام" (1996)، که توسط استدیوی تاچاستون (Touchstone) شرکت دیزنی تولید شد شامل تعدادی شخصیت عرب پست و نالایق است. یکی از این شخصیتها یک دلال بازار سیاه به نام مالک است. دیگر فیلمهای اخیر ضدعرب شرکت دیزنی عرب عبارتند از "هماکنون در ارتش" و "جیآیجین".
شخصیت جعفر در کارتون "بازگشت جعفر" اعلان جنگ اقتصادی به دیزنی برخی از میلیونها آمریکایی که دیزنی به صورت پنهانی به جنگ ارزشهای اخلاقی آنها رفته است تصمیم به نبرد گرفتهاند. از مهمترین این اقدامات میتوان به اعلان جنگ اقتصادی دو سازمان مسیحی بزرگ آمریکا یعنی سازمان کلیسای کاتولیک و بابتیستهای جنوبی علیه والتدیزنی اشاره نمود. در سال 1996، "اتحادیه کاتولیک حقوق مدنی و مذهبی" اعلام نمود که از هر نوع ابزار قانونی به مانند بایکوت محصولات استفاده خواهد نمود تا شرکت دیزنی را وادار نماید به جنگ خود با ارزشهای دینی خاتمه دهد. این گروهها حمله شرکت به ارزشهای سنتی و خانوادگی و بالاخص ترویج همجنسبازی را از دلایل بایکوت محصولات آن عنوان نمودند. با این حال ظاهرا این نوع تحریمها تأثیر چندانی نداشتهاند زیرا محصولات و تولیدات شرکت دیزنی به صورت بسیار گسترده و تحت عنوان شرکتهای فرعی دیزنی پخش میگردند و البته مهمترین علت را میتوان بیاطلاعی و انفعال افکار عمومی خواند. والت دیزنی در5 دسامبر سال ۱۹۰۱ در شیکاگو دیده به جهان گشود. او از یک خانواده کشاورز بود.از کودکی به آموختن نگارگری پرداخت. در جنگ جهانی اول راننده آمبولانس بود.او پس از جنگ به تبلیغات تلویزیونی پرداخت. در سال ۱۹۲۲ با کسی به نام اوب ایورکز شرکتی به راه انداخت.در ۱۹۲۳ به هالیوود رفت و آغاز به ساخت کارتون کرد. نخستین کار بزرگش آفرینش چهرهای به نام میکی ماوس بود. در ۱۹۳۰ بسیار نامدار شده بود. وی در ۱۹۳۷ نخستین فیلم بلند پویانمای خود به نام سپیدبرفی را ساخت. وی همچنین کارگاهی فراهم کرده بود که در آن به اموزش پویانماگران میپرداخت. وی در ۱۷ ژوئیه ۱۹۵۵ دیزنیلند را گشود. شرکت والتدیزنی (The Walt Disney Company) یکی از بزرگترین شرکتهای رسانهای و سرگرمی جهان است. این شرکت در ۱۶ اکتبر ۱۹۲۳ به وسیلهٔ دو برادر، «والت» (Walt) و «روی او.» (.Roy O) دیزنی، به عنوان یک استودیو کوچک انیمیشنسازی تأسیس شد و چندی بعد به یکی از بزرگترین استودیوهای هالیوود، صاحب یازده شهر بازی و چند شبکه تلویزیونی از جمله ایبیسی تبدیل شد. این شرکت در سال ۱۹۳۰ با کمک شرکت کلمبیا پیکچرز موفق به عرضه مجموعه تلویزیونی کارتونی میکی ماوس شد. دفتر مرکزی شرکت دیزنی و امکانات اصلی تولید آن در کالیفرنیا، در استودیوی والت دیزنی (بربنک) قرار دارند. این شرکت یکی از اعضای میانگین صنعتی داو جونز است و در سال ۲۰۰۶، مبلغ ۳۴٫۳ میلیارد دلار درآمد داشتهاست. تا سال ۱۹۵۵، شرکت دیزنی فقط روی فیلمهای کارتون کار میکرد. شرکت دیزنی از سال ۲۰۰۲ توسط «دیک کوک» اداره میشود. | |||||||||||||||||||||
تاريخ آکنده از اقداماتي
تروريستي است که جان بي گناهان بي شماري را گرفته يا زندگي آنها را به خطر
انداخته است افراد بشر را از حقوق و آزاديهاي اساسي خود محروم ساخته
مناسبات دوستانه ميان دولتها را در معرض خطر قرار داده و تماميت ارضي و
امنيت دولت را به مخاطره افکنده است . امروزه تروريسم از راه صفحه تلويزيون
به اتاق نشيمن خانه ي ما مي آيد در روزنامه ها و مجلات بر ما يورش مي برد و
گاه به شکلي مستقيم تر زندگي ما را لمس مي کند.
تروريسم اغلب متضمن
حمله به قربانياني بوده که در ايجاد شرايطي که ظاهرا محرک يا توجيه کننده
خشونت تروريستي بوده است هيچ گونه نقش يا مسئوليتي نداشته اند تروريسم
همواره براي قربانيان ماجرايي غمبار بوده است چه قربانياني که جان خود را
مي بازند يا جراحتي بر پيکر خويش به يادگار مي برند و چه قربانيان عمومي
تري که امنيت خاطر خود را تا مدت ها از دست مي دهند.
آنچه تروريسم دوران
ما را از دوران هاي گذشته متمايز مي سازد اين است که امروزه طاعون تروريسم
همه ملت ها و مناطق را آلوده کرده و از حوزه هاي ستيز داخلي به سياست جهان
سرريز کرده است . در عصر ما تروريسم از تهديدي ملي به تهديدي بين المللي و
جهاني مبدل شده است.
امروزه تروريست ها با جلب مساعدت هم پيمانان
فرامرزي و با تاکيد بر ارتباطات و شبکه هاي مالي تقريبا مي توانند هر جا
اراده کنند اقدامات تروريستي خويش را سازماندهي كنند.
تعريف تروريسم:
واژه ترور از ريشه لاتين ترس
(ters ) به معني ترساندن و ترس وحشت است واژه هاي تروريسم و تروريست
(terrorist ) به نسبت واژه هايي نو پا هستند . در پيوست تکميلي فرهنگ لغات
فرهنگستان علوم فرانسه تروريسم چنين معنا شده است :((نظام يا رژيم و وحشت))
برپايه فرهنگ لغات فرانسه اي که در سال 1796 منتشر شده است ژاکوبن ها گاه
در سخنان و نوشته هاي خود اين اصطلاح را با برداشتي مثبت در باره خودشان
بکار مي برده اند.
ادموندبرک انگليسي در نوشته هاي خود در سال 1795 از
((هزاران درنده دوزخي که خود را تروريست مي خوانند)) و به جان مردم افتاده
اند باد کرده است در آن زمان منظور از تروريسم فرازي از انقلاب فرانسه بود
که تقريبا از مارس 1793 تا 1794 را در بر مي گرفت اين واژه کمابيش با عبارت
"حکومت وحشت" هم معنا بود . در مجمع ملي انقلابيون فرانسه ترور بعنوان يک
قانون به تصويب رسيد و در همان سال 1793 در حمله موسوم به ترور اول رقمي
بيش از بيست هزار نفر از جمله تعداد فراواني روحاني مسيحي و هوادار سلطنت
خودکامه در سراسر فرانسه کشته شدند در کليساها را بستند و کاندرال معروف
نوتردام را تبديل به محل تجمع ها و نمايش تئاتر نمودند.
بعدها واژه
تروريسم معنايي گسترده تر يافت و در فرهنگ هاي لغت معادل نظام وحشت و ترور
تعريف شد و تروريست کسي بود که مي کوشيد به کمک نظامي از هراس افكني مبتني
بر قهر ديدگاههاي خود را پيش ببرد.
بر پايه دانشنامه بريتانيکا تروريسم
به معني "کاربرد سيستمانيک ارعاب يا خشونت پيش بيني ناپذير بر ضد حکومت ها،
مردمان يا افراد براي دستيابي به يک هدف سياسي است"
براي اين پديده بيش
از يکصد تعريف ارائه شده است و طي سه دهه گذشته نيروي فکري قابل ملاحظه اي
صرف پاسخ گفتن آن شده است اما اتفاق نظر در يک تعريف واحد بين پژوهشگران
اين حيطه وجود ندارد تنها ويژگي که عموما بر آن اتفاق نظر دارند اين است که
تروريسم همواره متضمن خشونت يا تهديد به خشونت ورزي است .
شايد علت اين
افتراق در نظر اين باشد که انواع مختلف تروريسم وجود دارند و تعريفي که در
مورد يک نوع تروريسم صادق است ممکن است که در مورد ديگري صادق نباشد.
تروريسم مقدس:
احياي
فعاليت هاي تروريستي براي حمايت از مقاصد و اهداف مذهبي يکي از چشم
گيرترين و غيره منتظره ترين رخدادهاي سال هاي اخير به حساب مي آيد . در
ادبيات ديني اين پديده با عناويني چون تروريسم "مقدس" يا مذهبي توجيه شده
است.
در هندوستان تروريستهاي ((سيك)) از سال ها پيش در تلاش ايجاد يک حکومت مستقل بودند.
در
سرزمين هاي اشغالي موعود باوران يهودي فعاليتي را به عنوان طرح معبد حضرت
سليمان (ع) سازماندهي کردند اين طرح در واقع توطئه اي بود براي تخريب
زيارتگاه هاي مقدس مسلمانان که بر بقاياي معبد دوم (The secand Temple)
يعني مقدس ترين مکان يهودي ها ساخته شده بود عاملان اين طرح اميدوار بودند
که پس از آن بتوانند معبد سوم (The Thired Temple) رانيز بنا کنند به عقيده
آنها اين امر ظهور ناجي موعود بني اسرائيل را تسريع مي نمايند.
عوامل
بمب گذاري در کلينيک هاي سقط جنين در آمريکا همواره به کتاب مقدس استناد مي
کنند. تا به حال چندين گروه تروريستي با الهام از موعود باوري کتاب مقدس
اعلام موجوديت کرده اند . موارد مشهور اين گروهها مي توان از ميثاق
(convenant) شمشيه (sword) دست خدا (The Arm of lard) و انجمن ديني (The
order) نام برد.
هر چند اين پديده از سوي بسياري مورد توجه قرار گرفته
است اما تا به حال هيچ کس در صدد متمايز کردن ويژگيهاي تروريسم مقدس از
انواع سياسي يا سکولار آن بر نيامده است
اما ذکر اين نکته مهم است که
اديان اساسا با ترور مخالفند و آنچه تحت عنوان تروريسم مقدس مشاهده مي شود
انحرافي از اصل دين مي باشد که نمونه هاي آن در تاريخ بسيار عيان مي باشد
در مورد اسلام بايد گفت پس از قيام خوارج که اندکي پس از رحلت پيامبر اسلام
(ص) به وقوع پيوست تقريبا همه شورشيان از ترور به عنوان يک ابزاراستفاده
کرده اند نکته قابل توجه اينکه اين گروه( خوارج) امام مسلمين علي (ع) را
مورد هدف تروريستي خود قرار دادند.
در ماجراي ترور عثمان بن عفان از
جمله افرادي که به شدت با اين عمل مقابله کرد شخص علي بن ابيطالب بود او و
فرزندانش سعي در جلوگيري از اين عمل توسط مخالفين عثمان بودند بعد از اينکه
علي (ع) ترور شد با اينکه رهبر مسلمين بود هرگز دستور قتل عام صادر نکرد
حتي از بد رفتاري با قاتل خود جلوگيري نمود . اما در دورانهاي بعد با
انحراف از تعاليم اسلام ترور توسط گروههاي اسلامي باب گرديد که نمونه بارز
آن فرقه ي اسماعيليه ي نزاري مشهور به حشاشي يا باطني ها(1275-1090)
بودند.اين گروه براي پيش برد اغراض سياسي خود متوسل به ترور مخالفين خود مي
شد.
در دوران جديد القاعده بعنوان مخوف ترين سازمان تروريستي دنيا
دوراني از وحشت را در دنياي مدرن افکنده است .اين گروه متعصب با سازماندهي
حمله به مراكز مهم و کشتار هزاران انسان بي گناه دوران جديد را در هاله اي
از وحشت فروبرده است انسانهايي که نمي دانند چرا و به چه گناهي کشته مي
شوند. کشتار مردم بي گناه عراق که چند جنگ خانمانسوز را تجربه کرده اند از
جمله فعاليت هاي تروريستي اين گروه مي باشد حمله به مترو لندن و کشتار زن و
مرد و کودک بي گناه و همچنين انفجارهاي مادريد نيز محصول اين شبکه مي باشد
اما اينکه القاعده چگونه و چرا تاسيس گرديد خود داستان مفصلي است که در
جاي ديگر به آن پرداخته خواهد شد.
گروههاي منحرف تروريستي يهودي و مسيحي
که اغلب اباحي و موعود باور هستند يک مبارزه ي اجتماعي فاجعه بار را در سر
مي پرورانند گويي معتقدند که جهنم قبل از بهشت مقدر شده است.
در اين
ميان بنيادگرايان يهودي که از تعاليم اصلي دين يهودجدا شده در قالب
صهيونيست هاي افراطي فعاليت مي کنند حاضرند در راه اهداف کورشان دست به هر
اقدامي ضد بشري بزنند.
کشتار هاي گسترده اي که امروزه در فلسطين رخ مي
دهد گوشه اي از فعاليت هاي بنيادگرايي يهود است اگر چه اين کشتارها با سکوت
و حتي انكار برخي از سازمانهاي بين المللي که طبعا وظيفه آنها جلوگيري از
وقوع درچنين رخدادهايي است صورت مي گيرد اما آنچه مسلم است اين رفتارها از
حافظه افکار عمومي ووجدان آگاه بشري پاک نمي شود.کشتار انسان هاي بي گناه
در هر شکل وهر عنواني محکوم است .
ترور اينديراگاندي نخست وزير اسبق هند
در 31اکتبر 1983 و ترور فرزند وي راجيوگاندي نخست وزير بعدي در يک ميتينگ
انتخاباتي در 21مه 1990بدست بنيادگرايان سيک ،انتشار گاز سمي در مترو توکيو
توسط هواداران فرقه آئوم شين ريکيو در 20مارس 1995که 12کشته و500آسيب ديده
به جاي گذاشت از جمله نمونه هاي ترورسيم بنيادگرا به شمار مي رود .
ترورسيم نو:
از يک ديدگاه ،ترورسيم با گونه
هاي گذشته آن اين تفاوت را دارد که قربانيان آن اغلب شهروندان بي گناهي
هستند که يا بطور تصادفي انتخاب شده اند با آنکه صرفاً بطور اتفاقي در
موقعيت هاي تروريستي حضور داشته اند ،به ديگر سخن در زمانه ما كفه قربانيان
ترور کور سنگين تر از ترور چهره هاي سرشناس شده است .
از ديگر ويژگي
هاي ترور در سده بيستم ،تاثير شگرفي است که پيشرفت هاي تکنولوژيک بر سرشت
ونمود تروريسم گذاشته است .از يک سو برخي نوآوري هاي تکنولوژيک مانند ابداع
جنگ افزارهاي خودکار و مواد منفجره فشرده اي که به کمک جريان برقي منفجر
مي شوند ،به تروريست ها پويايي وقدرت مرگ آفريني تازه اي بخشيد .امروز نيز
باتوجه به عمق وشدت وابستگي جوامع يشرفته در همه امور خود به ذخيره سازي
،بازيابي ،تحليل و انتقال اطلاعات ،اصطلاح،(( تروريسم اطلاعاتي)) وارد
قاموس گفتمان تروريسم شده است وحتي امروزه صحبت از آن است که چه بسا گروه
هاي تروريست با وارد ساختن ويروس هاي کامپيوتري بزرگترين شرکت ها وحتي
نيرومند ترين ودولت ها را نيز به زانو درآوردند .
به گفته لاکور امروزه
يک نفرتروريست مي تواند با ده ميليارد دلار سرمايه وبه کارگيري 20خرابکار
کامپيوتري که مي توان آنها را تربيت کرد ابالا ت متحده را به زانو درآورد .
با
اينکه تروريسم سنتي بصورت يک مزاحم ادامه خواهد يافت ولي امروزه و در
آينده بيشت از امروز هيجانات سيراب شده ازآبشخور باورهاي مذهبي -فرقه اي
ملت گرايانه لحني منجي مابانه و پيامبرگونه به خود مي گيرد. ما با پيدايش
گونه هاي تازه اي از خشونت تروريستي مواجه هستيم که برخي برنگراني هاي زيست
محيطي و شبه مذهبي استوارند ،برخي نيز آميزه اي از اينها و ديگر تاثيرات
را در خود دارند.
همچنين شاهد خيزش گروههاي کوچک فرقه اي هستيم که جز
نابود کردن تمدن ،و در برخي موارد حتي نابودي نوع بشر ، هيچ برنامه، سياست
يا اجتماعي روشني ندارند.
تروريسم در گذشته با اينکه براي قربانيان
ماجرايي غمبار بوده ولي همانگونه که گفتيم از منظر تاريخي چيزي بيش از يک
مزاحم نبوده است. گرچه در گذشته حتي خونين ترين رويدادهاي تروريستي هم تنها
تعداد نسبتا محدودي از افراد تحت تاثير قرار مي داد ولي ديگر چنين نيست و
ممکن است در آينده بيشتر چنين نباشد ،زيرا براي نخستين بار در طول تاريخ ،
جنگ افزارهايي با قدرتي فوق العاده ويرانگر به صحنه آمده است که هم به
سهولت قابل تهيه است وهم ردگيري آنها دشوار است.
پيوند فناوري و تروريسم آينده اي نامعلوم و هراس آور را براي بشريت رقم خواهد زد.
موضع متفکران اسلامي در برابر تروريسم:
شريعت
اسلامي نيروي قدرتمندي در خاور ميانه است و اسلام مدعي داشتن هواداراني
نزديک به 20درصد جمعيت جهان است مهمتر از آن ،شريعت اسلامي متعرض مسئله
قانوني بودن {يا نبودن} ترور- خشونت شده و در قبال آن موضعگيري کرده است .
بنابراين با توجه به حساسيت هاي شديدي که نسبت به اسلام و مسلمانان خصوصا
در غرب وجود دارد شناخت نظر اسلام و متفکران مسلمان نسبت به مسئله تروريسم
بسيار مهم بنظر مي رسد.
نقطه آغاز حقوق اسلامي قرآن ،کتاب مقدس مسلمانان
است که به حضرت محمد(ص) وحي شده است . اما قرآن بيش از آنکه يک منبع حقوقي
باشد روايت وحي شده به حضرت محمد (ص) است و به ندرت کلام اخر را در باب يک
موضوع حقوقي به دست مي دهد بنابراين نظريه حقوقي اسلام بوسيله يک روش مشخص
حقوقي معروف به سنت استخراج و بسط مي يابد . سنت که از لحاظ لغوي به معناي
روش است، تفسير و تدوين گفته هاي حضرت محمد (ص)، سنت عملي او ، عرف ها و
رويه هايي است که تلويحا به تائيد او رسيده است . بدين ترتيب "حقوق اسلامي"
از شبکه کاملي از اصول در هم تنيده حقوق تشکيل شده است . در مقايسه نظام
حقوق اسلامي با نظام حقوقي ايالات متحده ، مي توان قرآن را به مثابه قانون
اساسي ، سنت را هم بعنوان مندرجات حقوق عرفي و هم به منزله روش تحليل اين
حقوق ،و شريعت را به عنوان كليت جمعي و نهايي همه قوانين دانست.
شريعت
اسلامي نوعي حقوق زنده است و در اکثريت کشورهاي خاور ميانه و برخي کشور هاي
خارج از منطقه خاورميانه بعنوان منظومه معتبري از نظريات فضايي شناخته شده
است بر اساس تصميم کميته حقوقدانان ملل متحد [United Nation Cmmittee of
jurists] "نظام حقوقي مسلمانان نظامي است که در اصالت آن ترديد نم توان کرد
و به عنوان يک نظام حقوقي که عمدتا تحت تاثير سرشت متمايز يک همبود
اجتماعي(social commun:ty)
بسيار متفاوت با همبود هايي است که بستر بلوغ هنجاري ساير نظام هاي حقوقي بوده اند استقلال آن آشکار است"
شريعت مرجع حقوقي ملموسي است که در جمعيت هاي مشخص آن را پذيرفته اند و حقوق بين الملل نيز ان را به رسميت شناخته است.
در
قرآن بعنوان نخستين منبع حقوقي اسلام ترور به عنوان يك عمل نكوهيده معرفي
شده است: "هر كس انساني را بكشد مثل اين است كه همه انسانها را كشته است و
هر كس انساني را از مرگ نجات دهد مثل اين است كه همه انسانها را نجات داده
است "توجه و عنايت ويژه قرآن به حيات انسانها يكي از نكات برجسته تعاليم
قرآني است در قرآن خودكشي بعنوان يك عمل منفور ياد شده و انسانها را به شدت
از آن نهي نموده است. آنچه كه امروزه تحت عناوين عمليات انتحاري ياد شده و
به اسلام نسبت داده مي شود هيچ محمل حقوقي در دين ندارد كساني كه دست به
چنين اقدامي مي زنند اولا بايد مشخص شود كه انگيزه آنها از اين عمل چيست؟
ثانيا كساني كه اقدام به چنين عملياتي مي كنند آخرين و تنها چاره آنها بوده
است چرا كه هيچ انساني حاضر نمي شود حياتي ترين چيز خود كه همانا زندگي
اوست به بهايي اندك قرباني كند. براي پيش بردن بحث، اگر موضع تروريست ها را
بپذيريم : كه تروريسم جنگ است و آماج هاي غير نظامي، حقيقتا " رزمندگاني
در يك ارتش" دشمن باشد، باز هم شريعت اسلام چنين اقداماتي را محكوم مي
سازد.
حقوق اسلامي براي اعمال نيروي نظامي توسط يك دولت ، محدوديت هاي
صريح و اكيدي قائل است . اين تصور غرب كه اسلام مشوق اوج گيري فعلي خشونت
در خاور ميانه يا سهيم در آن است كاملا خطا است ، شريعت اسلام توصيه به
تجاوز كاري نمي كند .
بر مبناي فقه اسلامي تمام جنگ ها ، مگر جهاد يعني جنگ مقدس براي اشاعه خداپرستي، غير قانوني است
،جهاد
به هيچ وجه به معناي "جنگيدن " يا جنگ نيست ، ترجمه صحيح تر و نزديكتر به
ريشه عربي اين واژه "تلاش" ،" كوشش" يا جدوجهد مانند جديت و تمام تلاش هاي
يك فرد براي پيروزي بر شيطان است . جهاد وظيفه اي نيست كه ضرورتا نيازمند
سربازان يا حتي جنگ فيزيكي سازمان يافته اي باشد.
شافعي از فقهاي بزرگ
اسلامي ، توضيح مي دهد كه جهاد بيشتر يك تكليف جمعي براي مقابله با نفوذ
دارالحرب در زنگي روز مره و شكلي از تعارض ابدي و فلسفي است كه سرخسي از
محققان اسلامي ، آن را مسئوليتي مي داند كه (( تا پايان تاريخ همواره
برقرار است )).
جهاد يعني موظف بودن به پاسداري از اسلام و بيشتر مبارزه اي هدفدار و محترم است تا يك اقدام خشونت بار كنترل نشده براي نابودي.
همچنين
بايد ياد آور شد كه شريعت اسلامي حكم به نبردي فعال و مستمر يا حتي جنگ
مسلحانه واقعي نمي دهد . بهترين در يافت ، آن است كه جهاد را نوعي ((وضعيت
جنگي)) بدانيم كه در آن ساير اشكال غير خشونت آميز مجاب سازي نيز به همان
اندازه معتبر است . براي نمونه : آيت الله خميني تاكيد داشت كه تلاش هاي
"جدي" براي حفظ اسلام ضرورتا مستلزم نبرد عملي نيست: ما بايد كار خود را با
فعاليت تبليغاتي شروع كنيم. ما بايد اين خيانت را افشا كنيم و بايد باصداي
رسا فرياد بزنيم تا مردم آگاه شوند.
ابوحنيفه از فقهاي صاحب نام ،
هوادار تساهل ، جنگ را تنها در هنگامي مجاز مي دانست كه دارالحرب به تهاجم و
رودررويي با دارالسلام بپردازد.
الشيباني در يك نمونه تاريخي برجسته ،
آشكارا و بشدت حاكم قرن هيجدهم امپراطوري عرب را به دليل حمله به يك شهر
مسيحي محكوم ساخت . چرا كه مسيحيان ابتدا حمله نكرده بودند و اين خشونت بي
محرك ، منجر به خونريزي غير ضروري شد .
در واقع ، يكي از مهمترين جنبه
هاي حقوق اسلامي – كه بيش از همه دستخوش سوء تفاهم شده است – مفهوم جهاد
بعنوان يك جنگ دفاعي است . ابن تيميه در دوران جنگهاي طبيعي – يعني هنگامي
كه دارالسلام براي نفس بقاي خود مي جنگيد و نمي توانست توقع مسلمان كردن
فعالانه دارالحرب مهاجم را داشته باشد – فتوا داد كه جهاد يك نوع دفاع يا
پاسداري از اسلام است . اگر ضرورت شديدي براي تضمين حيات اسلام ،يا براي
تنبيه كساني كه به نابودي اسلام كمر بسته اند در ميان نباشد حملات نظامي يك
دولت مسلمان نوعي ((جنگ غير مذهبي )) و بنابراين غير قانوني شناخته مي شد.
محدوديت هاي شكلي نيز به كنترل جهاد كمك مي كند . از نظرفني ، امام
(رئيس دولت ، قاضي القضات و امام جماعت) تنها كسي است كه صرفا پس از شكست
تلاش براي مذاكره در مورد تسليم مسالمت آميز دشمن ، مي تواند حكم جهاد دهد .
اين خود نمايانگر مانعي بزرگ در برابر جهاد است ؛ علما نيز به نوبه خود
بر اساس حكم فارابي (10) حقوقدان و فيلسوف اسلامي، موظف به امتناع از دادن
جواز براي موارد زير هستند:
1- جنگ هايي كه محرك آنها سود شخصي حاكم همچون طمع قدرت ، افتخار يا احترام است
2- جنگ هاي غلبه جويانه كه حاكم براي منقاد ساختن مردم ساير نقاط ، غير از مردم شهر تحت حكومت خويش اعلام مي دارد.
3- جنگ هاي تلافي جويانه كه هدف آن را مي توان از راه هايي غير از اعمال زور تامين كرد.
4- جنگ هايي كه تنها به دليل تمايل يا لذت بردن حاكم از كشتار ، به مرگ انسانهاي بي گناه مي انجامد.
اقدامات جنگي قاعده مورد تشويق نيست ، بلكه استثنايي دشوار است . جنگيدن نوعي نا بهنجاري اجتماعي " يا بيماري اجتماعي" است.
هر
اقدام به خشونت سياسي خواه آن را جنگ بناميم يا تروريسم – بايد تمام
معيارهاي جهاد را بر آورده سازد شريعت اسلام هر اقدام خشونت آميز نظامي
ديگري را محكوم مي داند .
اقدامات ممنوع:
از آموزه هاي ديگر شريعت
اسلامي آشكار كننده يك مجموعه ديگر از اقدامات ممنوعي است كه به طور مستقيم
با تروريسم بين المللي ارتباط دارند بطور مشخص حقوق اسلامي بر حفاظت
گسترده از ديپلمات ها تصريح داشته ، گروگانگيري را محدود ساخته و انهدام
غير ضروري دارايي واقعي يا شخصي دشمن را قدغن كرده است . قطع نظر از اينكه
هدفهاي سياسي تروريستها چقدر شريف باشد شريعت اسلام بكارگيري هيچ ابزار
خشونت باري را نمي پذيرد.
نخست فقهاي مسلمان حقوق ديپلمات ها را غير
قابل نقص مي دانند . لحاظ تاريخي اسلام ربودن يا كشتن فرستادگان خارجي را
ممنوع شناخته است
حضرت محمد (ص) سفيراني را كه از دارالسلام ديدار مي
كردند پذيرا مي شد و حتي به آنها هديه مي داد. نه تنها بايد از نمايندگان
خارجي در برابر كليه صدمات جسمي حافظت كرد بلكه بايد براي آنها آزادي عبادي
و معافيت از عوارض واردات قائل شد
نتيجه اين قوانين در عصر حاضر آن است
كه هيچ تروريستي نمي تواند به آزادي هاي نمايندگان كشور ديگر تجاوز كند .
ايمني و احترام ديپلمات ها امري مقدس است.
شريعت اسلام ، براي
گرورگانگيري نيز محدوديت هاي چندي وضع كرده است ، مي توان افراد را دستگير و
در طول ايام جنگ بازداشت نمود ، ولي بايد آنها را با گروگان مسلمان مبادله
كرد ( يا به عنوان حسن نيت بطور يكجانبه آزاد نمود)
مطابق نظر الشيباني
، جاسوسي از حيث اهميت نازل تر از دزدي است و ما دام كه فرد جاسوس ،
شهروند يك دولت اسلامي باشد، مسلما هيچ دليلي براي مرگ او وجود ندارد . در
هر حال هر گونه استفاده از گروگان ها بعنوان سپر انساني به صراحت قدغن شده
است ، يعني نمي توان از هيچ زنداني بعنوان سپر محافظ نگهبانش در طول حمله
دشمن استفاده كرد . احترام به زندگي انسان و دارايي شخصي از اصول اساسي
شريعت اسلام است . هيچ فرد غير جنگجويي را نمي توان كشت مگر عمدا از وي
بعنوان سپر دشمن استفاده شده باشد يا آنكه بطور غير عمد در جريان يك حمله
شبانه يا حمله اي از راه دور به كمك منجنيق هدف قرار گيرد .
تعرض جنسي، اخته كردن ، گردن زدن، كشتن از راه سوزاندن ، يا قتل عام مطلقا ممنوع است.
بنابر
اين آنچه كه امروزه تحت عنوان گروگانگيري و قتل گروگان ها از سوي گروههاي
تروريستي موسوم به گروهاي اسلامي مشاهده مي شود به هيچ عنوان نظر اسلام
نيست بلكه نظر افرادي است كه به دنبال منافع خود هستند يا انگيزه هاي ديگري
را در ذهن دارند . همانطور كه خداوند مي فرمايد (( و ما ارسلناك الا رحمته
للعالمين)) و اي رسول ماترا نفرستاديم مگر آنكه رحمت براي اهل عالم باشي))
بنابراين اسلام بر خلاف نظر بدخواهان نه تنها دين ترور و خشونت نيست بلكه
دين منابع: صلح ، رحمت و عدالت است

مين های جنگي و عوارض انساني آنها
نسلي از جوانان امروزي، کودکي خود را در پناهگاهها و زيرزمينهايي تاريک گذرانيدهاند، آنها زير نور شمع مشق نوشتهاند و از معلمانهاي تلويزيوني الفبا را ياد گرفتهاند. اين نسل گرچه امروز سرشار از خاطرات تلخ جنگ است، اما به زندگي عادي خود بازگشته است. جنگ ولي هنوز پايان نيافته است. مينها، اين سربازان هميشه بيدار، همچنان دارند قرباني ميگيرند.
براساس آمارهاي رسمي دولت، هم اکنون شانزدهميليون مين خنثينشده در ايران وجود دارد که بيش از دوميليون هکتار از مساحت کشور را غيرقابل استفاده و خطرناک کردهاند. بر اساس انفجار گاه و بيگاه اين مينها در طول هر شبانهروز 2/2 نفر دچار مرگ يا معلوليتهاي دائمي ميشوند. بنابر يک پژوهش دانشگاهي در طول ششسال گذشته به صورت ميانگين هرساله هفتهزار حادثه انفجار مين در نقاط مختلف مرزي ايران رخداده که 95% قربانيان آن غيرنظامي و بين 13% تا 25% کودک بودهاند.
مناطق آلوده به مين به صورت عمده در شهرها و روستاهاي 5 استان خوزستان، ايلام، آذربايجانغربي، کردستان و کرمانشاه واقع شده است که در فاصله سالهاي 59 تا 67 خطوط مقدم جنگ را تشکيل ميدادند. اختصاص داشتن مسئله مين به اين استانها که اکثراً جزء استانهاي محروم نيز محسوب ميشوند باعث شده تا کمتر کسي به فکر حل مشکلات آنها باشد. بايد يادآور شد که افراد هرکدام به دليلي از دلايل زير در اثر انفجار مصدوم يا کشته ميشوند:
1. چون نميداند مين چيست و آثار انفجارش چه اندازه هست.
2. علاوه بر مين مواد منفجره ناشناخته ديگري نيز وجود دارد که خطري کمتر از مين ندارد.
3. مکانهاي کاشت مين را بلد نيستند.
4. مشکل مواجهشدن با مين را نميدانند يا ميدانند و مجبورند به دلايل فقر و ... به آن دست بزنند.
5. نشانههاي احتمال خطر را نميدانند.
6. راهکار مواجه با مشکلات مين را نميدانند.
انواع مواد منفجرنشده: 1. مينها 2. مهمات منفجر نشده 3. بمبهاي خوشهاي 4. وسايل نقليه زرهي و جنگي 5. سلاحهاي کوچک و بزرگ 6. انبارهاي مهمات
علت خطرناک بودن مواد منفجره نشده :: الف: شديداً حساس و ناپايدارند. ب:بسيار غيرقابل پيشبيني هستند.
انواع مين ضدنفر: 1. مينهايي که با فشار منفجر ميشوند. 2. مينهاي ترکشدار. 3. مين هاي جهشي (دوزمانه)
روشهاي انفجار: 1. تماس مستقيم 2. تلهاي انفجار 3. نزديک شدن (ميدان مغناطيسي)
علل برخورد افراد با مين ها: 1. رفتار خطرناک غيرعمدي (کنجکاوي, سن) 2. رفتار خطرناک عمدي (نياز اقتصادي، سرنوشت، شکستناپذيري و ماجراجوي
عوارض حوادث مين و مواد منفجره: 1. تأثيرات جسماني 2. تأثيرات روحي و رواني 3 . تأثيرات اجتماعي و اقتصادي
نشانههاي احتمال مين گذاري: 1. نشانه هايي از درگيري مسلحانه 2. لاشه يا اسکلت حيوانات 3. خاکريزها و سنگرهاي زيرزميني 4. وضعيت غيرطبيعي سطح زمين 5. جعبههاي مهمات 6. وسايل نقليه نظامي (تانکها)
7 . تجهيزات نظامي
مکانهاي مين گذاري: 1. مناطق نظامي 2. محلهايي که قبلاً درگيري مسلحانه رخداده است.
3. محلهايي که بمباران شدهاند (الف: ساختمانها و تأسيسات تخريبشده. ب: خطوط انتقال انرژي، لولههاي آب، مراکز ارتباطي مانند ايستگاه راديويي، دفاتر پستي و... ) 4. وسايل نقليه نظامي و تانکها 5. سنگرها و خاکريزها
6. خطوط مرزي و خطوط مقدم درگيريها
راهکارهاي مواجه با مشکل مين: 1. خنثيسازي و پاکسازي با استاندارد بشردوستانه 2. آگاهسازي 3. حمايت از قربانيان 4. پيگيري قانوني 5. منهدم کردن انبارها
رفتار مناسب در مناطق مين گذاري شده: 1. از افراد بومي در مورد امنيت منطقه پرس و جو کنيد. 2. از مسيرهايي که معمولاً استفاده ميشوند عبور کنيد
الرژی به دستکش پزشکی لاتکس ودرمان آن Latex allergy
لاتکس
توسط گیاهی بنام Hera brasiliensis تولید می شود و به شکل مایع شیری رنگ
می باشد این محصول در صنعت طی پروسه های گوناگونی و اشکال مختلف مثل
دستکشها بادکنکها و … به کار
می رود . در کارخانه های تولیدی به این
مورد ، مواد شیمیایی افزوده می گردد تا دوام کالای تولیدی افزایش پیدا کند و
با اکسیژن موجود در هوا فعل و انفعالات انجام ندهد .
محصولات زیادی
وجود دارند که در ساختار آنها لاتکس به کار رفته است ولی عمده محصولاتی که
منجر به واکنش های آلرژیک می شوند دستکشها ، بادکنکها و کاندوم می باشند .
ندرتاً دیده شده است که فرد حساس به لاتکس با کالایی چون نوار پلاستیکی –
مداد پاک کن قسمتهای لاستیکی اسباب بازی یا اجزای پلاستیکی تجهیزات طبی ،
نوارهای موجود در
لباس یا سرشیشه و پستانک شیرخواران واکنش بدهد
انواع واکنشهای آلرژیک در افراد حساس به لاتکس
عمدتاً دو نوع واکنس آلرژیک به لاتکس ممکن است رخ بدهد .
1-
واکنش حساسیت تاخیری به صورت اگزمای تماسی که 36-12 ساعت بعد از تماس با
محصولات حاوی لاتکس روی می دهد و بیشتر در افرادی که دستکش لاتکس استفاده
می کنند دیده می شود به طوری که روی دستها یا حتی قسمتهای دیگر بدن که در
تماس بوده ضایعات ایجاد می شوند . البته اگزمای تماسی به دنبال حساس شدن به
مواد شیمیایی که حین تولید محصولات حاوی لاتکس استفاده می شود نیز رخ
می دهد . این نوع حساسیت معمولاً واکنشهای تهدید کننده حیات ایجاد نمی کند .
2-
واکنش حساسیت فوری یا با واسطه IgE : شدیدترین و جدی ترین واکنش آلرژیک به
لاتکس است و مثل انواع دیگر آلرژی وابسته به IgE بیماران قبلاً در معرض
لاتکس قرار گرفته اند و IgE اختصاصی علیه لاتکس در آنها وجود دارد . در
مواجهه های بعدی علائمی چون خارش – قرمزی – تورم – عطسه – خس خس ممکن است
رخ دهد و ندرتاً بیمار ممکن است واکنش های مهلک مثل آنافیلاکسی به صورت شوک
تنفسی شدید – افت فشار خون و … نشان بدهد که اگر سریعاً درمان نشود . می
تواند کشنده باشد
شدت واکنشهای حساسیتی به لاتکس به دو عامل بستگی دارد :
الف – میزان و درجه حساسیت فرد
ب
ـ مقدار ماده حساسیت زا ( آلرژی ) که وارد بدن فرد شده است شدیدترین حالت
وقتی است که لاتکس در تماس با قسمتهای مرطوب بدن و یا ارگانهای داخلی (
حین عمل جراحی ) قرار بگیرد . در این شرایط میزان زیاد آلرژی جذب خواهند شد
. لاتکس ممکن است از طریق هوا انتشار یابد و باعث علائم تنفسی گردد . به
عنوان مثال پروتئین های لاتکس به پودر ( آرد ذرت ) دستکش چسبیده و در هوا
منتشر میگردند . هنگام استفاده از دستکش لاتکس حاوی پودر – ذرات معلق در
هوا از طریق تنفس استنشاق می شود و در تماس با بینی و چشم قرار گرفته و
باعث ایجاد علائم می گردد . غلظت و تراکم بالای این ذرات معلق در هوای اتاق
عمل و ICU وجود دارد که اندازه گیری شده است . برای کاهش این واکنش ها از
دستکش بدون پودر و یا دستکش های ساخته شده از جنس نیترین و یا ونیل استفاده
می شود .
شیوع آلرژی به لاتکس
گروه
خاصی از افراد که به طور مکرر در معرض لاتکس هستند شانس بالایی در واکنش
های آلرژیک با واسطه IgE نسبت به لاتکس دارند . این گروههای خاص شامل : افراد مبتلا به spinal bifida (ناهنجاریهای ستون فقرات )
افراد مبتلا به بیماریهای مادرزادی سیستم ادراری که نیاز به جراحی های مکرر دارند .
در این دو گروه 50% شانس وجود دارد که حساسیت به لاتکس نشان بدهند .
پرسنل بهداشتی – درمانی و کلیه افرادی که نیاز دارند از دستکش لاتکس استفاده کنند 10% شانس حساسیت به لاتکس دارند .
کسانی
که بطور مکرر به دلایل گوناگون نیازمند جراحی یا اقدامات طبی بوده اند که
باعث شده است مکرراً در تماس با دستکش لاتکس قرار گیرند
کارگران کارخانجات لاستیک سازی
در
فرد بالغ طبیعی شانس حساسیت به لاتکس حدود 6% است با توجه به اینکه برخی
میوه ها حاوی آلرژی های مشابه به لاتکس هستند . فردی که حساسیت به لاتکس
دارد ممکن است نسبت به این میوه ها که شامل موز – کیوی و شاه بلوط است نیز
حساسیت نشان بدهد . ارزیابی و درمان
اولین
اقدام در جهت درمان آلرژی به لاتکس مراجعه به آلرژیست است متخصص آلرژی پس
از گرفتن شرح حال و معاینه – تست های تشخیصی لازم را توصیه خواهد کرد. اگر
فردی حساسیت به لاتکس دارد ضمن اینکه باید خانواده و همکاران وی از این
موضوع اطلاع داشته باشند باید گردنبند و یا دستبندی که مشخصات بیماری و
حساسیت او را ثبت کرده به همراه داشته باشد.
همچنین به همراه داشتن
epinephrin ( اپی نفرین خود تزریق ) هنگامیکه خطر آنافیلاکسی وجود دارد .
برای این افراد ضروری است ضمناً لازم است بیمار حتی المقدور از تماس با
ترکیبات حاوی لاتکس اجتناب کند و در صورت نیاز به استفاده از دستکش از نوع
ساخته شده از جنس وینیل یا نیترین استفاده کند و اگر فردی علائم تنفسی شدید
در واکنش به لاتکس دارد باید از محیطهایی که تراکم بالای ذرات معلق لاتکس
در هوا را دارد ( محیطهایی که دستکش لاتکس حاوی پودر الستفاده می شود )
پرهیز کند.
استفاده از کاندوم لاتکس دار نیز در این افراد مشکل ساز است
. کاندوم بدون لاتکس گرچه در پیشگیری از حاملگی موثر است ولی از عفونتهای
ویروسی ناشی از مقاومت مثل HIV ( عامل بیماری ایدز ) جلوگیری نمی کند .
![]()
شرایط ورزش کردن در بيماران ام اسي
ورزش و ام اس
- ورزش مي تواند به تخفيف علائم ام اس کمک نمايد ، اما اگر مي خواهيد که
برنامه ورزشي موفقي داشته باشيد بايد نظارت خاصي را رعايت کنيد . نخستين
نکته مهم اين است که نبايد در اين کار زياده روي شود . ممکن است شنيده
باشيد که مي گويند " آنقدر پايتان را کش بياوريد تا درد بگيرد ، يا " بعد
از ورزش احساس سوزش دست مي دهد " اما دقت کنيد که اين عبارات در بيماران
مبتلا به ام اس اثر عکس دارند. اگر زياده روي کنيد سيستم عضلات بدن خود را
که در حال حاضر در وضعيت با ثبات قرار دارند دچار تنش مي کنيد يا با افزايش
درد باعث مي شويد که ذهن و بدنتان تحت استرس قرار بگيرند.قبل از شروع
برنامه ورزش با پزشکتان مشورت کنيد . او توصيه هايي در موارد زير به شما
خواهد نمود: ورزش و ام اس - ورزش مي تواند به تخفيف علائم ام اس کمک نمايد ،
اما اگر مي خواهيد که برنامه ورزشي موفقي داشته باشيد بايد نظارت خاصي را
رعايت کنيد . نخستين نکته مهم اين است که نبايد در اين کار زياده روي شود .
ممکن است شنيده باشيد که مي گويند " آنقدر پايتان را کش بياوريد تا درد
بگيرد ، يا " بعد از ورزش احساس سوزش دست مي دهد " اما دقت کنيد که اين
عبارات در بيماران مبتلا به ام اس اثر عکس دارند. اگر زياده روي کنيد سيستم
عضلات بدن خود را که در حال حاضر در وضعيت با ثبات قرار دارند دچار تنش مي
کنيد يا با افزايش درد باعث مي شويد که ذهن و بدنتان تحت استرس قرار
بگيرند. قبل از شروع برنامه ورزش با پزشکتان مشورت کنيد . او توصيه هايي در
موارد زير به شما خواهد نمود: 1- نوع ورزشي که براي شما بيشترين اثر بخشي
را دارد و نوعي که بايد از آن اجتناب کنيد . 2- شدت کار ورزشي که برايتان
مفيد است . 3- طول مدتي که بايد به ورزش بپردازيد و محدوديت هاي جسماني
همراه با آن همچنين ممکن است پزشک شما را نزد فيزيوتراپيست بفرستد . نوع
ورزشي که براي شما مفيد است به نوع علائمتان ، تناسب بدني و سلامت عمومي
شما بستگي دارد . چند نکته در مورد ورزش 1- هميشه قبل از ورزش بدنتان را
گرم کنيد. 2- اگر مي خواهيد دوره هاي 30 دقيقه اي ورزش داشته باشيد ، با 10
دقيقه شروع نموده و به تدريج آن را زيادتر کنيد. 3- براي ورزش کردن يک
فضاي امن را انتخاب کنيد . در جاهايي که سر و لغزنده هستند ، نور کمي دارند
يا کار در آن فضا با خطراتي همراه است ، ورزش نکنيد . 4- اگر مشکل تعادل
داريد حتما وسيله اي براي گرفتن و تکيه کردن به آن هنگام ورزش در دسترس
داشته باشيد . 5- هر وقت احساس ناراحتي ، اذيت شدن يا نا خوشي پيدا کرديد
ورزش را متوقف کنيد . 6- سعي کنيد ورزشي را انتخاب کنيد که نشاط آور باشد و
از آن لذت ببريد . ورزش هايي که بيماران ام اس معمولا با آنها راحت هستند
شامل يوگا، تاي چي ، شنا و ورزش هاي آبي است . اگر خيلي گرمم شد چه کار کنم
؟ برخي از بيماران ام اس به گرما حساس هستند يعني علائم آنها با افزايش
درجه حرارت بدن بدتر شده يا مجددا" ظاهر مي شود. اين اتفاق ممکن است در حين
ورزش روي دهد . براي جلوگيري از گرماي بيش از حد به چند نکته زير توجه
کنيد : 1- در ساعات داغ روز ورزش نکنيد (بين 10 صبح تا 2 بعد از ظهر) . سعي
کنيد هنگام صبح يا شب هنگام ورزش کنيد . 2- مقدار زيادي مايعات خنک بنوشيد
. 3- نسبت به بدن خود آگاهي داشته باشيد . اگر متوجه هرگونه علامتي شديد
که قبل از شروع ورزش که وجود نداشت ، ورزش را کم کرده يا متوقف کنيد تا
زماني که بدنتان خنک شود. 4- شنا کردن و ورزش هاي آبي در آب خنک ، تمرينات
خوبي هستند که بدنتان را خنک نگه مي دارند
بيماران ام اسي وآموزش شاد زيستن
21 نکته مفيد براي بيماران ام اس که باعث شاد زيستن آنها ميشودعبارتند از :
1.با استفاده از فيزيوتراپي مي توانيد بر مشکلات مثانه ، سفتي و بي ثباتي آن فائق آييد.
2. ورزش به تخفيف علائم ام اس کمک مي کند . اما بايد دقت کرد که در ورزش زياد روي نکنيد براي توصيه هاي بيشتر از پزشکتان کمک بخواهيد.
3. سعي کنيد حمايتي را که مي خواهيد پيدا کنيد ، وقت گذاشتن و صحبت با مشاور در برخورد با اثرات ام اس به شما کمک مي کند
4. مشکلات کنترل ادرار تاثير بدي روي مردان و زنان مبتلا به ام اس دارد خوشبختانه تغيير در شيوه زندگي مانند نوشيدن مايعات و استفاده از دارو کمک کننده است .
5. داروي مناسب براي ام اس واقعا" مي تواند تعداد ضايعات مغز و نخاع را کاهش دهد .
6. رژيم غذايي سالم به شما کمک مي کند در عين کسب انرژي کافي با عفونت ها هم مقابله کنيد.
7. عضويت در گروه هاي حمايت کننده روش خوبي است . اين گروه ها مي توانند به شما کمک کنند که روش هاي جديدي براي زندگي با ام اس ياد بگيريد.
8. شما مي توانيد سعي کنيد قدرت تحرک ، تعادل ، مبارزه با خستگي ، درد ، ضعف و به دست آوردن تعادل را با فيزيوتراپي بهبود بخشيد
9. نوشتن تجارب و احساس شما در برخورد به ام اس نه تنها کمک مي کند بلکه يک ابراز مفيد براي پزشکتان نيز خواهد بود
10. ماساژ مي تواند به کاهش استرس و افسردگي که باعث بدتر شدن ام اس مي شوند کمک کند . شايد بهتر باشد اين روش را امتحان کنيد.
11. ياد گرفتن مهارت هاي يک شغل کوچک ، برايتان ماندگار خواهد بود .سعي کنيد با يادگيري مهارت هاي جديد بر محدوديت هاي خود غلبه کنيد.
12. گرچه ام اس روي عضلات پا ، ساق پا و لگن تاثير مي گذارد اما بسياري از مبتلايان به ام اس هرگز به صندلي چرخ دار نياز پيدا نمي کنند .
13. چرا ام اس هنوز درمان قعطي ندارد ؟ زيرا دانشمندان هنوز در جستجوي يافتن علت آن هستند خوشبختانه درمان هاي زيادي موجود است.
14. آيا در چشم خود احساس درد يا تاري ديد مي کنيد؟ کورتون مي تواند در برطرف شدن اين علائم به شما کمک کند.
15. نگران ايمن بودن محل کار خود نباشيد . از يک مشاور بخواهيد که محل کارتان را از اين لحاظ بررسي کند. 16. آيا در تامين دارو مشکل داريد . شرکت هاي بيمه يا بعضي از موسسات خيريه مي توانند در اين زمينه کمک کنند.
17. روش هاي زيادي براي درمان ام اس وجود دارد هنگام انتخاب درمان ها به سبک زندگي خود و عوارض جانبي داروها دقت کنيد
18.آيا استرس داريد؟ سعي کنيد به کلاس يوگا يا تاي چي برويد. اين روش ها به حفظ و موازنه انرژي تعادل و انعطاف پذيري کمک مي کنند . همچنين استرس را هم کاهش مي دهند .
19.گرچه داروهاي موجود نمي تواند ام اس را به طور کامل درمان کنند اما شدت و تناوب حملات ام اس را کم مي کند .
20. آيا از لرزش خسته شده ايد؟ از پزشکتان بپرسيد که آيا تحرک عمقي مغز مي تواند به شما کمک کند يا نه.
21. طب سوزني مي تواند به برطرف شدن علائم ام اس مثل درد ، اسپاسم
عضلات و ضعف کنترل ادرار کمک کند.
اثبات انرژي درماني درعلم متافيزيک
علل کاهش مایعات در سالمندان
نوشیدن آب و مایعات یکی از فعالیتهای مطبوع بشر می باشد که بر اساس آن نیازهای حیاتی مهم آدمی رفع می گردد .
حفظ مایعات بدن از ضروریات زندگی است .
۴۵ درصد وزن بدن سالمندان را آب تشکیل می دهد .
در طول سالمندی تغییرات مهمی در عملکرد اندامهایی که در تعادل مایعات بدن نقش مهمی بازی می کنند ، پدید می آید .
این تغییرات عبارتند از :
تغییرات نامبرده سبب کاهش
توانایی بدن سالمندان در حفظ تعادل مایعات می شود ، بطوریکه فرد سالمند با
سرعت زیادی در معرض خطر کاهش حجم مایعات بدن قرار می گیرد .
بطور کلی سالمندان بیشتر از جوانان در معرض خطر کم آبی قرار دارند .
کاهش میزان مایعات بدن یعنی :
الف ) عدم مصرف آب و سایر مایعات به اندازه لازم
ب ) از دست دادن مایعات بدن بصورت عرق زیاد ، اسهال ، استفراغ . ...
در این حالت سلامت فرد سالمند به شدت تهدید می شود .
علل کاهش مایعات بدن :
۱ - تغییرات طبیعی دوران سالمندی
۲ - عدم تمایل به نوشیدن مایعات و آب
۳ - مشکلات حرکتی در تهیه و نوشیدن آب
۴ - مشکلات روحی و روانی که سبب کاهش توجه به ضرورت مصرف آب و مایعات می شود .
۵ - مصرف داروهای ادرار آور
۶ - بیماریهای کلیوی
۷ - اسهال ، استفراغ و تب
علائم کاهش مایعات بدن :
۱ - خشکی لب و دهان
۲ - زبان باردار
۳ - تشنگی
۴ - کاهش انعطاف پذیری پوست بطوریکه پوست براحتی چروکیده می شود .
۵ - کاهش وزن
۶ - ضعف عمومی
۷ - کاهش میزان ادرار دفعی
۸ - افزایش ضربان قلب
۹ - کاهش فشار خون بخصوص هنگام برخواستن از حالت خواب یا نشسته
۱۰ - افزایش دمای بدن
اقدامات مهم پیشگیری کننده و مراقبتی :
۱ - مصرف مایعات و آب به اندازه کافی . برای این منظور با استفاده از فرمول زیر می توانید حجم مایعات ضروری بدن را محاسبه کنید .
حداقل مایعات مصرفی روزانه = وزن × ۳۰ سی سی
مثال : برای فرد ۸۰ کیلویی میزان مایعات مصرفی برابر است با ۲۴۰۰= ۳۰ × ۸۰
که برابر تقریباً ۵/۲ لیتر مایعات و آب می باشد .
۲ - کنترل روزانه وزن قبل از خوردن صبحانه
۳
- مصرف آب و مایعات ( چای ، آب میوه ، ژله ، شیر ، بستنی ، نوشابه ، دوغ
و ... ) در حجم کم و دفعات زیاد مثلا ً هر ۳۰ تا ۶۰ دقیقه بطور معمول یک
استکان آب بخورید .
۴ - کنترل میزان ادرار دفعی ( بدین منظور می توانید
از یک لیوان مخصوص برای اندازه گیری ادرار دفعی استفاده کرده و میزان آن
را در طول شبانه روز مشخص کنید ) .
پارچ آب و سایر ظروف مخصوص آب را در دسترس سالمند قرار دهید .
۶ - بهتر است برای نوشیدن مایعات از لیوانها کوچک استفاده کنید .
۷ - از نوشیدنیهایی استفاده کنید که نمک و یا شکر کمی دارند .
۸ - در برنامه غذایی روزانه خود غذاهای آبکی مثل سوپ ، آش ، آب گوشت ، سبزیجات و میوه و سالاد تازه بگنجانید .
لیوانهای معمولی مصرفی در منازل ( مثل لیوانهای عسل دسته دار ) بین ۲۲۰- ۲۰۰ سی سی حجم دارند . حجم استکانهای معمولی معمولاً نصف حجم لیوانها می باشد . ( ۱۰۰ سی سی
آموزش جنسی عروس ودامادها Hymen
پرده بکارت سالم
پرده بکارت پاره شده
Hymen یا
همان پرده بکارت غشایی ا ست که تمام یا قسمتی ازدهانه واژن را می پوشاند.
Hymen لغتی یونانی ست به معنای پوست یا پرده که از نام الهه ازدواج و عروسی
یونانیان God Hymen وام گرفته شده. یونانیان باستان از این لغت برای انواع
پرده ها از جمله پرده ای که قلب را احاطه می کند(پریکارد)، استفاده می
کردند، اما با گذشت زمان، کاربرد آن به پرده بکارت محدود شد.
در
طول نخستین مراحل رشد جنینی، به طور کلی هیچ بخش ورودی به واژن وجود
ندارد. لایه باریک بافتی که در این مرحله واژن را می پوشاند، قبل از تولد
به طور ناقص تقسیم می شود، این لایه بعدها پرده بکارت را به وجود می آورد.
در صورتیکه در مرحله قبل از تولد، تقسیم لایه به طور کامل صورت گیرد، موجب
می شود بعضی زنان به طور مادرزاد، پرده بکارت نداشته باشند.
بسیاری
تصور می کنند که پرده بکارت، داخل واژن قرار دارد. در صورتیکه اینطور
نیست. پرده بکارت، بخش خارجی اندام جنسی است و دقیقا در ورودی دهانه واژن
قرار دارد. انواع رایج پرده بکارت عبارتند از:
حلقوی: در این نوع، پرده به صورت حلقه ای دور ورودی واژن را می پوشاند.
ارتجاعی: پرده ای که به اندازه کافی انعطاف پذیر و قابل ارتجاع ا ست و به هنگام ورود آلت تناسلی مرد، پاره نمی شود یا به طور جزئی پاره می شود و هیچ خونریزی ندارد.
بعضی
ها مادرزاد پرده بکارت ندارند، بعضی دیگر پرده بکارتشان بدون سوراخ است،
درحالیکه برخی دیگر پرده های بسیار ضخیمی دارند که ممکن است برای پاره کردن
آن، کمک پزشک مورد نیاز باشد تا از بروز درد در هنگام ارتباط جنسی جلوگیری
شود، این شیوه را بریدن پرده می نامند.طی اولین دخول، پرده بکارت در چند
جا پاره شده و به چند قطعه تقسیم می شود، غالبا تا زمانی که زن، نوزادی به
دنیا بیاورد باقیمانده پرده در دهانه واژن وجود خواهد داشت.
پرده بدون سوراخ یا بسته چیست؟ پرده
ای که تنها با خروج نوزاد پاره می شود، اما به صورت خطوط نا منظم گوشتی
پیرامون ورودی واژن باقی می ماند. در دخترانی که به سن بلوغ می رسند، در
صورتیکه دارای پرده بسته باشند، خون قاعدگی پشت آن جمع شده و نمی تواند
خارج شود در نتیجه باعث بروز درد می شود، اینگونه افراد باید به دکتر
مراجعه کرده تا طی عمل جراحی و ایجاد برشی در سطح پرده، خون قاعدگی از آن
خارج شود.
گذشته
از فقدان مادرزادی پرده بکارت در بعضی زنان ، در صورتیکه زن در هنگام سکس،
آرام و بدون تنش بوده ، زمان کافی برای عشق ورزی داشته باشد، با طرف مقابل
خود احساس راحتی کند و دهانه واژنش به اندازه کافی مرطوب باشد ، آلت
تناسلی مرد به نرمی وارد واژن او می شود و به این ترتیب در اولین ارتباط
خونریزی نخواهد داشت. اما اگر زن مضطرب باشد یا بترسد و پاهایش را جمع کند
دهانه واژن تنگ خواهد شد و هنگام دخول خونریزی و درد خواهد داشت.
بعضی
مردها ادعا می کنند که می توانند در حین سکس تشخیص بدهند زن قبلا سکس
داشته یا نه، چنین نیست. تنها چیزی که مردان می توانند حس کنند، مضطرب و
نگران بودن زن است که به همین دلیل خودشان را منقبض کرده و دهانه واژن به
نظر تنگ تر می آید.
از
آنجائیکه در نظر مردم پرده بکارت، پرده ای بسیار سفت و محکم است که تنها
با فشار پاره می شود، برخی مردها در هنگام سکس فشار زیادی به دهانه واژن
آورده و موجب پارگی دهانه واژن، درد و خونریزی می شوند. در صورتیکه، اگر زن
هنگام سکس آمادگی کافی داشته و به دور از احساس اضطراب باشد هیچ نیازی به
فشار از جانب مرد نیست.نکات مهم در مورد پرده بکارت:رشته های عصبی در پرده کم هستند و به همین دلیل در صورت آرامش جسمی و روانی، پارگی آن معمولا بدون درد است.
عمل
دخول و پاره شدن پرده بهتر است در زمانی که بدن آرام است و هیچ اضطراب و
خستگی وجود ندارد انجام شود. بنابراین نزدیکی در اولین شب ازدواج و پس از
مراسم طولانی عروسی توصیه نمی شود.
زنان
بهتر است قبل از نزدیکی، نه به منظور گرفتن گواهی سلامت پرده بکارت بلکه
به دلیل آگاهی از نوع پرده به پزشک متخصص زنان مراجعه کرده و توضیحات لازم
را درخواست کنند. زیرا در موارد نادری که پرده از نوع ضخیم است، احتیاج به
عمل جراحی دارد.
در
صورت تنگی دهانه واژن، بهتر است از کرم و ژلهای تسهیل کننده یا اسپری بی
حس کننده استفاده کرد. ضمن اینکه تحریک زن وخروج ترشحات از دهانه واژن موجب
روان شدن دهانه واژن و سهولت ارتباط جنسی می شود.گاهی
پرده بکارت با یک یا دو بار نزدیکی کاملا پاره نمی شود وهر دفعه قسمتی از
آن پاره شده و کمی خونریزی می کند. بدون پارگی پرده، مایع اسپرم ریخته شده
بر روی آن می تواند موجب حاملگی شود، زیرا اسپرماتوزوئید موجود در اسپرم می
تواند از سوراخ پرده حرکت کرده و به طرف تخمک زن برود و حاملکی ایجاد
گردد. در این موارد زن با پرده سالم حامله می شود.نکته : ورزشهایی
مانند سوارکاری، دو، پرش، شنا، رقص، باله، هرگز باعث پاره شدن پرده دختر
نمی شوند مگر اینکه وی طی حادثه ای و در هنگام بازی، سقوط کرده و در همان
زمان جسمی نوک تیز به پرده اصابت کند و موجب پارگی آن شود.اهمیت پرده بکارتدر
بعضی فرهنگها این مسئله خیلی اهمیت دارد که دختر به هنگام ازدواج باکره
بوده و پرده بکارت داشته باشد. در این جوامع، پرده بدین معنی ست که وی قبل
از ازدواج ارتباط جنسی نداشته است. هر چند که، پرده بکارت نشانه ضیعفی برای
بکارت واقعی است، زیرا بیشتر زنان، این پرده را قبل از داشتن ارتباط جنسی
بر اثر خودارضائی، استفاده از تامپکس (نوعی نوار بهداشتی)، یا فعالیتهای
غیر جنسی (مثل برخی حوادث ) از دست می دهند.
اما
سوال اینجاست که حتی با وجود پرده بکارت چه کسی می تواند تعیین کند که آیا
دختر قبل از ازدواج رابطه جنسی داشته است یا خیر؟ غالبا خونریزی در شب
عروسی می تواند دلیلی بر باکره بودن فرد باشد در صورتیکه این نظریه توسط
اطلاعات پزشکی رد شده زیرا همانطور که گفته شد یا به دلیل آرامش زن، یا عدم
وجود پرده بکارت به طور مادرزاد، این خونریزی می تواند وجود نداشته باشد.علاوه
بر این، راههای برقراری ارتباط جنسی فقط دخول نیست، دختر می تواند با حفظ
پرده بکارت از راههای مختلف ارتباط جنسی داشته باشد و یا حتی با وجود پاره
شدن پرده بکارت برای تظاهر به باکره بودن، با عمل جراحی ، آن را دوباره به
حالت اول برگرداند . به همین دلیل وجود یا عدم وجود پرده بکارت، همیشه نمی
تواند مدرک معتبری برای تعیین باکرگی شخص باشد.
سرمازدگي اورژانس بسيارخطرناک پزشکي
سوختگي بی شک يکي از مهمترين اورژانسهاي رشته پزشکي در تمام دوره هاي بشري بوده ودراين مورد بحثي نيست. ولي غفلت از سرمازدگي هميشه عوارض بسيار شديدي را براي فرد مصدوم ايجاد مينمايدکه از عوارض اورژانس سوختگينه تنها کمترنبوده بلکه به خاطر عدم آشنايي افراد مصدوم واطرافيان خسارتهاي جاني فراوان و غير قابل جبراني را ايجاد مي نمايد.توانايي بدن در مقابله با سرما بسيار کمتر از توان آن براي مقابله با گرما است و در واقع روش اصلي براي گرم نگه داشتن بدن استفاده از لباس و پوشش مناسب است .
علاوه بر اين عواملي است مثل خستگي , تغذيه نامناسب , سابقه بيماري (مرض قند , بيماري قلبي - عروقي يا تنفسي , ...) , مصرف داروهاي خاص (مثل داروهاي فشارخون , و از همه مهمتر مصرف الکل ) , نامناسب بودن لباس و پوشش فرد و عوامل مختلف ديگري نيز باعث مستعد شدن فرد به کاهش درجه ي حرارت بدن و آسيب هاي ناشي از آن خواهد بود .
عدم تحرک براي مدت طولاني (مثل سربازان داخل سنگر ) به علاوه ي سرد بودن هوا , رطوبت بالا , وزيدن باد و خيس بودن لباس ها نيز باعث مستعد شدن فرد و بروز سريع تر و شديدتر آسيب هاي ناشي از سرما خواهد شد .
در موارد آسيب هاي ناشي از سرما نيز پيشگيري بر درمان مقدم است و با رعايت اصول مقابله با سرما حتي در بدترين شرايط آب وهواي نيز مي توان از بروز آنها جلوگيري کرد .
رطوبت هوا به همراه وزش باد باعث از دست رفتن درجه ي حرارت بدن مي گردد . به ويژه هرچه سرعت باد بيشتر باشد , کاهش درجه حرارت بدن سريع تر خواهد بود . وزش باد تند در يک آب و هواي سرد و مرطوب به سرعت باعث کاهش درجه حرارت بدن فرد خواهد شد .

کاهش عمومي درجه حرارت بدن (هيپوترمي يا افت دماي بدن )
در برخي شرايط مانند قرار گرفتن طولاني در معرض آب و هواي بسيارسرد و يا غوطه ور شدن در آب بسيار سرد , بدن توانايي توليد حرارت لازم براي مقابله با سرماي محيطي را ندارد و در نهايت دچار کاهش دماي عمومي بدن مي گردد . به اين حالت اصطلاحاً هيپوترمي گويند . در اين حالت هيپوتالاموس مغز دچار بدکاري مي شود و بدن قادر به کنترل دماي قسمت مرکزي خود نيست و درجه حرارت حرارت مرکزي بدن از 37 درجه به کمتر از35درجه سانتي گراد خواهد رسيد . افراد سالخورده و ضعيف بخصوص اگر لاغر , خسته و گرسنه هم باشند مستعد هيپوترمي هستند.
علائم و نشانه ي اين افراد عبارت است از :
الف- ابتدا بدن آنها دچار لرز مي شود .
ب- پوست سرد وخشک مي شود.
ج- نبض کند مي گردد.
د- تعداد تنفس بيمار کمتر از حالت طبيعي مي شود .
و- درجه حرارت بدن به 35 درجه يا کمتر مي رسد .
ت- خواب آلودگي ظاهر مي شود که ممکن است به کُما منجر شود .
ي- ممکن است ايست قلبي رخ دهد .
علايم ديگر عبارتند از :
پوست سرد : يکي از علائمي که دلالت بر افت دماي بدن و بروز حالت هيپوترمي دارد .(به ويژه سرد بودن پوست شکم )
لرز : از واکنش هاي دفاعي بدن براي گرم کردن خود است و بدن بطور خودکار سعي مي کند تا با افزايش کار عضلات حرارت بيشتري توليد کند و دماي قسمت مرکزي خود را ثابت نگه دارد . اما با پيشرفت آسيب و کاهش بيشتر دماي بدن , اين واکنش دفاعي نيز مختل مي شود .
گيج و منگ شدن مصدوم و از دست دادن قدرت قضاوت وتصميم گيري و از دست دادن هماهنگي حرکات و فعاليتهاي بدني
( مصرف الکل باعث تشديد اين حالت مي گردد)
اشکال در تکلم و صحبت کردن و همچنين سفتي و انقباض عضلاني از ديگر علائم هيپوترمي مي باشد .
کمک هاي اوليه در درمان سرمازدگي افراد مصدوم :
همانند ساير سوانح , ابتدا ارزيابي صحنه ي حادثه , دور کردن يا پرهيز از خطر و درخواست کمک را فراموش نکنيد .
سپس ارزيابي اوليه مصدوم و انجام مراحل ABC (کنترل راه هوايي , تنفس , ضربان قلب ) و ديگر کمکهاي اوليه ي ضروري در صورت لزوم
انتقال مصدوم به مکان گرم و خشک و ترجيحاً سربسته (مانند ساختمان , چادر , ماشين , ... )
خارج کردن لباس هاي مرطوب , خيس يا تنگ مصدوم و در صورت امکان پوشاندن لباس خشک به مصدوم و قرار دادن وي در داخل کيسه خواب يا انداختن چند پتوي گرم و خشک بر روي او
هيچگاه بدن مصدوم را با مالش گرم نکنيد و او را نيز تشويق به انجام فعاليتهاي بدني و راه رفتن نکنيد .
بدليل کاهش درجه حرارت بدن و بروز اختلال در سيستم الکتريکي قلب , هر ضربه ي ناگهاني ممکن است منجر به بي نظمي هاي بسيار شديد و کشنده در ضربان قلب فرد گردد . بنابراين حتي براي خارج کردن لباس هاي مصدوم ابتدا آنها را قيچي و سپس از بدن مصدوم خارج کنيد .
نکات بسيارمهم در درمان افراد سرمازده :
در صورتي که فرد هوشيار است و دچار تهوع و استفراغ شديد نيست مي توانيد , نوشيدني و غذاي گرم به وي بدهيد .
براي کنترل نبض مصدوم مبتلا به هيپوترمي بايد حدود 30 تا 45 ثانيه صبر کنيد .
حتي در صورت فقدان هوشياري و ديگر علائم حياتي مثل تنفس و نبض نبايد فرد را مرده قلمداد کرد . هر فرد دچار هيپوترمي بايد حتماً به مراکز درماني منتقل گردد و تحت درمانهاي لازم از جمله گرم کردن بدن قرار گيرد .
مصرف نوشيدني حاوي الکل و کافئين به هيچ وجه مجاز نيست . به ويژه الکل علاوه بر تسريع در از دست دادن نحرارت بدن , باعث کاهش حس لمس در پوست فرد و همچنين کاهش سطح هوشياري و قدرت قضاوت وي خواهد شد .

یکی از مشکلاتی که اغلب سالمندان از آن رنج میبرند، درد مفاصل است.
شایعترین نوع این ناراحتیها، از فرسایش و تحلیل مفاصل می باشد که با بروز این مشکل، مفصل دردناک شده و اجازه حرکت و راه رفتن را از افراد سالمند سلب میکند.
در طی حرکت کردن، انتهای استخوانها به طور طبیعی توسط غضروفها و مایع لغزنده اطراف آنها محافظت میشود که با افزایش سن، استخوانها شکننده، مفاصل بیشکل و دردناک، و حرکت مشکل میشود.
این بیماری میلیونها نفر در جهان، به ویژه افراد مسن را تحت تأثیر قرار داده است. رژیم غذایی، غذا یا مکملهای ویژهای برای پیشگیری، درمان و رهایی از تحلیل مفاصل شناخته نشده است.
البته در بسیاری از موارد مصرف مکملهای آمینواسیدی، کلسیم، مس، روغن کبد ماهی، ویتامینD، لسیتین، اینوزیتول، عسل، پاراآمینوبنزوئیک، شاهیآبی (کاکوتی) و مخمر، میوه تازه و سیر توصیه شده است، که این مواد نیز تاثیر چندانی نداشتهاند.
ارتباط شناخته شدهای نیز بین تحلیل مفاصل و اضافه وزن وجود دارد. لذا کاهش وزن اضافی برای افراد مبتلا به درد مفاصل بسیار مهم است، زیرا مفاصل برای تحمل وزن بالا، تحت فشار قرار می گیرند.
نوع دیگر التهاب مفاصل، روماتیسم مفصلی است که رابطه نزدیکی با رژیم غذایی دارد. در این بیماری، سیستم ایمنی به اشتباه به پوشش استخوانها حمله میکند. عملکرد سیستم ایمنی به تغذیه کافی بستگی دارد و رژیم ناکافی ممکن است، این نوع التهاب مفاصل را به همراه داشته باشد.
این احتمال وجود دارد که در برخی افراد، مواد غذایی خاصی بتوانند سیستم ایمنی را به این حمله تحریک کنند. مصرف شیر و لبنیات، روماتیسم مفصلی را در برخی افراد تشدید میکند. اسیدهای چرب اُمگا 3 که در ماهی یافت میشوند، سبب تخفیف عوارض این بیماری میشوند.
پژوهشها نشان میدهد، همان رژیمی که در بیمارهای قلبی به کار میرود و در آن رژیم، مصرف چربی های اشباع، کم و مصرف چربی های غیر اشباع پلی، زیاد است، میتواند به پیشگیری یا کاهش التهاب و درد مفاصل نیز کمک کند.
پراکسیداسیون چربیها در بدن نیز میتواند سبب التهاب مفاصل شو. ویتامین E از پراکسیداسیون چربیها جلوگیری میکند، لذا برای کاهش التهاب مفاصل مفید است، ولی نمونههای بارز روماتیسم مفصلی را بهبود نمیبخشد.
پوکی استخوان نیز از بیماریهای شایع دوران سالمندی است که استخوانها به دلیل کاهش میزان املاح، شکننده میشوند.

عوامل متعددی مانند دریافت کم کلسیم، دریافت بیش از حد یا کم پروتئین، بیحرکتی، مؤنث بودن، یائسگی، افزایش سن، کمی وزن، نژاد، ژنتیک و وجود سابقه ابتلا به این بیماری در خانواده، مصرف داروهایی مانند کورتیکواستروئیدها و ابتلا به بیماریهای کلیوی، کبدی، دیابت، آلزایمر، روماتیسم مفصلی و ... در بروز این بیماری موثرند.
برای پیشگیری از این بیماری که ناتوانی، کاهش قد و شکستگیهای استخوانی را به دنبال دارد، افزایش تحرک و فعالیت بدنی و مصرف رژیم غذایی حاوی مقادیرکافی پروتئین و کلسیم توصیه میشود.
برای تنظیم برنامه غذایی سالمندان مبتلا به پوکی استخوان، باید به نکتههای مهمی اشاره کرد.
تامین کالری کافی برای حفظ وزن مطلوب و توجه به اختلالاتی مانند بیاشتهایی یا پرخوری عصبی، مصرف روزانه سه تا چهار واحد از گروه لبنیات، تهیه عصاره کلسیم از استخوان (با جوشاندن استخوانهای گاو یا گوسفند در مخلوط سرکه و آبلیمو که با آب این عصاره تهیه میشود) در این بیمارن مهم است.
در تنظیم برنامه غذایی سالمندان گیاهخوار، توجه به مصرف بادام، فندق (سه قاشق غذاخوری از هر کدام)، سبزیهای برگ سبز (سه تا پنج واحد)، پونه خشک، برگ مو، انواع کلم، زیره، لوبیاها و نخود، ضروری به نظر میرسد تا از این طریق کلسیم لازم، فراهم شود. قرار گرفتن روزانه 15 تا 30 دقیقه در معرض نور مستقیم خورشید (برای تامین ویتامینD لازم)، مصرف انواع ماهی و استفاده از انواع مرکبات و دیگر میوههای حاوی ویتامین C به منظور جذب بهتر کلسیم ضروری است.
مهم ترین عامل پیشگیری کننده از بیماری فرسایش مفاصل، حفظ وزن مناسب بدن است، چون زیاد بودن وزن موجب فشار بیشتری بر روی مفاصل به ویژه مفصل زانو میشود و در دراز مدت موجب فرسایش بیشتر آنها میشود.
ورزش منظم، استراحت مناسب و محفاظت از مفاصل در مقابل فشارهای کاری زیاد نیز از عوامل پیشگیری کننده محسوب میشوند.
چه کسانی بیمار اورژانسی محسوب میشوند؟
صدای آژیر آمبولانس همیشه نشانگر بروز یک اتفاق ناگوار بوده و یک احساس نامطبوعی در تمام انسانها ایجاد میکند .شکی نیست هیچ کس حاضر نیست بجای فردی باشد که داخل همان آمبولانس که به طرف مرکز اورژانس با سرعت و آژیر کشان در حال حرکت است ،باشد. ولی درزندگی انسانی مخصوصا در دنیای شهر نشینی ،گریزی از اتفاقات ناخواسته نیست .اماواقعا هر بیماری یا اتفاقی اورژانسی بوده و افراد باید به اورژانسها مراجعه کنند ؟ .در مقاله ساده زیر توسط همکاران و دوستان دانشگاه علوم پزشکی تبریز تهیه شده و به وضوح بیماریها و موارد بسیار اورژانسی توضیح داده شده است که امید است مورد استفاده عموم مردم شریف کشورمان قرار گیرد .
با سپاس دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) ارومیه - مرکز استان همیشه سبز و غیور آذربایجان غربی
بیماریها و حوادث اورژانس به مواردی اطلاق می گردند که در صورت عدم ارائه به موقع اقدامات امدادی - درمانی ، منجر به صدمات عضوی و یا جانی و نیز مشکلات روانی بیمار میشود. در کشورهای مختلف جهان برای کاستن از عوارض و مرگ و میر ناشی از بیماری ها و حوادث اورژانس، سیستمی موفق و کارآمد با عنوان " خدمات فوریت های پزشکی یا EMS" طراحی شده است که وظیفه این سیستم، ارائه خدمات درمانی بر بالین بیمار در موارد اورژانس و در صورت نیاز ، انتقال به مراکز درمانی است. این سیستم در ایران با عنوان فوریت های پزشکی 115شناخته می شود.
از آنجا که با توجه به رشد جمعیت و کمبود امکانات ، ظرفیت پاسخگوئی این سیستم محدود می باشد، در نتیجه لازم است تدابیری در این زمینه اندیشیده شود تا حتی با امکانات موجود نیز بتوان از عوارض و مرگ و میر بیماران اورزانس جلوگیری کرد.به همین منظور ، اپراتورهای اورژانس 115 که وظیفه پاسخگوئی به تماس گیرندگان اورژانس را دارند، از افراد آموزش دیده ( کارشناس پرستاری) انتخاب شده اند تا راهنمایی های لازم را در موارد مختلف به شهروندان ارائه دهند و از گسیل بی مورد آمبولانس جلوگیری شود.همچنین وجود پزشکان در واحد ارتباطات اورژانس ، راهی دیگر برای تحقق این امر می باشد. در نهایت مهم ترین نکته نحوه برخورد شهروندان عزیز با موارد یا بیماری های اورژانس است که مراجعه به جزوات آموزشی و کتبی در این زمینه توسط اورژانس کشور منتشر می شود و می تواند در بسیاری از موارد به نحوه پاسخگوئی این سیستم کمک نماید.
به خاطر داشته باشید که تماس با مرکز اورژانس ، الزاما به معنای اعزام آمبولانس بر بالین بیمار نیست. در بسیاری از موارد ، راهنمائی کارشناسان و پزشکان اورژانس در واحد ارتباطات می تواند پاسخگوی سئوالات و مشکلات تماس گیرندگان باشد.
مواردی که در آنها می توان از اورژانس 115 تقاضای کمک کرد:
اورژانس های قلبی
|
|
احساس درد و سنگینی یا فشار در قفسه سینه و احساس سوزش در ناحیه پشت جناغ، مواردی است که ما را به درد با منشاء قلبی مشکوک می نماید.
در
صورتی که شکایات فوق بین 5 تا 30 دقیقه طول بکشند و فرد در روزهای مختلف
با آنها مواجه باشد، بیشتر تشخیص آنژین صدری ( درد قفسه سینه به علت کاهش
خون رسانی به قلب) مطرح می گردد.در صورتی که درد بیش از 30 دقیقه طول بکشد و
همراه با تهوع و استفراغ ، تعریق ، انتشار درد به زیر جناغ ، قفسه سینه ،
بازوها ، شانه ها ، اندام ها ، شکم و بین دو کتف باشد، بایستی به فکر
احتمال سکته قلبی بود. از علائم همراه بیماری های قلبی ، تنگی نفس ناگهانی ،
ضربان نا منظم قلب به شکل ناگهانی ، فشارخون بالا و یا افت فشار خون و
سوزش معده و عدم هضم غذا می باشد.
دردهایی که به طور متوالی بیش از چند
ساعت تا چند روز ادامه یابند و یا دردهایی که کمتر از یک دقیقه طول می
کشند، معمولا منشاء قلبی ندارند.
اورژانس های تنفسی
|
|
یکی از نشانه های هشدار دهنده بیماری های تنفسی ، تنگی تنفس است که بیماریهای چون آسم ، انسداد راه های هوایی، عفونت های ریوی و ... را مطرح می نماید. باید توجه داشت که " تنگی نفس به معنای تنفس تند نیست " بلکه حالتی است که فرد در آن وضعیت به سختی و به شکل غیر عادی تنفس می کند.
اورژانس های گوارشی
|
|
از موادی که در بیماریهای گوارش، نیاز به مداخله اورژانس دارد، می توان به خونریزی های گوارشی ( استفراغ خونی یا مدفوع قیری شکل)، درد شکم به شکل حاد که با حساسیت شکم ، استفراغ و یا بی اشتهائی همراه است اشاره کرد. عوارض ناشی از ضربه های شدید به شکم نیز جزو موارد اورژانس تلقی می شود.
اورژانس های ادراری
|
|
این بیماری ها شامل دردهای شدید و ناگهانی پهلو به همراه یا بدون ادرار خونی ، قطع ادرار و سوزش ادرار است.
اورژانس های دستگاه اسکلتی
|
|
این بیماریها عبارتند از شکستگی های باز یا بسته استخوان ها ، در رفتگی در مفاصل و اندام ها ، پارگی وسیع بافت نرم در اندام های بدن.
اورژانس چشم
مهم ترین موارد اورژانس مربوط به چشم را ضربه به چشم، ریختن مواد شیمیائی، سوختگی حرارتی و علائم افزایش فشار چشم( شامل درد ناگهانی در چشم و حدقه، سر درد شدید و تاری دید) تشکیل می دهند.
اورژانس های اعصاب
موارد زیر در بیماری های اعصاب ، نیاز به مداخله اورژانس دارند:
1- تشنج و حمله صرعی
2- سکته مغزی با علائم فلج اعضا، اختلال تکلم و موارد دیگر
3- اختلال هوشیاری و اعضا
4-سردردهای شدید و ناگهانی به همراه سفتی گردن و استفراغ مکرر
5- ضربه به جمجمه یا ستون فقرات به دنبال سقوط از بلندی ها و یا تصادف با خودرو
اورژانس های گوش و حلق و بینی
این مورد شامل خونریزی های شدید از بینی، ضربه به گوش، ضربه به فک و صورت، دررفتگی فک و ماننداست.
بارداری
در خانم های باردار، هرگونه سقط، تشنج، فشار خون بالا به همراه تاری دید و تورم دست و پا ، خونریزی های شدید و شروع دردهای زایمانی در صورتی که دسترسی به پزشک میسر نباشد، به عنوان بیماری های اورژانس مطرح هستند.
حوادث محیطی و شغلی
حوادث محیطی و شغلی، طیف وسیعی از موارد اورژانس را در بر می گیرند که مهم ترین آنها عبارتند از:
|
- تصادف با وسائط نقلیه |

«آندرولوژی» به عنوان شاخهای از علم پزشكی شناخته میشود كه مرتبط با عملكرد تولیدمثلی مردان است، اعم از حالات فیزیولوژیك و یا پاتولوژیك (آییننامه آكادمی اروپایی آندرولوژی – سال 1992).
با در نظر گرفتن این مفهوم زیست – اجتماعی كه تولید مثل وظیفه اصلی حیات است و عضو مستقلی از بدن به آن اختصاص داده شده، «آندرولوژی» گستره پهناوری را به خود اختصاص داده است.
در معنای دقیق، آندرولوژی به عنوان دانش و مهارت عملی مربوط به فعالیتهای تولیدمثل مردان و اختلالات آن شناخته میشود.
عناوین اصلی مورد بحث در آندرولوژی عبارتنداز:
عموما و بر مبنای تعریف سازمان بهداشت جهانی (WHO)، آندرولوژی به بهداشت تولیدمثلی مردان-Male Reproductive Health میپردازد.
هرشخص غیر حرفه ای میداند كه هر مرد و زنی نیازمند فرزندآوری هستند. با این وجود، ضرورتی ندارد كه یك زوج نازا بدانند كه اختلال در مرد است، یا زن ویا هردو. بنابراین معقولترین كار برای زوجها این است كه به پزشكی در رشتهای مراجعه كنند كه بطور همهجانبه به مشكلات ناباروری میپردازد.
این مهم نیست كه این دیدگاه با چه منطقی به بیماران منتقل شود، علم طب آشكارا راه حل مناسبی پیشنهاد كرده است.
اغلب هر یك از زوج نابارور بطور منفرد، با پزشكی از رشتههای مختلف، به منظور تشخیص و درمان مشورت میكنند.برای زن، نسبتا ساده است كه پزشك كارآمدی پیدا كند، چرا كه تخصص « بیماریهای زنان-Gynecology »، زمینه كاملا شناخته شدهای در علم طب است.
در حالیكه برای مرد مبتلا بسیار سختتر است و ابتدا به ساكن نمیداند به چه كسی مراجعه كند.در ابتدا با پزشك خانواده یا پزشك مراقبتهای بهداشتی اولیه مشورت میكنند، ۲۵ ٪ به متخصص زنان همسرشان مراجعه میكنند و بقیه با یك اورولوژیست (و در آلمان، همچنین، درماتولوژیست- متخصص پوست) و شاید اندوكراینولوژیست(متخصص غددداخلی) مشورت میكنند.
آندرولوژی در تعداد معدودی از كشورها بعنوان یك رشته مجزا فعال است. در فرانسه و ایتالیا، آندرولوژی، رشته تخصصی است كه در چارچوب اندوكراینولوژی قرار گرفته است، علاوه بر آن در مصر و اندونزی نیز بعنوان یك رشته تخصصی در نظر گرفته شده است. در كشورهای دیگر، آندرولوژی رشتهای نیست كه بیماران با آن آشنا باشند.
در آلمان، علاوه بر اورولوژیستها، اندوكراینولوژیستها و متخصصین زنان، درماتولوژیستها نیز بر مبنای این سابقه تاریخی كه عمده ناباروریها به علت بیماریهای مقاربتی بوده – وضعیتی كه همچنان در جنوب صحرای كبیر آفریقا وجود دارد – بیماران ناباروری را ویزیت میكنند.
هدف بهبود آموزش پزشكی در محدوده بهداشت باروری مردان، توسط آكادمی اروپایی آندرولوژی با بیش از ۱۵ مركز در سطح اروپا دنبال شده است.
از نقطه نظر زوج مبتلا، «طب تولید مثل»، تخصص بین رشتهای است كه راه حل ارائه میكند. البته چنین خدماتی در تعداد كمی از دانشگاهها یا مراكز مستقل در دسترس میباشد.
با این حال، بررسی زوج نازا تنها توسط یك فرد نادراست، بلكه معمولا یك تیم بین رشتهای شامل یك آندرولوژیست ، یك متخصص زنان و جنین شناس جهت ارائه طب تولید مثل همكاری میكنند.
سازمان بهداشت جهانی (WHO) در تعریف خود از بهداشت تولید مثل، به مفهوم عاری بودن زن و مرد از بیماریها و اختلالات عملكرد تولیدمثل، زوج را بعنوان یك مجموعه و یك پیكر در نظر میگیرد. سازمان بهداشت جهانی معتقداست «تولید مثل» میباید به عنوان بخشی از سلامت اجتماعی، روانی و جسمی هر جامعه در نظر گرفته شود. این در حالی است كه WHO در برنامههای خود در زمینه تعیین تعداد فرزندان توسط زوج، فرض را به این دارد كه هر دو آنها، آزادانه به روشهای جلوگیری از بارداری معتبر و مورد اعتماد دسترسی دارند.
برنامههای تحقیقاتی WHO در زمینه تولید مثل انسان هم زن وهم مرد را مورد توجه قرارداده است (1998-1994) در حالی كه در سالهای قبل بررسی فعالیت تولیدمثل زنان بیشتر مورد توجه بوده، مطالعات اخیر برروی باروری مردان، تعادلی در این زمینه ایجاد كردهاست. در سطح بین المللی نیز تلاشهای اولیهای در جهت ایجاد «طب تولید مثل» صورت پذیرفته است.
علاوه براین، آندرولوژی در برگیرنده جنبههای معینی از فعالیت تولید مثلی مردان است كه تعداد زیادی از آنها بدون دسترسی به همسر (زن) قابل درمان است، مثلاٌ:
از این رو، علاوه بر علم بیماریهای زنان، توجه به بخشی از طب تولیدمثلی كه مربوط به مردان است، یعنی آندرولوژی، اجتناب ناپذیر است. گسترش «تخصص بیماریهای زنان» و «آندرولوژی» به عنوان زمینههای مجزا، فواید و محاسن زیادی دارد، اگرچه نباید فراموش كرد كه هر دو تخصص میباید در ارائه خدمات به زوج نابارور مشاركت نزدیكی در قالب یك مركز «طب تولید مثل» داشته باشند.
در كشور آلمان بر مبنای آییننامههای موجود، حضور آندرولوژیست در بخشی از هر مركز طب تولید مثل، بویژه در زمان انجام درمان ضروری است و یكی از سه پزشك تیم درمان میباید یك آندرولوژیست باشد،در ایران نیز بر مبنای آیین نامه مراکز درمان ناباروری-مصوب وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی- چنین شرطی وجود دارد.

سوانح جادهاى و حقوق شهروندى
سالها است که ايران حائز رتبه نخستين مى شود که نه تنها افتخارى ندارد بلکه مايه تاسف و حتى شرمندگى است. اين آمار که به تعداد کشته شدگان تصادفات رانندگى اختصاص دارد نشان مى دهد سالانه 200 هزار تصادف در جاده هاى سراسر ايران روى مى دهد. همين آمار بيانگر آن است که به طور متوسط هر 20 دقيقه، جان يک انسان در حوادث جاده اى گرفته مى شود يا به عبارتى ديگر، صرف نظر از تعداد مجروحان و آسيب ديدگان تصادفات رانندگى، روزانه 72نفر در جاده هاى کشور کشته مى شوند.
آخرين آمار مربوط به حوادث جاده اى سال گذشته مشخص مى سازد که 26 هزار و 888 نفر در تصادفات جاده اى کشته و12 هزار نفر مجروح شده اند. چنين رقمى 45 برابر ميزان آسيب ديدگان حوادث رانندگى در کشورهاى صنعتى است و از وقوع فاجعه اى پرده برمى دارد که هر سال تکرار مى شود اما هنوز چاره اى براى آن انديشيده نشده است.
فاجعه زمانى عميق تر و جدى تر رخ مى نمايد که بدانيم آمار جان باختگان حوادث جاده اى در سال هاى گذشته نه تنها کاهشى نيافته بلکه ارقام مربوط به آن سير صعودى هم داشته اند. در سال 1381 آمار کشته شدگان تصادفات رانندگى نسبت به سال پيش از آن 10/9درصد افزايش يافته و به رقم 21هزار نفر رسيده اما در همين ميزان هم متوقف نمانده و در سال 1382 با رشدى 17 درصدى به بيش از 25هزار نفر رسيده است.
رقم کشته هاى حوادث جاده اى در طول سال چون در سراسر کشور پخش مى شود شايد چندان جدى گرفته نشود اما در پايان هر سال که آمارهاى شهرى و استانى جمع مى شوند و آمارگيران پس از تجزيه و تحليل داده هاى موجود مشخص مى کنند که چه تعداد سرمايه انسانى و ملى در جاده هاى کشور از سر بى توجهى و ناآگاهى هدر مى روند، هشدارها براى جلوگيرى از تکرار وقايعى مشابه در سال هاى بعد شنيده مى شوند.
اين هشدارها و توصيه هاى ايمنى با آغاز سال نو و سفرهاى نوروزى 20 روزه- از 25 اسفند تا 15 فروردين- بارها و بارها اعلام مى شوند به ويژه آنکه در تعطيلات نوروزى جاده هاى اصلى و فرعى کشور از بيشترين ترافيک وسايط نقليه برخوردار مى شوند.
حدود 90 درصد مسافران و 85 درصد جابه جايى بارها از طريق جاده هاى کشور انجام مى شود، اما استقرار امنيت در اين مسيرها از توجه لازم و کافى برخوردار نيست. وجود نقاط حادثه خيز با شيب هاى نامناسب و پيچ هاى تند و غيراستاندارد در کنار معضل فقدان آموزش و فرهنگ ترافيک و رعايت نکردن قوانين و مقررات رانندگى در جاده هاى اصلى و فرعى کشور از دلايل اصلى بروز حوادث متعدد در سطح جاده هاى کشور بوده و هست.
بى توجهى رانندگان به ويژه رانندگان وسايل نقليه اى چون اتوبوس و مينى بوس به علائم راهنمايى و رانندگى در جاده هاى اصلى و فرعى کشور هر سال سبب بروز سوانح رانندگى مرگبار و فوت تعداد زيادى از مسافران مى شود و هيچ بعيد نيست که با ادامه اين روند، ميزان مرگ و مير ناشى از حوادث جاده اى در کشور امسال به حدود 30 هزار نفر افزايش يابد.
امسال آنگونه که اعلام شده، براى نخستين بار در ايام تعطيلات نوروز محدوديت و ممنوعيت تردد وسايل نقليه سنگين در تمام محورهاى منتهى به تهران مانند جاده هاى چالوس، هراز، فيروزکوه، قزوين و رشت اعمال خواهد شد تا مسافران نوروزى با ايمنى بيشترى در اين مسيرها تردد کنند.
نيروهاى پليس راه، اورژانس و عوامل راهدارى و ستاد نوروزى نيز اعلام کرده اند که از 25 اسفند تا 15 فروردين بر جابه جايى مسافران در جاده هاى کشور نظارت خواهند کرد تا مانع از بين رفتن سرمايه هاى انسانى و ثروت ملى شوند.با اين حال وحشت از تکرار فاجعه هايى همچون سال هاى گذشته از همين روزهاى مانده به آغاز سال نو درک کردنى است و حتى حوادث رخ داده در اين روزها نويد خوشى را نمى دهد.
پيش بينى مى شود امسال25ميليون مسافر در ايام تعطيلات نوروز در جاده هاى کشور تردد کنند. آمارهاى سال گذشته نشان مى دهد که در تعطيلات نوروزى به طور متوسط روزانه 947 هزار مسافر در جاده هاى سراسر کشور جابه جا شده اند و در مجموع 19ميليون و 900 هزار نفر در تعطيلات نوروزى در جاده هاى کشور جابه جا شده اند.
بر همين اساس پيش بينى مى شود در تعطيلات نوروزى سال 1385 بيش از 25ميليون مسافر در سطح کشور تردد کنند. بى جهت نيست اگر منتظر رشد حوادث جاده اى به علت افزايش تردد وسايل نقليه در جاده هاى کشور در اين ايام باشيم و بنابراين پليس راه و عوامل راهدارى نقش تعيين کننده و موثرى در کاهش اين حوادث خواهند داشت.
برخورد جدى با متخلفان، نصب دوربين هاى پيشرفته براى کنترل سرعت، استقرار دائمى گروه هاى متعدد پليس راه و نصب تابلوهاى مربوط به علائم رانندگى در سطح جاده ها براى کاهش حوادث رانندگى در کشور حداقل تدابيرى است که انتظار مى رود در اين ايام صورت گيرد تا امنيت جانى مسافران تامين شود و تعطيلات شادى آفرين نوروزى به کام آنها تلخ نشود.
از آنجا که بيش از 50 درصد حوادث جاده اى کشور در30کيلومترى مبادى ورودى شهرها رخ مى دهد لازم به نظر مى رسد که با استقرار نيروهاى پليس در فاصله 30کيلومترى مبادى ورودى و خروجى شهرها ميزان اين حوادث کاهش يابد.
گرچه تلاش براى کاهش تلفات تصادفات جاده اى و شهرى يک وظيفه ملى است و بايد تمام وزارتخانه ها و سازمان هاى مسئول در قبال اتخاذ اقدامات پيشگيرانه بکوشند، اما نمى توان نسبت به اين واقعيت بى توجه بود که ساماندهى امنيت جاده ها و کاهش حوادث جاده اى در کشور به بسترسازى فرهنگ درست رانندگى نيازمند است زيرا بخش عمده اين حوادث از عادات و رفتارهاى انسانى سرچشمه مى گيرد.
بخشى از تراژدى جاده هاى ايران از رفتارهاى غيرمدنى برمى خيزد که نمونه هاى آن در رانندگى هاى درون شهرى و خيابانى به کرات ديده مى شود.
يکى از نمودهاى رفتارهاى دموکراتيک را مى توان در شيوه رانندگى افراد جامعه ديد که در اين شاخص دموکراسى و رفتار مدنى، ايرانيان نمره قابل قبولى ندارند و آمار تکان دهنده و تاسف برانگيز تعداد کشته شدگان حوادث رانندگى شاهدى است بر اين مدعا.
بسترسازى فرهنگى براى بهبود وضعيت رانندگى در شهرها و جاده ها از آن جهت ضرورى است که دسترسى همگانى به جاده هاى امن از حقوق شهروندى و شاخصى از برقرارى عدالت اجتماعى است.
تامين امنيت جاده اى به عنوان جزيى مهم از سلامت جامعه نيازمند عزم ملى، برنامه ريزى جامع و هماهنگ در بخش هاى مختلف دولت مانند وزارتخانه هاى بهداشت، راه و ترابرى، نهادهاى آموزشى و اطلاع رسانى، نيروهاى انتظامى و سازمان هاى غيردولتى است.
بحران ايمنى جاده اى و مرگ وميرها و آسيب ها و هزينه هاى ناشى از حوادث رانندگى يکى از چالش هاى مهم سلامت، بهداشت عمومى و توسعه کشورها است و قربانيان اصلى آن افرادى هستند که اغلب آنها در سنين 15 تا 44ساله و به ويژه جوانان هستند. در ايران حوادث رانندگى دومين علت مرگ ومير بعد از بيمارى هاى قلب و عروق را به خود اختصاص مى دهد و بيشترين علت مراجعه به مراکز اورژانس و اتاق هاى عمل، حوادث رانندگى در اثر عدم ايمنى راه ها است.
اين حوادث هم موجب از دست رفتن نان آور بسيارى از خانواده ها مى شود و هم هزينه هاى ناشى از سوانح جاده اى با استناد به آمار سال 1384 بيش از 6هزار ميليارد تومان و برابر با 5 درصد توليد ناخالص ملى کشور است، در صورتى که ميانگين جهانى هزينه هاى سوانح جاده اى بين 1تا 2 درصد توليد ناخالص ملى کشورها است.
صرف نظر از هزينه هاى اقتصادى و اجتماعى بسيارى که بروز حوادث و سوانح جاده اى بر خانواده ها و اقتصاد کشور تحميل مى کند، آمار بالاى تصادفات نشان دهنده نقض حقوق بشر و سلامت شهروندان است و ضرورى به نظر مى رسد با طراحى مناسب جاده ها، تصحيح مديريت حمل ونقل، بهبود استانداردهاى وسايل نقليه، وضع قوانين و مقررات مناسب و نصب علائم راهنمايى و هشداردهنده راه هاى پيشگيرى از اين حوادث مورد توجه جدى قرار گيرند، چرا که تصادفات رانندگى و حوادث جاده اى همان قدر که قابل پيش بينى هستند، قابل پيشگيرى هم هستند.
هرگز
به پزشک خود دروغ نگوييد زيرا دروغ شما چهبسا پزشک را در تشخيص بيمارى به
اشتباه بيندازد و در معالجه شما، مشکل پيش آيد. گفتهاند که هرگز نبايد
دروغ گفت و هر سخن راست را نيز بىجهت نبايد گفت. چون به پزشک خود، اعتماد
کردهايد پس به وى دروغ نگوييد چه شايد در تشخيص بيمارى، اشتباه نمايد.
گاهى ممکن است به پزشک خود دروغ بگوييد چه، احتمالاً از بيان همه حقايق،
خجلتزده شويد و در تنگنا بيفتيد ولى بدانيد که اين امر باعث لطمه به
تندرستى شما خواهد شد.
غالب افراد دانا، خودآگاهانه به پزشک، دروغ
نمىگويند چون مىدانند اگر حقيقت را از پزشک، پنهان نمايند تندرستىشان به
خطر خواهد افتاد، اما متأسفانه عادت بد (يا نبود عادت خوب) باعث مىشود
گاهى به دروغگفتن، متوسل شويم و يا مسأله را کمى وارونه جلوه دهيم. اصلاً
بايد ديد چرا برخى افراد چنين مىکنند در صورتىکه اگر دقيقاً راست نگوييم،
عواقب ناگوارى گريبانگير ما خواهد شد.
براى نمونه اگر عوامل
ايجادکننده نارسايى جنسى را مخفى کنيد و يا سابقه ابتلا به بيمارىهاى
مقاربتى را انکار کنيد جز پشيمانى، چيزى نصيب شما نخواهد شد و اگر با وجود
اينکه فرد تنپرور و کمتحرکى هستيد خود را ورزشکار معرفى نماييد، چه سودى
خواهيد برد؟
عدم صداقت در بيان مطلب در برابر پزشک، قطعاً در درازمدت به
تندرستى شما زيان خواهد رساند. در زير، دستکم، هفت مورد را يادآورى
مىکنيم که احتمالاً حقيقت امر به پزشک گفته نمىشود. و در عينحال
مىبينيم که اين نبود صداقت چه اثرى بر تندرستى دارد.
مىگوييد
سيگار نمىکشيد درصورتىکه خود شما مىدانيد که روزى سه چهار نخ (عدد)
سيگار مىکشيد. اين دروغى است که غالباً پزشکان مىشنوند. بيشتر بيماران از
اين مىترسند که پزشک آنان را سرزنش کند و شديداً از اين امر، نهى و
خطرهاى آن را گوشزد نمايد.
چهبسا که با اين دروغگفتن داروهاى پزشک
موثر نباشد فکر نکنيد که با انکار سيگار کشيدن ،کسى را گول مىزنيد چه،
اکثر پزشکان اين دروغ شما را باور ندارند چون بيمارانى که حتى روزانه بيش
از يکى دو عدد سيگار نمىکشند، باز هم بوى سيگار مىدهند. پس صداقت در اين
مورد پايه درمان است. چون تقريباً 50 درصد کسانى که روزانه يک پاکت سيگار
به مدت بيست سال مىکشند، از بيماريهاى مرتبط با سيگار مانند سرطان ريه و
ديگر سرطانها ويا بيماريهاى قلبى و عروقى خواهند مرد.
بانوانى که در
دهههاى 30 و 40 عمر خود ولو روزانه چند عدد سيگار مىکشند و از قرصهاى
ضدباردارى هم استفاده مىکنند، به قدر کسانى که زياد سيگار مىکشند در معرض
خطر هستند. توأمکردن قرصهاى ضدباردارى با کشيدن سيگار، گرچه براى چند
هفته، بانوان را در معرض لختهشدن خون در رگها و سکته مغزى قرار مىدهد.
اگر
شما باردار هستيد، سيگار کشيدن حتى به مقدار کمى، کمتر از ده عدد سيگار در
روز، بچه داخل شکم شما را در معرض خطر جدى زايمان زودرس قرار خواهد داد و
او را مبتلا به «آسم» خواهد نمود و مدتى پس از تولد نيز او را در معرض
سندرم مرگ ناگهانى قرار خواهد داد. افزون بر اين، افرادى که به اصطلاح،
سيگارکش سبک هستند باز هم در معرض همان خطراتند که سيگارکشهاى قهار. آشکار
است هرچه بيشتر سيگار بکشيد در معرض خطر بيشترى خواهيد بود.
اين را بدانيد که هيچ مرزى نيست که بگوييد اگر از اين خط، تجاوز کنم با خطر مواجه خواهم شد بلکه خطر از گام نخست، آغاز مىشود.
در
يک مطالعه تازه که در بريتانيا روى بانوان 16 تا 44 ساله انجام گرفته است
به اين نتيجه رسيدهاند که حتى در افرادى که روزى تنها پنج نخ سيگار
مىکشند خطر بيمارى قلبى، دوبرابر غيرسيگارىهاست. هماهنگ کردن درمان با
پزشک نيز مىتواند براى ترک دائمى سيگار، کمک نمايد.
مطالعهها و تجربههاى زياد، نشان داده است که کمک و تشجيع پزشک، در ترک سيگار، بسيار موثر است.
آغاز آخرين دوره عادت ماهانه را بهطور دقيق به پزشک بگوييد گرچه ممکن است گاهى آن را فراموش کرده باشيد.
مردم
بهطور اعم و بانوان بهطور اخص نبايد از پزشک، خجالت بکشند بلکه بايد
مسايلى را که مربوط به تندرستى آنان است با پزشک در ميان بگذارند. چهبسا
علائمى را که شما آنها را بىاهميت مىدانيد، پزشک را به تشخيص عارضهاى
رهنمون شود. براى نمونه اگر عادت ماهانه شما نامنظم شده است يعنى يا زياد
است و سنگين و يا زودتر از موعد مقرر است ممکن است شما غده «فيبروئيد» در
رحم داشته باشيد و يا شايد عفونتى در کار است.
افزون بر اين، برخى
عوامل، به گونهاى بغرنج، ممکن است با دوران عادت ماهانه شما مرتبط باشد.
اگر شما شکمدرد داريد و درست وسط عادت ماهانه شماست، ممکن است اين درد در
اثر تخمکگذارى باشد که طبيعى تلقى مىشود. حال اگر شما تاريخ درست و دقيقى
درباره آغاز دوره عادت ماهانه ندهيد ممکن است پزشک دچار اشتباه شود و آن
درد را به حساب درد دستگاه گوارش و احياناً درد ناشى از التهاب آپانديس
بگذارد.
وقتى که پزشک، وضع سلامت روانى شما را مىپرسد، پاسخ مىدهيد که همهچيز، عالى است درحالىکه واقعيت، غير از آن است چون ممکن است اخيراً کمى دچار افسردگى بودهايد. گاهى بانوان اساساً فراموش مىکنند که به خاطر اضطراب و يا افسردگى به پزشک مراجعه کردهاند درحالىکه فقط علايمى مانند سردرد، بىخوابى، بىقرارى و نظاير آن را به پزشک مىگويند در صورتىکه اينها ممکن است نشانههايى از اضطراب و افسردگى باشند.
ديابت مي تواند به راههاي مختلفي چشمهاي شما را گرفتار نمايد كه مي تواند از تار شدن موقتي بينايي تا مشكلات شديدتري مثل رتينوپاتي (صدمه به لايه حساس به نور در چشم) باشد.تاري ديد:
وقتي
شما تازه شروع به مصرف انسولين يا قرصهاي پايين آورنده قند خون مي كنيد،
ممكن است متوجه شويد كه ديد چشمهاي شما تار شده است. اين امر به اين خاطر
است كه عدسي چشمهاي شما وقتي كه دچار ديابت مي شويد آب از دست داده و
هنگامي كه درمان را شروع ميكنيد كم كم عدسي چشمتان آب را دوباره بدست مي
آورد و به همين خاطر يك تاري ديد موقت ايجاد مي گردد.
خوشبختانه اين
تاري ديد بطور موقت بوده و بدون اينكه نياز به درمان داشته باشد در عرض چند
ماه خودبخود بهبود مي يابد. اگر اين وضعيت براي شما اتفاق افتاد، قبل از
اينكه براي گرفتن عينك به چشم پزشك مراجعه كنيد، چند ماهي منتظر شويد تا
تاري ديد از بين برود.قسمتهايي كه دچار عوارض ديابت ميشوند
- چشمها
- كليهها
- اعصاب محيطي در دستها و پاها
- پوست
- رگهاي خونيآب مرواريد
وقتي
شما به مدت طولاني دچار مرض قند باشيد، بخاطر تجمع قند در عدسي چشمتان،
مستعد ابتلاء به آب مرواريد (كاتاراكت) مي شويد. اين وضعيت باعث مي شود كه
عدسي چشم شما كدر شده و از عبور راحت نور از آن و ورود به چشم جلوگيري مي
كند.
خوشبختانه مي توان آب مرواريد را با يك عمل ساده و عوض كردن عدسي
چشم با يك عدسي پلاستيكي درمان نمود. اين عمل را مي توان بدون بيهوشي و فقط
با بيحسي موضعي انجام داد و شما فقط نياز داريد كه 24 ساعت در بيمارستان
بستري شويد. نتيجه اين عمل جراحي معمولاً رضايت بخش مي باشد.
رتينوپاتي
هر
دو نوع ديابت مي توانند باعث گرفتاري پرده شبكيه در چشم شوند. قسمت مركزي
شبكيه (ماكولا) باعث ديدن رنگها و جزئيات مي شوند در حاليكه قسمتهاي محيطي
شبكيه در ديدن اجسام سياه و سفيد و ديدن در تاريكي به شما كمك ميكنند.
رگهاي
خوني كوچك كه به شبكيه خونرساني ميكنند بر اثر ديابت دچار مشكل مي شوند.
اين امر احتمالاً بعلت تجمع قند در ديواره رگهاي خوني مي باشد كه آنها را
ضعيف مي سازد. اين رگها گاهي اوقات پاره شده و ايجاد خونريزيهاي كوچكي مي
كنند.
گاهي اوقات، عروق خوني ممكن است نشت كرده و باعث تجمع مايع در سطح
شبكيه گردد كه به آن اصطلاحاً اگزوداي سخت گفته مي شود. اين نشتي معمولاً
نشانه آن است كه خونرساني آن منطقه بخوبي انجام نمي شود. وقتي رتينوپاتي به
مرحله پيشرفته تري مي رسد، رگهاي خوني جديد ميتوانند رشد كرده و خونرساني
را بهبود ببخشند. اين رگهاي خوني جديد، شكننده بوده و ممكن است پاره شده و
خونريزي شديدي ايجاد نمايند. اين وضعيت مي تواند بطور جدي بينايي را مختل
كند.درمان رتينوپاتي:
خوشبختانه
در سالهاي اخير، ليزر درماني توانسته است در ترميم صدماتي كه در رتينوپاتي
ديابتي ايجاد شده است، كمكهاي فراواني نمايد. ليزر به قسمت محيط شبيكه
تابيده مي شود و توسط آن، اگزوداي سخت برداشته شده و از رشد رگهاي جديد
جلوگيري ميگردد. هرچه زودتر درما نصورت پذيرد، موفقيت بيشتر خواهد بود و
به همين دليل است كه افراد دچار مرض قند بايد حداقل سالي يك بار به چشم
پزشك مراجعه كنند تا چشمهايشان معاينه گردد. تعداد كمي از مبتلايان به مرض
قند دچار نوعي رتينوپاتي مي شوند كه به آن اصطلاحاً ماكولوپاتي گفته مي
شود.
اين عارضه بخصوص در افراد سالخورده بيشتر ديده مي شود. در اين
وضعيت، رگهاي خوني در قسمت مركزي شبكيه كاهش پيدا مي كنند و باعث اختلا در
ديدن رنگها و جزئيات دقيق مي شود.متأسفانه ليزردرماني در ماكولوپاتي چندان
موفقيت آميز نمي باشد.
اگر شما نياز به ليزر درماني داشته باشيد بايد به
يك متخصص چشم مراجعه نماييد. ابتدا قطره اي در چشمهاي شما ريخته مي شود تا
مردمك چشمهايتان گشاد شده و پزشك راحت تر بتواند شبكيه چشم را ببيند. سپس
سرتان را در يك محفظه قرار مي دهيد تا از تكان خوردن آن جلوگيري شود. بعد
پزشك با دوربين، قسمتهاي مختلف شبكيه را معاينه مي كند تا ببيند كدام
قسمتهاي آن نياز به ليزر درماني دارد. ليزر درماني معمولاً هيچگونه دردي
ندارد. بعد از ليزر درماني به مدت يكي دو روز شما دچار تاري ديد خواهيد شد
كه مسئله مهمي نيست.
دانشگاه علوم پزشکی اراک |
|
|
دانشگاه علوم پزشكي اردبيل |
|
|
دانشگاه علوم پزشکی اروميه |
|
|
دانشگاه علوم پزشکی اصفهان |
|
|
دانشگاه علوم پزشكي جندي شاپور اهواز |
|
|
دانشگاه علوم پزشكي بابل |
|
|
دانشگاه علوم پزشكي بندر عباس |
|
|
دانشگاه علوم پزشكي بوشهر |
|
|
دانشگاه علوم پزشكي بيرجند |
|
|
دانشگاه علوم پزشكي تبريز |
|
|
دانشگاه علوم پزشكي ايران (تهران) |
|
|
دانشگاه علوم پزشكي بقيه الله (تهران) |
|
|
دانشگاه علوم پزشکی بهزيستی (تهران) |
|
|
دانشگاه علوم پزشكي تهران |
|
|
دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي (تهران) |
|
|
دانشگاه علوم پزشکی تربيت مدرس (تهران) |
|
|
دانشگاه علوم پزشكي لرستان (خرم آباد) |
|
|
دانشگاه علوم پزشكي زاهدان |
|
|
دانشگاه علوم پزشکی زنجان |
|
|
دانشگاه علوم پزشکی سبزوار |
|
|
دانشگاه علوم پزشكي سمنان |
|
|
دانشگاه علوم پزشكي كاشان |
|
|
دانشگاه علوم پزشكي كرمان |
|
|
دانشگاه علوم پزشكي كردستان |
|
|
دانشگاه علوم پزشكي كرمانشاه |
|
|
دانشگاه علوم پزشكي كهكيلويه و بوير احمد |
|
|
دانشگاه علوم پزشكي گلستان |
|
|
دانشگاه علوم پزشكي گيلان |
|
|
دانشگاه علوم پزشكي مازندران |
|
|
دانشگاه علوم پزشکی مشهد |
|
|
دانشگاه علوم پزشكي يزد |
|
|
دانشكده علوم پزشكي فسا |

بیماری های قابل انتقال از طریق دریافت خون
الحمدلله
ما درکشوری زندگی میکنیم که مردمی بسیارفهیم و انسان دوست داریم. اهداء
خون توسط هموطنانمان یکی از این موارد انسان دوستانه بوده که نظیر آن در
هیچ کشوری وجود نداشته و نخواهد داشت .شکی نیست هر کس دارای خون اختصاصی
خود بوده ولی الحمدلله به کمک علم و دانشمندان رشته خون شناسی این امر مسیر
شده که از خون افراد دیگری برای بیماران مورد نیاز استفاده شود .اما آیا
واقعا انتقال خون بدون رعایت استانداردهای مورد نیاز بی خطر میباشد ؟ شکی
نیست که هرگونه خطا در مسیر انتقال خون از فردی به فرددیگری خطرات
بسیار زیادی فرد گیرنده خون را تهدید نموده و گاها عوارض جبران ناپذیری
حتی در حد مرگ نصیب فرد گیرنده خون خواهد کرد. در مقاله کوتاه زیر که توسط
همکاران سازمان انتقال خون تهیه شده به گوشه ای از این خطرات انتقال خون
مخصوصا بیماریهای ناشی از انتقال اشاره شده که علاوه بر تشکر از این
همکاران نظر شما خوانندگان محترم را به این نکات ارزنده این مقاله جلب
میکنم و خواهشمندم هرگونه نظر سازنده یا انتقاد خود را برای هرچه بهتر
ارائه دادن مقالات بعدی در قسمت نظرات این پست برای ما ارسال نمائید .
با سپاس دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) ارومیه
سازمان
انتقال خون وظیفه دارد سلامتی شما را که خون اهدا می کنید و سلامتی خونی
که شما اهدا کرده اید را تامین کند. به همین دلیل پیش از دریافت خون از یک
اهداکننده داوطلب، باید مطمئن شد که او شرایط لازم برای اهداخون راداشته
(قسمت شرایط اهدای خون راببینید) و هیچ یک از مواردی که باعث معافیت او از
اهدای خون می شود، را ندارد (قسمت موارد معافیت از اهدای خون را ببینید) و
با انجام مصاحبه و معاینه قبل از اهدا و اطلاعاتی که از داوطلب دریافت می
شود، از کسانی که درمعرض آلودگی احتمالی به ویروس ها وعوامل بیماری زای
مهمی که می توانند از طریق خون انتقال یابند (مانند هپاتیت های CوB ، ایدز و
سیفلیس) خون دریافت نخواهد شد. (قسمت رفتارهایی پر خطر را ببینید) با این
وجود برای اطمینان از سلامتی خون های اهدا شده، هر واحد خون اهدا شده علاوه
بر تعیین گروه و تعیین وجود آنتی بادی، از نظر این عفونت های مهم قابل انتقال از طریق خون شامل: • هپاتیت B
• هپاتیت C
• ویروس HIV ( عامل ایدز )
• سیفلیس
نیز آزمایش غربالگری می شود.
اگر
آزمایش مثبت گزارش شود، در هر حال خون اهدایی مصرف نخواهد شد. ولی برای
تایید آن، " آزمایش تاییدی " انجام می گیرد. در صورت مثبت شدن آزمایش در
این مرحله، اهدا کننده از جهت درمان و پیشگیری از سرایت بیماری به دیگران،
مورد مشاوره و آموزش قرار می گیرد و دیگر هیچوقت تا پایان عمر نباید خون
اهدا نماید.
در صورت نامعین بودن آزمایش تاییدی، فرد باید مجدداً آزمایش
شود. ولی در صورت منفی بودن آزمایش تاییدی احتمال بیمار بودن فرد بسیار کم
است با این حال او دیگر نمی تواند خون اهدا نماید.
مفهوم دوره پنجره
در
تشخیص اغلب بیماریهای عفونی، مبنای آزمایشات رایج طبی، پیدا کردن آنتی
بادی ضد عوامل بیماری زا در خون های آزمایش شده می باشد و نه پیدا کردن خود
این عوامل. از زمان ورود عامل بیماریزا به بدن فرد آلوده تا ساخته شدن
آنتی بادی ضد آن ممکنست هفته ها حتی ماه ها طول بکشد. در این فاصله زمانی،
آزمایشات طبی آلودگی را نشان نمی دهند. به زبان دیگر در روند تشخیص
آزمایشگاهی فاصله یا روزنه ای ایجاد می شود که این فاصله را به اصطلاح "
دوره پنجره " می نامیم.
بنابراین در این دوره گرچه درخون افراد ویروس وجود دارد ولی نتیجه آزمایش آنها منفی است. بنابراین چنانچه این خون به فردی تزریق شود می تواند سبب انتقال بیماری به فرد دریافت کننده خون شود.
رفتارهای پرخطر
انجام
بعضی از رفتارها در زندگی، فرد را در معرض خطر ویژه ای برای ابتلا به
عفونت های قابل سرایت با خون مانند هپاتیت های B , C و ایدز قرار می دهد.
این گونه رفتارهای خاص را " رفتارهای پر خطر " می گویند.
بعضی از رفتارهای پر خطرعبارتند از : 1. مصرف مواد مخدر تزریقی
2. تماس جنسی نامطمئن
3. خالکوبی ، طب سوزنی ، سوراخ کردن گوش یا قسمتی از بدن
4. استفاده مشترک از سرنگ آلوده ، تیغ و یا سایر ابزاری که با خون تماس مستقیم دارند .اشخاصی
که چنین رفتارهایی دارند، نباید برای اهدای خون اقدام کنند. زیرا آنها با
این کار خود سلامت بیماران استفاده کننده از خون را به خطر می اندازند؛ مگر
آنکه دست کم یکسال از کنار گذاشتن اینگونه رفتارهایشان گذشته باشد؛ حتی در
بعضی موارد مانند تزریق مواد مخدر، افراد تا پایان عمر نیز اجازه نخواهند
داشت، خون خود را اهدا نمایند.


عوارض خطرناک بیماری حسادت
قرآن کتاب دینی و هدایت است، و برای دست یابی به رشد شخصیت و خودشناسی بهترین راه را نشان میدهد؛زیرا انسان تنها موجودی است که از دو بعد مادی و غیر مادی شکل گرفته است.به این آیه شریفه توجه کنید:«یا ایها النّاس قد جائتکم موعظة من ربّکم …؛ای مردم نامهای (قرآن) که همه پند و اندرز و شفای دلهای شما و هدایت و رحمت برای مؤمنان است،از جانب خدا برای نجات شما آمد».(سوره یونس،آیه 57).همچنین آیات:(89 /نمل ـ 151/بقره ـ 2/ جمعه ـ 20/عنکبوت) و آیاتی از این قبیل.قرآن کریم فطرت وجودی انسان و حالات گوناگون روان او را متذکر شده و علل انحراف و بیماری،و همچنین راههای تهذیب و تربیت و معالجه روان انسان را به طور جامع نشان میدهد و در هماهنگ کردن شخصیت و تکامل و ایجاد بهداشت روانی ما تأثیر بسزایی دارد.یکی از این انفعالهای روانی که معمولاً غالب مردم دچار آن هستند حسد است.
حسد را علمای اخلاق این گونه تعریف کردهاند:
حسادت،تمنای سلب نعمت است از دیگری که به صلاح او باشد،یعنی حسود دوست دارد نعمتها از طرف مقابل گرفته شود،خواه آن نعمت به حسود برسد! یا نرسد.حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) در این باره میفرماید:«منشأ و ریشه رزایل حسادت است».البته یک حالتی هم نزدیک به حسادت وجود دارد، که پسندیده و مایه ترقّی و پیشرفت است،و آن حالت غبطه است.امام صادق(ع) میفرمایند:«به راستی مؤمن غبطه میخورد،ولی حسادت نمیورزد اما منافق حسادت میورزد و غبطه نمیخورد».راستی میدانید نخستین حسدی که از سوی انسان در روی زمین صورت گرفت چه زمانی بود؟ که بود؟برای چه بود؟ و نتیجهاش چه شد؟:آری،نخستین حسد،حسادت قابیل نسبت به برادرش هابیل بود،آن هم به جهت اینکه خداوند قربانی هابیل را پذیرفت ولی قربانی قابیل را نپذیرفت،و این موضوع برای قابیل انگیزهای برای کشتن برادرش شد.به این آیه شریفه توجه کنید:«و اتل نبأ ابنی آدم بالحقّ اذا قرّباً قرباناً…».(سوره مائده،آیه 27)در این آیه کریمه داستان حسادت قابیل نسبت به هابیل بیان شده است.نوجوانان و جوانان عزیز در قرآن نمونههایی از این قبیل ذکر شده است.مانند:داستان برادران یوسف،پسر نوح، هابیل و قابیل و داستانهای عبرت آموز دیگر.عزیزان،ما نمیدانیم چه نعمتی به صلاح هست یا نه،پس به جای تقویت حسّ حسادت،برای جبران کاستیها و بالا بردن تواناییهای خود تلاش کنیم.
1.ناراحتی از رسیدن نعمت به دیگری،بدون نشان دادن عکس العمل.
2.غیبت و عیب جویی.
3.دشمنی،عداوت و کارشکنی.
4.بیمهری یا قطع رابطه از شخص،و پنهان کردن صفات برجسته او به طوری که حتی نمیخواهد سخنی از او بشنود.
1.نابسامانیهای اجتماعی
حسود تمام یا بیشتر نیرو و انرژی بدنی و فکری خود را صرف حسادت میکند، لذا این کار منشأ نابسامانیهای اجتماعی است.قرآن مجید میفرماید:و کسانی که بعد از آنها آمدند،میگویند:پروردگارا ما و برادرانمان را که در ایمان به ما پیشی گرفتند بیامرز و در دلهایمان کینه و حسدی نسبت به مؤمنان قرار مده…(سوره حشر،آیه 10)
2.قتلها و جنایتها:چنان که در داستان هابیل و قابیل ملاحظه کردید.
3.از بین رفتن دوستیها.
4.عقب ماندگی اجتماعی؛اشخاص حسود و تنگ نظر میکوشند دیگران را به عقب بکشند.
5.هرج و مرج،پیامبر اکرم(ص) حسد را به بیماری بزرگ امتها تشبیه کرده و میفرمایند:«…در اثر اختلاف و نفاق و حسد نسبت به یکدیگر،سرانجام به ظلم و ستم و سپس به هرج و مرج مبتلا میشوند».
1.نابود کننده ایمان، 2.آفت دین، 3.نابود کننده نیکیها، 4.رسیدن به کفر و تفکرات کفر آمیز، 5.غیبت، 6. حسرت زیاد،(گناه زیاد)، 7.حجاب ضخیمی در برابر شناخت حقایق میافکند، 8.مانع رشد و تعالی ـ روحی فکری،معنوی خانوادگی و اجتماعی میگردد.
افراد حسود معمولاً افرادی رنجور،حساس،عصبی،پرخاشگر و افسرده میباشند.دستگاههای مختلف بدن تحت تأثیر این حالت روحی دچار بیماری میگردد.حضرت علی(ع) میفرماید:«شگفتا که حسودان از سلامتی خود غافل ماندهاند».
1.بدون حساب به جهنم میرود، 2.بدبختی و شقاوت دنیا و آخرت
1.دشمن خیر و طالب شر است
2.خواهان زوال نعمت از دیگران
3.به بدی گرایش دارد
4.منافق است،
5.غیبت،شماتت و تملّق میکند،قرآن کریم میفرماید:«انّ تصبک حسنة تسؤهم و إن تصبک مصیبة…».(سوره توبه،آیه 50) ،
6.در حال خوشی دیگران غمگین است
7.رفیق بدی است
8.دشمن نعمتهای خدا است
9.به خود ظلم میکند،
10.زود عصبانی میشود
با دکتر غلامحسین غفارپور متخصص پوست ، عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران درباره تاثیر اختلالات غده تیروئید بر پوست و مو گفتوگو کرده ایم.
آیا اختلال در عملکرد غده تیرویید تاثیر خاصی بر پوست و مو دارد؟
بله، بهطور کلی افرادی که دچار اختلال در عملکرد غده تیرویید اعم از پرکاری یا کمکاری هستند، دچار عوارضی در پوست و مو میشوند که این عوارض با توجه به نوع اختلال و نوع درمان و همچنین مدت درمان متفاوت خواهد بود.
در مورد کمکاری تیرویید این عوارض در پوست و مو به چه صورت بروز میکند؟
اگر کمکاری غده تیرویید برای مدت طولانی ادامه داشته باشد، تاثیرهای خاصی را روی پوست و موی فرد به جا میگذارد که این تغییرها در موها باعث خشکشدن، ریزش، بد رنگشدن و از بین رفتن جلای آنها میشود. البته این عوارض بر پوست نیز قابلمشاهدهاند که از مهمترین آنها میتوان به پوستهپوستهشدن و خشکشدن پوست اشاره کرد.
این عوارض در پرکاری تیرویید به چه صورت بروز میکنند؟
پرکاری تیرویید نیز بر پوست و مو تاثیرگذار است و باعث ریزش موها میشود. در عین حال پرکاری تیرویید اثری متفاوت بر پوست دارد. این اختلال برعکس کمکاری تیرویید، باعث مرطوبشدن بیش از حد پوست بدن نیز میشود.
آیا درمان اختلال غده تیرویید میتواند عوارض بهوجود آمده در بافت پوست و مو را نیز برطرف کند؟
بله، در کمکاری تیرویید با استفاده از داروی لووتیروکسین به تدریج مشکل پوستهپوسته شدن، زبری و خشکی پوست و همچنین ریزش مو و تنکشدن آن برطرف خواهد شد و جای نگرانی نخواهد بود.
اما در اختلال پرکاری تیرویید، مساله کمی متفاوت است. به این معنی که در درمان این اختلال، داروهای ضدتیروییدی که برای بیماران تجویز میشوند، خود باعث عوارضی مانند افزایش ریزش مو میشوند. البته در این موارد هم جای نگرانی چندانی وجود ندارد، زیرا پس از کنترل پرکاری تیرویید و قطع داروها، ریزش موها کاهش پیدا میكند و موی فرد به حالت قبل بازمیگردد.
بعضی از افراد مبتلا به اختلال عملکرد غده تیرویید، همزمان با درمان این اختلال، از داروهای جلوگیریکننده از ریزش مو مانند فیناستراید نیز استفاده میکنند. آیا این داروها با هم تداخل ندارند؟
خیر، در کل داروهای مربوط به کنترل اختلالهای غده تیرویید، تداخل خاصی با داروهایی مانند فیناستراید که برای جلوگیری از ریزش مو تجویز میشود، ندارند.
البته در موارد پرکاری و کمکاری تیرویید نیازی هم به مصرف فیناستراید و داروهای مشابه آن نیست. به دلیل اینکه علت ریزش موها در این موارد، تحتتاثیر هورمونهای مردانه نیست و مصرف این داروها تاثیر چندانی در کم کردن ریزش موها ندارد.

در طول دوره درمان تیرویید، بیماران باید چه اقدامهایی را برای کاهش ریزش مو انجام دهند؟
در طول مدت درمان با داروهای مربوط به کمکاری تیرویید، برای جلوگیری ریزش مو میتوان مراقبتهایی را انجام داد. از جمله این مراقبتها میتوان به استفاده از شامپوهای مخصوص موهای خشک برای جلوگیری از شکنندگی و ریزش موها اشاره کرد.
البته استفاده از شامپوهایی که برای موهای رنگشده تهیه شده است نیز در این موارد میتواند مطلوب باشد.
همچنین میتوان پس از شستشوی موها با شامپو، از نرمکنندهها و پس از استحمام نیز از روغنهای مخصوص مو استفاده كرد.
انتخاب شانههای مناسب که کمتر موها را تحتکشش قرار دهند نیز میتواند در حفظ موهای این افراد موثر باشد.
در پرکاری تیرویید که داروهای آن نیز باعث افزایش ریزش مو میشوند، افراد مبتلا میتوانند برای کاهش ریزش مو از محلول ماینوکسیدیل استفاده کنند. این محلول باید روزانه دوبار، یکبار صبح و یکبار شب بهصورت موضعی مورد استفاده قرار گیرد تا به تقویت مو کمک کند.
مکانیسم اثر قطعی این محلول هنوز مشخص نیست، ولی بهطور کلی باعث تحریک ریشه و افزایش رشد مو میشود.
در مورد مراقبتهای پوست هم نکته خاصی وجود دارد؟
بله، با فرارسیدن فصول سرد سال، مراقبت از پوست برای تمام افراد لازم است، ولی در مورد افراد مبتلا به کمکاری تیرویید که پوست آنها دچار خشکی و ترک خوردن میشود، این مراقبتها ضروریتر از افراد سالم به نظر میرسد.
در این موارد افراد مبتلا به کمکاری تیرویید میتوانند از کرمهای نرمکننده یا چربکننده پوست، کرم اوسرین، روغن وازلین و حتی گلیسرین استفاده کنند.
حرف آخر
در کل به نظر نمیرسد که اختلال در عملکرد غده تیرویید به تنهایی بتواند عارضه جدیای را روی پوست و موی افراد باقی بگذارد. البته این مساله به شرطی است که این افراد نکتههای مراقبتی و بهداشتی را كاملا رعایت کنند و به موقع برای درمان مشکل تیرویید خود به متخصص غدد داخلی مراجعه كنند.
عملکرد نادرست عصب سیاتیک (Sciatica) موجب بروز یک بیماری به نام سیاتیک می گردد. سیاتیک با درد، ضعف، بی حسی و یا سوزن سوزن شدن پا همراه است. این علائم در اثر آسیب و یا وارد آمدن فشار به عصب سیاتیک، بروز می کنند.

عصب سیاتیک از قسمت پایین کمر یا نخاع شروع شده و تا انتهای هر پا ادامه دارد. عصب سیاتیک یکی از بلندترین عصب ها در بدن می باشد.
این عصب از قسمت پایین کمر شروع شده و تا پشت باسن، ران و ساق و انتهای پا ادامه دارد.
این عصب، عضلات پشت زانو و پایین پا را کنترل می کند و حس را در پشت ران، قسمتی از پایین پا و کف پا ایجاد می کند.
دلایل سیاتیک
- آسیب و ناراحتی در قسمت پایین کمر و ستون فقرات
- شکستن دیسک های کمر (دیسک ها همانند یک بالش بین مهره های ستون فقرات عمل می کنند)
- لغزیدن و خارج شدن دیسک از جای خود
- درد در عضلات باریک باسن
- شکستگی و یا آسیب لگن خاصره
- تومور
- عفونت
- فتق دیسک (بیرون زدگی دیسک)
- رشد بیش از اندازه استخوان
- آسیب عصب در اثر دیابت (نوروپاتی دیابتی)
- استئوپروز (پوکی و شکستگی استخوان)
- فشار به عصب سیاتیک
- بارداری
- لخته خون
- ایجاد آبسه (ورم چرکی)
- افزایش وزن
- عدم انجام فعالیت ورزشی منظم
- پوشیدن کفش های پاشنه بلند
- خوابیدن روی تشک خیلی نرم
عوامل خطر سیاتیک
1- سن: با افزایش سن ممکن است تغییراتی در نخاع ایجاد شود، مانند فتق دیسک و رشد بیش از اندازه استخوان که اینها باعث سیاتیک می شوند.
2- اضافه وزن: چاقی باعث افزایش فشار بر ستون فقرات و بدتر شدن درد سیاتیک می گردد.

3- نوع شغل: شغل های که نیاز به چرخیدن پشت دارند و یا فرد باید بار سنگینی را حمل کنید و یا نیاز به رانندگی و نشستن طولانیمدت دارند، ممکن است باعث درد سیاتیک شوند.
4- نشستن طولانی مدت و یا زندگی بدون تحرک
5- دیابت و افزایش آسیب عصب
6- آرتریت (ورم مفاصل)
علائم سیاتیک
درد سیاتیک بسیار گسترده است و ممکن است طول یک پا و یا انگشتان پا را درگیر کند.
- احساس گزگز خفیف، درد خفیف و یا احساس سوزش. در برخی افراد، این درد آنقدر شدید است که شخص را از فعالیت روزانه باز می دارد.
- در اغلب مواقع، درد در یک طرف بدن می باشد.
- برخی افراد دارای دردی کشنده در یکی از پاها و یا مفصل ران و همچنین بی حسی در پای دیگر می باشند. درد و بی حسی ممکن است در پشت ساق پا، پشت زانو و یا در کف پا نیز احساس شود.
- پای دچار سیاتیک ضعیف می باشد.
- در ابتدا درد سیاتیک آرام است و با گذشت زمان و در اثر عوامل زیر بدتر می شود: بعد از ایستادن و نشستن، در شب، هنگام عطسه کردن و سرفه کردن و خندیدن، هنگامی که به پشت خم می شوید و یا به مدت طولانی راه می روید و یا اگر دچار تنگی کانال نخاع باشید.
راه های تشخیص سیاتیک
پزشک در ابتدا معاینه بدنی از بیمار انجام می دهد و در طی این معاینه، موارد زیر خود را نشان می دهند:
- ضعف در خم کردن زانو و حرکات پا
- خم کردن پا به سختی
- عکس العمل ضعیف و یا غیرطبیعی در پاها
- بی حسی پاها
- درد در هنگام بالا بردن پا
آزمایشات پزشکی زیر در صورتی باید انجام شود که شدت و مدت درد زیاد باشد:
- آزمایش خون
- تصویربرداری با اشعه X
- MRI
درمان سیاتیک
اغلب درد سیاتیک به خودی خود از بین می رود، اما احتمال برگشت آن زیاد است.
درد کمر و پاها ممکن است در اثر یک بیماری دیگر باشد، لذا باید ابتدا علت دقیق این درد را بدانید و سپس درمان را شروع کنید.
برخی موارد، هیچ درمانی مورد نیاز نیست و بهبودی به خودی خود انجام می شود.
اگر درمان های زیر برایتان موثر واقع نشود، پزشک برای کاهش درد عصب، دارو تجویز می کند.

درمان خانگی سیاتیک
- محل درد را سرد و گرم کنید. برای 48 تا 72 ساعت اول، کمپرس سرد (مثل کیسه یخ) و بعد از آن کمپرس گرم (حوله گرم) را قرار دهید. البته می توانید از داروخانه بسته های کمپرس سرد و گرم را تهیه کنید.
همچنین برای کمپرس گرم می توانید یک حوله را در زیر آب داغ بگیرید، سپس آن را بچلانید تا آبش خارج شود و آن را در قسمت کمر خود قرار دهید. برخی محققان بر این باورند که گرمای مرطوب بهتر درد را تسکین می دهد.
- داروهای مسکن مانند ایبوپروفن و یا استامینوفن مصرف کنید.
- خوابیدن در رختخواب بیشتر از دو روز توصیه نمی شود.
- بر روی صندلی نرم ننشینید، خم نشوید و پای خود را بالا نبرید.
- به پشت روی یک محل سفت دراز بکشید و یک بالشت را زیر زانوهای خود قرار دهید، و یا روی یک طرف بدن دراز بکشید و یک بالش را بین زانوهای خود قرار دهید.
- چند روز اول بیماری، فعالیت خود را کم کنید. بعد از آن، به آرامی فعالیت های روزانه خود را شروع کنید.
- تا شش هفته بعد از شروع درد، از بلند کردن اجسام سنگین و یا چرخش پشت خودداری کنید.
- بعد از 2 تا 3 هفته، شروع به ورزش کردن کنید و شامل ورزش های تقویتکننده شکم و بهبوددهنده انعطاف پذیری ستون فقرات باشد.
درمان های مکمل و جایگزین سیاتیک
- طب سوزنی: برخی از مطالعات نشان می دهند طب سوزنی تسکیندهنده درد پشت می باشد.
- کایروپراکتیک: برای این نوع درمان، ستون فقرات دستکاری می شود. با کایروپرکتیک، حرکت و بهبود عملکرد و کاهش درد در ستون فقرات دیده می شود.
عوارض ناشی از سیاتیک
- لغزش دیسک
- تنگی کانال نخاع
- عدم احساس و ضعف در پای درگیر
- از دست دادن عملکرد روده ای و یا مثانه ای
پیشگیری از سیاتیک
- اجتناب از نشستن طولانی مدت
- دراز کشیدن با فشار بر روی باسن
- منظم ورزش کردن و بیشتر ورزش های شکم و کمر برای درست ایستادن و نشستن
- برای نشستن، صندلی دارای دسته و چرخ را انتخاب کنید. در پشت کمر خود، یک بالشت قرار دهید تا گودی طبیعی کمر حفظ شود. موقع نشستن روی صندلی، باید زانوها و باسن در یک خط قرار بگیرند.
- اگر برای مدت طولانی می ایستید، یک پای خود را بر روی سطحی بالاتر مثل چهارپایه قرار دهید و بعد از مدتی، جای پاهای خود را عوض کنید.
- هنگامی که می خواهید جسم سنگینی را از روی زمین بلند کنید، بنشینید و زانوها را خم کنید، در حالیکه پشتتان صاف باشد. جسم سنگین را نزدیک بدنتان حمل کنید. از بلند کردن و چرخیدن همزمان خودداری کنید و از یک نفر کمک بخواهید.

یکی از عارضه هایی که به چشم آسیب می رساند خراشیدگی یا زخم قرنیه است که بر روی بینایی تاثیرات منفی می گذارد.
خراشیدگی قرنیه نوعی پارگی یا ساییدگی روی قرنیه شما است. قرنیه شفاف است و از روزنه جلوی چشم محافظت میکند و دقیقا بر روی بخش رنگی چشم شما (که عنبیه نامیده می شود) قرار دارد.
این زخم علاوه بر قرنیه، تأثیراتی روی ملتحمه (پرده روی سفیدی چشم)، عنبیه (قسمت رنگی چشم) و مایع داخل فضای جلویی چشم (زلالیه) میگذارد.
علایم زخم قرنیه
- درد چشم
- سوزش و خارش چشم
- حساسیت به نور زیاد
- انقباضات ناگهانی و شدید پلک چشم (پلک زدن مداوم)
- اشک ریزش
- تاری دید
- ترشح از چشم
در صورتی که قرمزی دردناک چشم و همچنین تاری دید دارید، در اسرع وقت به چشمپزشک مراجعه کنید.

علل زخم قرنیه
- استفاده از لنزهای تماسی چشم به مدت طولانی
- قرار نگرفتن لنز تماسی در جای خود
- آسیب قرنیه در اثر پریدن یک جسم خارجی مثل تراشه چوب یا فلز، شن، گردوخاک، یا شیشه به درون چشم
- عفونت چشم با ویروس تبخال (تبخال چشمی)
- بسته نشدن کامل پلکها
- خراش قرنیه بوسیله ناخن، شاخه درخت و ...
- مالیدن شدید چشمها
تمام عفونتهای چشمی مسری هستند و از یک فرد به فرد دیگر یا از یک قسمت از بدن به قسمت دیگر انتقال مییابند.
عوامل خطر زخم قرنیه
- آسیب چشم
- سیگار کشیدن یا قرار گرفتن در معرض سایر مواد محرک چشم
- لنزهای تماسی (خصوصا نوع نرم آنها)
عوارض زخم قرنیه
در صورت غفلت از زخم قرنیه، تخریب بافتی میتواند در قرنیه نفوذ کرده و به این ترتیب باعث ورود عفونت به داخل کره چشم شود. در این صورت ممکن است بینایی فرد به طور دایم از دست برود.
تشخیص زخم قرنیه
پزشک چشمها را از نظر نوع آسیب یا ذراتی که ممکن است زیر پلک باشند، مورد معاینه قرار می دهد. پزشک ممکن است یک رنگ زرد پرتقالی روی چشم بریزد تا خراش را ببیند.
گاهی انجام آزموش سنجش دقت بینایی و کشت خردههای تراشیده شده از سطح قرنیه نیز انجام می شود.

درمان زخم قرنیه
زخم قرنیه طی دو تا سه هفته درمان می شود و در صورت عدم درمان، با عمل پیوند قرنیه می توان بینایی قبل را به دست آورد و تنها زمانی این عارضه موجب از بین رفتن بینایی می شود که در داخل چشم موجب عفونت شده باشد.
درمان های اولیه برای کاهش درد ناشی از زخم قرنیه شامل استفاده از کمپرس آب خنک و شستشوی چشم با چای سرد است.
داروهای لازم برای درمان زخم قرنیه عبارتند از:
- قطرهها یا پمادهای آنتیبیوتیک چشمی یا آنتیبیوتیکهای خوراکی برای عفونت باکتریایی
- دارو برای عفونتهای ویروسی و قارچی
- استامینوفن برای درد خفیف چشم
اگر چیزی در چشمانم رفت چه کار کنم؟
اگر فکر می کنید چیزی در چشمانتان رفته است، ابتدا سعی کنید بخش بیرونی چشم را با آب تمیز بشویید.
چشمک زدن یا کشیدن پلک بالایی بر روی پلک پایینی ممکن است سبب خارج شدن ذرات از زیر پلک شود.
از مالیدن چشمانتان خودداری کنید.
سعی نکنید چیزی را مستقیما از روی قرنیه بردارید، این کار ممکن است باعث آسیب شدیدتر شود.
چنانچه نمیتوانید ذره را بردارید، یا اگر به نظر نمیآید چیزی در چشمانتان باشد، ب پزشک مراجعه کنید.

جلوگیری از زخم قرنیه
- هنگام کار (مثل تراشکاری و نجاری) که احتمال ورود اجسام ریز به چشم وجود دارد از عینک ایمنی چشم استفاده کنید.
- اگر لنز می گذارید نیاز به مواظبت خاصی در مقابل خراشیدگی قرنیه دارید، زیرا شما در معرض بیشترین عفونت در چشمانتان هستید. امکان دارد پزشک به شما بگوید برای مدتی لنز نگذارید.
- ناخن نوزاد و یا کودک کم سنتان را کوتاه کنید.
- شاخه های آویزان درختان را ببرید.
- از مالیدن چشم ها با دستان کثیف خودداری کنید.
- شستشوی چشم ها بعد از استخر توصیه می شود.
- دستان خود را مرتب بشویید.
- اگر تب خال دارید، به چشمان خود دست نزنید.

متاسفانه امروزه والدین به راحتی تلفن همراه خود را در اختیار نوجوان، کودک و حتی نوزاد خود قرار می دهند تا با آن بازی کنند و یا با پخش آهنگ، نوزاد خود را آرام نمایند.
خطرات تلفن همراه برای کودکان
1- خطرات جسمی
الف- خطرات اشعه تلفن همراه: اگرچه هنوز دانشمندان نتوانسته اند به طور قطعی، به شواهد کافی برای ممنوعیت استفاده از تلفن همراه به خصوص برای کودکان برسند، اما بسیاری از تحقیقات نشان می دهد که تشعشعات ناشی از تلفن همراه و آنتن ها و دکل هایی که به این منظور در سطح شهرها وجود دارند، می توانند منجر به بروز مشکلاتی مانند تومور مغزی، آسیب های ژنتیکی، سرطان خون، سردرد، اضطراب، افسردگی و اختلالات خواب شود.
کودکان بیشتر در معرض آسیب های ناشی از تلفن همراه قرار دارند، زیرا قطر جمجمه آنها نازک تر از بزرگسالان می باشد.
به بزرگسالان هم توصیه می شود در مواقعی که با تلفن همراه کار ضروری ندارند، آن را از خود دور کنند و از تماس مستقیم و طولانی مدت با آن جدا بپرهیزند.
ب- خطرات ناشی از بیسفنول: یکی از دیگر نگرانی هایی که در خصوص تلفن همراه وجود دارد، به کارگیری عنصری به نام بیسفنول در ساخت تلفن همراه است. بیسفنول نوعی پلاستیک به کار رفته در ساخت تلفن همراه می باشد.
در مطالعاتی که بر روی حیوانات صورت گرفته مشخص شده است که بیسفنول موجب کاهش رشد مغز می شود و منجر به بروز سرطان و بلوغ زودرس در زنان می شود.
ج- مشکلات بهداشتی: به علت نزدیک شدن دهان به تلفن همراه، بسیاری از میکروب ها از این طریق وارد دهان شده و منجر به بروز بیماری می شوند.
اگر کودکان و نوزادان خود را دوست دارید و برای سلامتی آنها اهمیت قایل هستید، هرگز اجازه ندهید که تلفن همراه را به سمت دهان خود ببرند.
اگرچه تلفن همراه یکی از آلوده ترین وسایلی است که در اطراف ما وجود دارد و بسیاری از انواع میکروب های بیماری زا در موبایل وجود دارد، به کار رفتن عنصر بیسفنول در ساخت تلفن همراه هم مزید بر علت شده و معایب آن را برای استفاده کودکان چند برابر می کند.
د- خطر بروز سرطان: بروز مشکلاتی مانند سرطان یکی از مهمترین نگرانی هایی است که دانشمندان در مورد استفاده عموم مردم به خصوص کودکان از تلفن همراه دارند.
ه- اثرات کوتاه مدت فرکانس های رادیویی ساطع شده از تلفن همراه: از اثرات کوتاه مدت فرکانس های رادیویی ساطع شده از تلفن همراه می توان به گرم شدن بافت های بدن در اثر جذب انرژی توسط پوست و بافت های مجاور آن اشاره کرد. همچنین می توان به تاثیر آن بر فرایند خواب و ضربان قلب اشاره کرد.
و- اثرات طولانی مدت فرکانس های رادیویی ساطع شده از تلفن همراه: سرطان از مهم ترین اثرات طولانی مدت قرارگیری در معرض فرکانس های رادیویی ساطع شده از تلفن همراه می باشد.
2- خطرات روحی و روانی
الف- وابستگی شدید (اعتیاد) به تلفن همراه: بسیاری از کودکانی که والدین آنها نظارت دقیقی بر استفاده آنها از تلفن همراه ندارند، دچار وابستگی شدید به تلفن همراه یا دچار اعتیاد به آن می شوند. آنها بیشتر وقت خود را صرف استفاده از موبایل می کنند و به جای بازی با دوستان و هم سن و سال های خود و تحرک و فعالیت های بدنی، گوشه ای می نشینند و وقت خود را صرف بازی های تلفن همراه و یا گوش دادن به موسیقی می کنند. بی تحرکی و چاقی از بزرگ ترین مشکلاتی است که کودکان امروزی با آن دست به گریبانند.

ب- ناتوانی در برقراری ارتباط با دیگران: کودکانی که تنها و به دور از جمع هم سن های خود، بیشتر وقت خود را صرف بازی های تلفن همراه می کنند، روش های برقراری ارتباط با دیگران را کمتر تجربه می کنند و معمولا تنهایی را ترجیح می دهند و در آینده در برقراری ارتباط اجتماعی با دیگران دچار مشکل می شوند.
ج- افسردگی و اضطراب در کودکان: خطر بروز افسردگی و اضطراب در کودکانی که بیشتر وقت خود را با موبایل سپری می کنند، بسیار بیشتر از دیگر کودکان می باشد. این افسردگی و اضطراب، هم می تواند ناشی از تاثیر اشعه آن بر عملکرد مغز کودکان باشد و هم در اثر عدم معاشرت و برقراری ارتباط اجتماعی با دیگران.
یکی از مفیدترین راه ها برای عدم تماس مستقیم تلفن همراه با پوست، استفاده از هندزفیری و هدست می باشد که تماس پوستی را به حداقل میزان خود می رساند.
دیگر مزیت مهمی که استفاده از این وسایل دارد این است که از بروز بسیاری از حوادث و تصادفات در حین رانندگی جلوگیری می کند.
د- کودکانی که بیشتر از حد از تلفن همراه استفاده می کنند بیشتر تحریک پذیر هستند و دچار کاهش اعتماد به نفس می شوند. مشکلات بینایی هم در آنها بیشتر رخ می دهد .
با سرد شدن هوا و شیوع سرماخوردگی، بروز علایمی مانند آب ریزش چشم و بینی، گرفتگی صدا، سرفه و گلودرد نیز شایع می شود. گلودرد ناشی از سرماخوردگی عامل ویروسی دارد که خطرناک نیست. اما گلودرد ناشی از باکتری در کودکان که تنها علامت آن تب است ممکن است بسیار خطرناک باشد و حتی به کلیه و قلب آسیب برساند.

دکتر احمدشاه فرهت، متخصص کودکان و بیماری های نوزادان و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در این باره می گوید:
گلودرد به احساس ناراحتی هنگام بلع غذا گفته می شود. گلودرد یک علامت است و نه بیماری.
گلودرد در کودکان علل مختلفی دارد، با این حال حدود 80 تا 85 درصد موارد، علت گلودرد ویروس است.
ویروس عامل بروز بیماری در کودکان است و در برخی موارد با آبریزش چشم و بینی، سرفه، گرفتگی صدا و در مواقعی با اسهال همراه است.
این علایم طی 2 تا 3 روز از بین می رود و بیمار به مصرف آنتی بیوتیک نیازی پیدا نمی کند.
اما تشخیص بیماری های ویروسی به عهده پزشک است که از طریق آزمایش های بالینی، بیماری را تشخیص می دهد.
آن چه پزشکان را نگران می کند آن است که علت گلودرد همراه با تب، ممکن است باکتری و در راس آن باکتری استرپتوکوک باشد که خطرناک است.
بنابراین علت بیماری باید تشخیص داده شود و به موقع درمان شود تا مشکلی پیش نیاید، زیرا غفلت از درمان صحیح و به موقع گلودرد باکتریایی (چرکی) باعث بروز مشکلات و عوارضی خواهد شد؛ از جمله این مشکلات طولانی شدن مدت بیماری کودک است.
مشکل بعدی این است که فرد بیمار می تواند باکتری استرپتوکوک را به راحتی به دیگران منتقل کند.
همچنین اگر گلودرد ناشی از باکتری استرپتوکوک درمان نشود، عوارض خطرناکی به جا می گذارد که مشکلات قلبی و کلیوی از جمله این عوارض است.
عارضه قلبی خود را به شکل تب روماتیسمی و روماتیسم قلبی نشان می دهد که این امر باعث نارسایی کشنده قلبی می شود. در این شرایط دریچه قلب آسیب می بیند و بیمار به درمان طولانیمدت نیاز پیدا می کند. در مواردی نیز انجام عمل جراحی یا تعویض دریچه قلب ضروری است.

تب روماتیسمی
تب روماتیسمی، عارضه التهابی عفونت باکتریایی استرپتوکوک است که ممکن است 2 تا 6 هفته بعد از عفونت ایجاد شود و اعضای مهم بدن از جمله مفاصل، قلب، پوست و مغز را درگیر کند.
نکته مهمی که باید به آن توجه کرد، عوامل تشدیدکننده بیماری است که می توان به تغذیه نامناسب، سابقه خانوادگی ابتلا به تب روماتیسمی، شرایط نامناسب و غیربهداشتی و ابتلا به عفونت های تنفسی و درمان ناقص بیماری اشاره کرد.
تب روماتیسمی با علایمی مانند ورم پا، نفس نفش زدن، استفراغ، اسهال، سرفه، درد شدید شکم و تب آشکار می شود که باید به این علایم توجه کرد.
در مواردی نیز این بیماری به نارسایی دائمی کلیه منجر می شود و ممکن است کودک نیاز به پیوند کلیه پیدا کند.
اگر چه میزان بروز این عارضه از عوارض مفصلی و قلبی کمتر است، اما جای نگرانی دارد.
داروهایی از جمله پنی سیلین یا آنتی بیوتیک باید سر ساعت و به میزان کافی به کودک داده شود.
توجه داشته باشید اگر کودک گلودرد دارد، نیازی نیست که سایر اعضای خانواده آنتی بیوتیک مصرف کنند، مگر این که علایم بیماری ظاهر شود.
کودکان دیگری نیز که در کلاس با بیمار در تماس بوده اند نیاز به آزمایش و دارو ندارند، مگر این که دچار علایم این بیماری شوند.
اما بهتر است که خانواده یا افرادی که سابقه بیماری قلبی یا کلیوی دارند، آزمایش شوند، زیرا این افراد مستعد ابتلا به عفونت هستند.
عفونت استرپتوکوکی به ندرت کودکان زیر سه سال را درگیر می کند و در اغلب موارد، علت سرماخوردگی خطرناک نیست.
بیماران حتی پس از سال ها، برای پیشگیری از عفونت مجدد باکتری استرپتوکوک باید پنی سیلین مصرف کنند.
این افراد به طور معمول ماهانه پنی سیلین تزریق می کنند.
بنابراین نگرانی پزشکان از گلودرد استرپتوکوکی به دلیل بروز بیماری های قلبی است.
مشکل دیگری که گلودرد چرکی در کودکان ایجاد می کند، التهاب یا ورم کلیه است که باعث نارسایی کلیه در کودکان می شود.

آیا شب ها از فرط تشنگی از خواب بیدار می شوید؟ به سختی غذا را قورت می دهید؟ آیا غذاهای مورد علاقه شما طعم دیگری پیدا کرده است؟ اگر جواب این سوال ها مثبت است، شما از عارضه خشکی گلو رنج می برید.
این عارضه، قورت دادن غذا را دشوار می سازد و حرف زدن را نیز به یک معضل تبدیل می کند.
در خشکی گلو، روند تولید طبیعی بزاق دهان، متوقف یا آهسته می شود.
بزاق دهان نقش مهمی در بلعیدن و تشخیص طعم غذا دارد و به اولین مرحله هضم غذا در دهان کمک می کند.
بزاق دهان، غدد چشایی را تحریک می کند تا پیام طعم غذا به مغز ارسال شود.
در هنگام خشکی گلو و دهان به علت کمبود بزاق، عملکرد غدد چشایی کاهش می یابد و فرد قادر به تشخیص طعم غذا نمی باشد. این امر باعث می شود افراد به افزودن نمک و ادویه اضافی رو آورند که پیامد آن بروز مشکلاتی مانند فشار خون بالا است.
خشکی گلو، دندان ها را در معرض اسیدهای مضری که باعث خرابی دندان می شوند، قرار می دهد.
علایم خشکی گلو
- تشنگی مکرر
- احساس ناراحتی هنگام جویدن و قورت دادن غذا
- تنفر ناگهانی از غذاهای خشک
- تغییر در حس چشایی و تشخیص طعم غذا
- خشکی لب ها
- بروز مکرر زخم دهان
- سوزش و یا سوزن سوزن شدن زبان
- غلیظ شدن بزاق دهان
- خشکی مکرر بینی
- افزایش ناراحتی دندان
- گلودرد

درمان خشکی گلو
اگر خشکی گلوی شما شدید بود و به درمان های زیر جواب نداد، به پزشک مراجعه کنید.
- در طول روز آب بخورید. آب نه تنها گلو را نرم می کند، بلکه اسیدهای موجود در دهان را که باعث خرابی دندان ها می شوند، خنثی می کند. قبل از خوابیدن نیز یک لیوان آب کنار رختخواب خود بگذارید.
- روزی چند لیوان مخلوطی از چای کم رنگ همراه با عسل مصرف کنید.
- مکیدن آب نبات و یا قرص های سرفه باعث نرم شدن گلو می شود، اما به علت مقدار قند موجود در آن مصرف زیاد می تواند باعث خرابی دندان شود.
- غرغره کردن با آب نمک برای رفع این مشکل موثر است.
- از خوردن غذاهای خشک مانند نان، مواد سرخ کردنی و نوشیدنی های شیرین بپرهیزید.
- قبل از خواب، دستگاه بخور در اتاق قرار دهید تا از میزان رطوبت داخل اتاق مطمئن شوید.
- رژیم غذایی سرشار از نمک می تواند این عارضه را بدتر کند.
- از استعمال دخانیات پرهیز کنید.
- مصرف چای و قهوه را که باعث ادرار مکرر می شود به حداقل برسانید.

گاهی بیماری فتق دیسک کمر آنقدر شدید و دردناک میشود که روند زندگی انسان را مختل و امکان حرکت را از او می گیرد و حتی به جراحی هم نیاز پیدا میکند.
دکتر سید مصطفی سادات، جراح ارتوپد، فلوشیپ ستون فقرات و دانشیار دانشگاه علوم پزشکی تهران دراینباره بیشتر توضیح میدهند.
فتق دیسک بین مهرهها چه زمانی ایجاد میشود؟
دیسک بینمهرهای یک ماده ژلاتینی نسبتا نرم است که فشارهای وارد شده روی مهرههای ستونفقرات را به طور یکنواخت پخش و حرکت مهرهها را روی یکدیگر آسان میکند و باعث خم و راست شدن یا چرخش کمر میشود.
یک حرکت ناگهانی یا برداشتن اجسام سنگین ممکن است باعث آسیب به این ناحیه و فتق دیسک بین مهرهای شود.
فتق اغلب به طرف پشت یا چپ و راست اتفاق میافتد و باعث انتشار درد به پای همان طرف یا طرف مقابل میشود، ولی معمولا درد در همان طرف که فتق رخ داده است، متمرکز میشود.
این عارضه معمولا خود را با چه علایمی نشان میدهد؟
علایم به شدت آسیب وارده به مهره و فشار روی عصب مربوطه بستگی دارد، مثلا اگر صدمه بین مهره 4 و 5 کمری باشد، فشار روی ریشه پنجم کمری بیشتر است. فشار در این قسمت باعث میشود حرکت شست پا به طرف بالا مختل شود و درد از طرف کمر به طرف ساق پا انتشار پیدا کند.
چه عواملی باعث ایجاد فتق بین مهرههای کمری میشود؟
فتق دیسک بین مهرهای در جوانان، ورزشکاران یا افرادی که کارهای سنگین انجام میدهند بیشتر دیده میشود، اما به طور کلی ما در حرکات روزانهمان همیشه در حال خم شدن هستیم. بیشتر مشاغل از قبیل دندانپزشکان، مکانیکها، کارگران ساختمان و تایپیستها در حالت خمیده کار میکنند، پس فشار بین مهرهها زیاد است. حرکات ناگهانی هم در ورزشهایی مثل کشتی و وزنهبرداری باعث پارگی دیسک بینمهرهای میشود.
دیسک بین مهرهای در حالت عادی هم شاید رخ بدهد، زیرا به مرور زمان ماده ژلاتینی، قوام خود را از دست میدهد یا در اثر عوامل مختلف ساییده و فرسوده میشود. بهتدریج با افزایش سن آرتروز نیز اضافه میشود. عدم فعالیت بدنی هم عامل دیگری است که میتواند روی دیسک و ریشههای عصبی فشار وارد کند.

چگونه میتوان فشار روی دیسک و ریشههای عصبی را کم کرد؟
همه دردها به علت دیسک کمر نیست. بسیاری از دردها به علت ضعف عضلات است. از آنجا که بسیاری از افراد جامعه ما دچار اضافهوزن هستند، بیشتر دچار مشکلات عضلانی در ناحیه کمر میشوند، بهخصوص در خانمها درد کمر به صورت شایعتری دیده میشود.
اغلب خانمها بعد از زایمان دچار اضافهوزن و بزرگی شکم میشوند. همانطور که میدانیم شکم نقش حمایتکنندهای روی ستون مهرهها دارد. وقتی شکم ضعیف است، فشار روی مهرهها بیشتر میشود.
خیلی مواقع دردهای ناحیه کمر حتی نیاز به یک عکس ساده هم ندارند. اگر چه در کشور ما خدمات پزشکی بسیار سهلالوصول است و بیماران هنگام مراجعه به مطب چند عکس و آزمایش با خود همراه دارند، اما واقعا این کارها لازم نیست و فقط با تمرینهای کششی ساده و نرمش میتوانند به راحتی درد را برطرف کنند.
تمرینهای کششی چگونه باید انجام شوند؟
دیسکهای بین مهرهای در طول روز آب از دست میدهند و اگر قد انسانها را به صورت میلیمتری هنگام صبح و عصر اندازه بگیریم، متوجه میشویم قد آنها هنگام غروب چند میلیمتر تا یک سانتیمتر کاهش پیدا کرده است، پس دیسک بین مهرهای تحت فشار قرار میگیرد.
هر درد کمری به معنای فتق دیسک کمر نیست و هر فتق دیسک کمری نیاز به عمل جراحی ندارد. عمل جراحی آخرین مرحله درمانی است
برای کاستن فشار میتوانیم از یک میله بارفیکس ساده استفاده و عادت کنیم روزانه هنگام صبح، ظهر و شب هر بار به تعداد 10 بار بارفیکس برویم و هر بار 5 ثانیه به بدن کشش دهیم.
هنگام بارفیکس لازم نیست فشار زیادی به خودمان وارد کنیم و فقط آویزان شدن کافی است.
سایر ورزشها نیز میتواند بسیار مفید باشد، از قبیل پیادهروی، نرمش یا هفتهای سه بار استخر رفتن و سایر حرکات بدنی که باعث تقویت عضلات و کاهش وزن میشود.
و چطور درمان میشوند؟
اگر بیمار علایم عصبی واضحی ندارد و اختلالهای انگشتان حرکتی پا و مشکلات اسفنکتری و ادراری هم ندارد، بیمار اورژانسی نیست و درمان بسیار راحت است و شامل تمرینهای کششی یا بستن کمربندهای مخصوص است تا بتوان کشش لازم را در ناحیه کمر ایجاد کرد.

داروهای مسکن و کورتونی هم تجویز میشود، ولی بیماران باید به طور مرتب کنترل شوند تا مطمئن شویم بیماری پیشرفت نمیکند.
گاهی لازم است بیماران استراحت کنند. استراحت بیمار تا زمانی است که التهاب برطرف شود. فشار دیسک به عصب باعث تورم عصب میشود و التهاب ایجاد میکند. برای کاهش التهاب توصیه میشود بیمار به مدت 48 تا 72 ساعت یا حداکثر 7 تا 10 روز همراه با تمرینات کششی استراحت کند، ولی استراحت طولانیمدت را به هیچوجه توصیه نمیکنیم، چون باعث ضعف عضلات میشود.
در صورت فشار روی ریشه عصب و پیشرفت بیماری، شاید عمل جراحی لازم شود، ولی ما جراحان تا جایی که ممکن است سعی میکنیم از عمل جراحی اجتناب کنیم.
اگر بیمار به موقع برای درمان اقدام نکند چه اتفاقی رخ میدهد؟
در صورتی که بیمار به موقع برای درمان اقدام نکند، حتی در صورت عمل جراحی ممکن است نتیجه مطلوبی حاصل نشود و متاسفانه مشکلات ادراری و اسفنکتری برایش به وجود آید.
این مرحله از بیماری معمولا علامت خوبی نیست و بهتدریج پاها ضعیف میشوند و شاید هیچ موقع حالت طبیعی و اولیه خود را پیدا نکنند.
در پایان اگر توصیهای دارید بفرمایید.
هر درد کمری به معنای فتق دیسک کمر نیست و هر فتق دیسک کمری نیاز به عمل جراحی ندارد. عمل جراحی آخرین مرحله درمانی است.
بسیاری از افراد جامعه از درد کمر رنج میبرند. برای تشخیص دردهای کمر لازم است یک گروه شامل جراحان ارتوپد، مغز و اعصاب، روانپزشک و مددکار اجتماعی با هم کار کنند.
خیلی از مواقع مسایل اجتماعی، عصبی و روانی در بروز درد دخیل هستند و همیشه باید این مسایل را مدنظر قرار دهیم.

اگر متوجه شدید که پوستتان خشک، تیره و چروک شده است، زمان خوبی است که به فکر جوان سازی آن باشید.
پوست سالم، به خودی خود هر 14 تا 30 روز یک بار، تجدید می گردد.
1- درست استحمام کنید.
مدت زمان استحمام را کوتاه کنید (یعنی طول ندهید) و با آب ولرم (نه داغ) دوش بگیرید، گرمای حمام باعث می شود رطوبت پوست از بین برود. با این روش از پوست خود محافظت کرده اید.
روش دیگر برای حفظ شادابی پوست، عدم استفاده از صابون می باشد.
صابون با بوی تند می تواند رطوبت پوست را از بین ببرد و موجب خارش و پوسته پوسته شدن پوست گردد. شامپوهای بدن اغلب کمتر از صابون ها ایجاد حساسیت پوستی می کنند.
شامپوی بدنی را بخرید که دارای مرطوب کننده هایی مانند روغن های طبیعی و یا سرامیدها است.
2- به طور منظم لایه برداری کنید.
سلول های مرده پوست ظاهر تیره و خشنی به پوست شما می دهند و از نفوذ موثر لوسیون ها و یا کرم ها به پوست جلوگیری می کنند.
بیش از حد پوست خود را مالش ندهید، زیرا ممکن است پوست را تحریک کنید و پوست خشک تر از قبل شود.
3- آبرسانی کنید.
سلول های پوست برای سالم بودن نیاز به آبرسانی دارند.
به اندازه کافی و مخصوصا در حین ورزش و هوای گرم، آب بنوشید.
باید روزانه 2 لیتر (حدود 8 لیوان) آب بنوشید.
در زمستان اگر از بخاری استفاده می کنید، اگر در آب و هوای خشک زندگی می کنید و یا در ارتفاعات زندگی می کنید، از یک دستگاه بخور سرد برای برگرداندن رطوبت به محیط و سالم نگاه داشتن پوست استفاده کنید.

4- به مقدار کافی بخوابید.
پوست در شب، خود را ترمیم و نو می کند.
بعد از یک خواب بد، زیر چشمان شما گود می افتد و پوستتان نیز به زردی می گراید.
برای همین پیشنهاد می شود، 7 تا 8 ساعت در شب بخوابید تا پوست عملیات جوانسازی خود را به طور مطلوبی انجام دهد.
5- امگا-3 مصرف کنید.
اگر شما کپسول امگا-3 و یا ماهی سالمون را هفته ای یک بار مصرف کنید، پوستتان از شما متشکر خواهد بود.
اسید چرب امگا-3 به کاهش التهاب در بدن و بازگرداندن رطوبت به پوست کمک می کند.
علاوه بر این، امگا-3 در ترمیم سلول ها و دفاع در برابر آسیب های سلولی کمک می کند.
6- رطوبت پوست را زیاد کنید.
اگر پوستتان خشک است، بعد از حمام بهتر است با یک کرم مرطوب کننده، پوست خود را مرطوب کنید.
کرم مرطوب کننده را به صورت دورانی به تمام بدن خود بمالید و مطمئن شوید که همه مرطوب کننده جذب پوست شده است.
7- کاری را که دوست دارید، انجام بدهید.
هنگامی که از درون شاد و خوشحال هستید، پوست شما نیز شفاف تر به نظر می آید.
بنابراین کارها و یا فعالیت هایی که موجب آرامش و خوشحالی شما می شود را انجام دهید، مانند گذراندن زمان با دوستان، اقوام و یا شرکت در کلاس های هنری و یا ورزشی.
در مواردی که میزان ترشحات بینی و سینوس ها افزایش یابد یا قوام، طعم، بو یا غلظت ترشحات تغییر کند، معمولا فرد متوجه وارد شدن این ترشحات از پشت بینی به حلق خود می شود و از آن رنج می برد.

غدد طبیعی موجود در بینی و گلو، در شبانه روز حدود یک تا دو لیتر ترشح دارند. این ترشحات سطوح داخلی حفره های بینی را مرطوب می کند و باعث تمیز و مرطوب شدن هوای داخل بینی و به دام افتادن ذرات مضر و باکتری های موجود در هوای استنشاقی می شود.
سلول های سطوح داخل بینی و سینوس ها حاوی مژک هایی هستند که به طور هماهنگ و منظم به طرف ته حلق نوسان می کنند و باعث می شوند ترشحات بینی و سینوس ها به طرف ته حلق رانده شوند.
وقتی ترشحات به ته حلق رسیدند، به طور طبیعی و به نحوی ناخودآگاه توسط فرد بلعیده می شوند. در مواردی که میزان ترشحات بینی و سینوس ها افزایش یابد یا قوام، طعم، بو یا غلظت ترشحات تغییر کند، معمولا فرد متوجه وارد شدن این ترشحات از پشت بینی به حلق خود می شود و از آن رنج می برد. اختلال در بلع نیز از جمله علل احساس افزایش ترشحات پشت حلق است.
علائم ترشحات غیرطبیعی
به دنبال سرماخوردگی، آنفلوآنزا، آلرژی، قرار گرفتن در هوای سرد یا نور خیره کننده، مصرف بعضی موادغذایی مثل فلفل و ادویه تند، حاملگی و تغییرات هورمونی، ترشحات روشن و شفاف بینی افزایش می یابد.
بعضی از داروها از جمله قرص های ضدبارداری و داروهایی که برای درمان فشارخون مصرف می شوند و همین طور اختلالات ساختمانی بینی مثل انحراف تیغه بینی نیز می تواند باعث افزایش ترشحات روشن و رقیق بینی شوند.
افزایش ترشحات غلیظ
در زمستان، استفاده از وسایل گرمازا باعث خشک شدن هوای داخل منازل می شود. این خشکی هوا باعث غلیظ شدن ترشحات داخل بینی می شود.
عفونت بینی و سینوس ها (سینوزیت) نیز عامل افزایش ترشحات غلیظ بینی است. اگر ترشحات رقیق و روشن بینی به ترشحات غلیظ و سبزرنگ تبدیل شود نشان از عفونت باکتریایی سینوس هاست.
در بچه ها، ترشحات غلیظ یکطرفه بینی (یعنی فقط از یک بینی) احتمالا به دلیل وجود جسم خارجی در داخل بینی است. در چنین موردی معمولا ترشحات بینی کودک بدبو نیز هست.
سینوس ها حفره هایی در داخل استخوان های صورت هستند. هر کدام از سینوس ها از طریق مجرایی به داخل بینی راه پیدا می کند. ترشحات طبیعی سینوس ها از طریق این مجرا به بینی وارد می شود. اگر به دلیل روندهای التهابی مثل سرماخوردگی یا حساسیت بینی، مجاری ارتباطی سینوس ها به بینی بسته شوند، سینوس ها دچار عفونت حادی می شوند که به آن سینوزیت اطلاق می شود.
مبتلایان به سینوزیت حاد باید تحت درمان دارویی قرار گیرند.
وقتی مجرای ارتباطی سینوس به بینی مدت طولانی بسته باقی بماند به تدریج بر تورم مخاط مفروش کننده داخل سینوس ها افزوده می شود به نحوی که داخل سینوس پولیپ یا کیست تشکیل می شود. این حالت را سینوزیت مزمن می نامیم که علامت اصلی آن ترشحات عفونی مزمن و مداوم پشت حلق است.
سی تی اسکن و آندوسکوپی تشخیصی در داخل مطب برای تشخیص سینوزیت مزمن کمک کننده هستند.
سینوزیت مزمن معمولا به درمان دارویی جواب نمی دهد و در چنین موردی لازم است با عمل جراحی آندوسکوپیک، مجاری سینوس به بینی باز شوند.

مشکل در بلع غذا
اگر کسی مشکل بلع داشته باشد، موادغذایی جامد یا مایع ممکن است در ته حلقش جمع شوند و بیمار احساس کند که ترشحات پشت حلقش افزایش پیدا کرده است.
زمانی که تعامل عضلات دهان و حلق و اعصاب این ناحیه کاملا برقرار نباشد، ممکن است مختصری از ترشحات حلق وارد حنجره شود و باعث خشونت صدا یا سرفه شده یا بیمار را مجبور سازد که اصطلاحاً به طور مکرر سینه اش را صاف کند.
معمولا با افزایش سن، قدرت عضلات دخیل در عمل بلع و همچنین هماهنگی بین این عضلات کمتر می شود و بنابراین در افراد مسن ممکن است ترشحات طبیعی بینی به راحتی بلعیده نشده و وارد مری نشود و در ته حلق جمع شود.
به هنگام خواب، دفعات بلع ناخودآگاه ترشحات خیلی کمتر از زمان بیداری است و ممکن است ترشحات در حلق جمع شده و به سرفه منجر شود.
عضلات حلق فردی که مضطرب است و دچار استرس های روحی است، دچار انقباض خواهند شد. این امر ممکن است به احساس گیر کردن چیزی در گلوی وی منجر شود.
سینه صاف کردن مکرر این افراد باعث تحریک ناحیه شده و مشکل را تشدید می کند.
برگشت محتویات معده به مری (ریفلاکس) نیز می تواند باعث مشکلات بلع شود. سوزش معده، سوءهاضمه و گلودرد از علائم شایع این اختلال هستند.
رفلاکس با دراز کشیدن تشدید می شود، به خصوص اگر بیمار قبل از دراز کشیدن مایعات یا غذایی میل کرده باشد.
ترشحات مزمن پشت حلق غالباً به تحریک گلو و سوزش مداوم آن منجر می شود. در این حالت با وجودی که حلق و لوزه ها عفونی نیستند، ولی باز هم ممکن است متورم باشند.
درمان موفق ترشحات مزمن پشت حلق، احساس ناخوشایند گلو را نیز برطرف می کند.
درمان
برای تشخیص علت ترشحات پشت حلق، معاینه دقیق گوش و حلق و بینی الزامی است و در مواردی ممکن است لازم باشد آزمایش خون، آندوسکوپی و عکسبرداری رادیولوژی نیز انجام شود.
به طور کلی اقداماتی که باعث رقیق شدن ترشحات شود و حرکت آنها را تسریع و تسهیل کند، مثل مصرف مایعات و داروهای خلط آور سودمند است.
شست وشوی بینی باعث رقیق تر شدن ترشحات بینی می شود. به این منظور می توان داخل بینی را با سرم چهار - پنج بار در روز شست وشو داد.
اگر عامل ترشحات پشت حلق، عفونت باکتریایی باشد درمان آنتی بیوتیکی موثر خواهد بود.
در مواردی که حساسیت بینی عامل افزایش ترشحات باشد، باید آلرژی درمان شود. متاسفانه داروهای ضدحساسیت قادر نیستند حساسیت را به طور کامل ریشه کن کنند، اما علائم حساسیت و از جمله افزایش ترشحات بینی را به میزان زیادی بهبود می بخشند.
مبتلایان به رفلاکس، علاوه بر مصرف داروهایی مثل امپرازول و فاموتیدین (تحت نظر پزشک) باید یاد بگیرند که غذاهای حجیم مصرف نکنند، وقتی دراز بکشند که حداقل سه ساعت از زمان آخرین غذا یا مایعاتی که مصرف کرده اند، گذشته باشد. اگر این افراد از یک بالش اضافی زیر سر نیز استفاده کنند علائم شان کمتر خواهد شد.
کلیه ها در حالت طبیعی در پهلوها در زیر دنده ها در اطراف ستون فقرات قرار
دارند . کلیه ها در دوران جنینی در داخل لگن ایجاد می شوند و رفته
رفته با تکامل، کلیه ها صعود کرده و در محل طبیعی خود قرار می گیرند.
اختلالات مادرزادی کلیه ها نسبتا شایه است. یکی از این اختلالات بهم چسبیدن
کلیه هاست، که آن نیز انواع مختلف دارد. مثلا ممکن است کلیه یک طرف به طرف
مقابل رفته و به قطب تحتانی کلیه طرف مقابل بچسبد. یکی اختلالات بهم
چسبیدن کلیه ها این است که قطب تحتانی هر دو کلیه در جلوی ستون فقرات بهم
می چسبند و ظاهری شبیه به نعل اسب ایجاد می کنند که به آن کلیه نعل اسبی می
گویند . این بیماری نسبتا شایع است. از هر 500 نوزاد یک نفر آنها دارای کلیه نعل اسبی است.
کلیه نعل اسبی در پسران دو برابر دختران دیده می شود. یک ضمینه ارثی نیز
برای آن قائل هستند. گاها در دو قلوها، هر دو مبتلا به کلیه نعل اسبی می
باشند. در 15 درصد دخترانیکه دارای سندرم ترنر (یک بیماری ژنتیکی) هستند،
کلیه نعل اسبی وجود دارد.
علائم
این
کلیه ها معمولا بدون علائم هستند، یک سوم این بیماران بدون علامت باقی می
مانند. اگر علائم وجود داشته باشند، ناشی از عفونت ادراری، انسداد حالب و
سنگ کلیه می باشند. گاه بیمار ممکن است داراری درد شکم و حالت تهوع باشد.
موضوع مهم این است که میزان عفونت ادراری و سنگ کلیه در بیمارانیکه داراری
کلیه نعل اسبی هستند، بیشتر از موارد طبیعی است.
عوارض داشتن کلیه نعل اسبی کدامها هستند:
• انسداد در مسیر خروج ادرار از کلیه که می تواند سبب از بین رفتن کلیه ها شود.
• عفونت ادراری
• سنگ کلیه
• سرطان کلیه.
شایعترین اختلال همراه با کلیه نعل اسبی، انسداد محل اتصال حالب به لگنچه کلیه است که در 35 درصد بیماران دیده می شود.
علاوه از آن شیوع سنگ کلیه در این بیماران خیلی زیاد است. بررسیها
نشانداده اند که 60-20 درصد این بیماران مبتلا به سنگ کلیه می شوند. علت آن
قرار گرفتن غیر طبیعی حالب و انسداد می باشد. انسداد ادراری علاوه از
اینکه سبب شیوع زیاد سنگ ادراری می شود، میزان عفونت ادراری را نیز افزایش
می دهد، میزان عفونت ادراری در این بیماران 41-27 درصد است. تعدادی از این
بیماران دارای ریفلاکس ادراری نیز هستند (برگشت ادرار از مثانه به طرف کلیه
ها)، و ریفلاکس ادراری بیماران را مستعد عفونت ادراری می کند. اکثریت
سرطان کلیه در افراد عادی از بافت کلیه است، سرطان ناشی از پوشش داخل لگنچه
کلیه نادر است. خطر سرطان کلیه ناشی از پوشش گلنچه کلیه در بیماران مبتلا
به کلیه نعل اسبی 4-3 برابر افراد عادی است.
مطلب
مهم در این بیماران وجودسایر اختلالات در سیستم ادراری است. پنجاه درصد
این بیماران دارای ریفلاکس ادراری، ده درصد دارای حالب دو گانه، و 4 درصد
از پسران دارای بیضه های نزول نکرده هستند. در 7 درصد دختران مبتلا، رحم دو
شاخ دیده می شود. مطلب مهم وجود اختلالات در سایر اعضاء بدن است. در 85
درصد این بیماران اختلالات در سیستم قلبی – عروقی، اسکلتی و دستگاه گوارش
دیده می شود.
درمان
درمان
در این بیماران موقعی نیاز می شود که دارای عوارض باشند. گاها لازم می شود
که دو کلیه را از هم دیگر جدا کرد. اگر بیمار مبتلا به انسداد محل اتصال
خالب به لگنچه کلیه است باسد حتما درمان شود. سنگ کلیه معملا با سنگ شکنی
درمان می شود و گاها نیز نیاز به جراحی پیدا می کند.
تشخیص
وقتی
فردی مشکوک به داشتن کلیه نعل اسبی است، نه تنها باید وجود آنرا ثابت کرد،
بلکه باید مشخص ساخت که آیا عوارض داشته است یا نه. معملا از بررسیهای زیر
استفاده می شود:
• آزمایش و کشت ادرار از نظر وجود عفونت ادراری
• عکس رنگی از کلیه ها: نه تنها وجود کلیه نعل اسبی را ثابت می کند، بلکه وجود عوارض را نیز مشخص می کند.
• CT اسکن که جایگاه مهم در تشخیص کلیه نعل اسبی، سرطان کلیه و سنگ کلیه دارد.
پیگیری: این بیماران لازم است بصورت دوره ای از نظر وجود عوارض زیر تحت نظر بوده و بررسیهای لازم انجام شوند:
• انسداد حالب
• عفونت ادراری
• سنگ کلیه
• سرطان کلیه
مصرف تخم مرغ روزي يک عدد يا يکروز درميان؟
ايا مي دانيد سرانه مصرف تخم مرغ در ايران چه مقدار است؟ به طور متوسط هر فرد بالغ ايراني 160 عدد تخم مرغ در سال مصرف مي کند که تقريبا اين مقدار نصف ميزان مصرف تخم مرغ در کشورهاي توسعه يافته مي باشد. در بين کشورها چين مکزيک و ژاپن با مصرف 300 سرانه تخم مرغ در جايگاه نخست به سر مي برند. متاسفانه با وجودي که ايران دهمين کشور توليد کننده تخم مرغ مي باشد بعلت باورهاي غلط در مورد کسترول تخم مرغ سرانه مصرف از متوسط جهاني هم پايين تر است.خوردن تخم مرغ حتي بيش از يک عدد در روز باعث افزايش کلسترول نشده و براي بدن مضر نمي باشد.
چون تنها يک سوم اسيدهاي چرب تخم مرغ از نوع اشباع مي باشد لذا کلسترول ايجاد شده در اثر خوردن تخم مرغ از نوع HDLمي باشد که کلسترول خوب ناميده مي شود. بنابراين مصرف يک تخم مرغ براي هر انسان سالم مضر نمي باشد.
تخم مرغ از 8 ماهگي در غذاي کودک وارد ميشود و تا يکسالگي توصيه متخصصين تغذيه بر مصرف يک زرده کامل يک روز در ميان و از دو سالگي يک تخم مرغ در روز مي باشد.
مصرف تخم مرغ حتي در بيماران ديابتيک فشار خون بالا و قلبي عروقي تا 3 عدد در هفته پيشنهاد مي شود . البته با رعايت شرايط پخت صحيح و بدون روغن.
يک تخم مرغ 60 گرمي آب پز حدودا 72کالري دارد. معمولا در رژيم هاي لاغري در وعده صبحانه تخم مرغ گذاشته مي شود زيرا نقش مهمي در ايجاد سيري در بدن دارد و کالري پايينتري نسبت به ساير هم گروهايي خود در گروه گوشت و پروتيين دارد.
بعلت بودن ويتامين ب12 در تخم مرغ خوردن آن براي افراد کم خون توصيه مي گردد.
ارزش پروتيين تخم مرغ بعنوان بهترين پروتتين قابل مصرف 7/93 درصد مي باشد که در مورد ساير مواد غذايي در جايگاه اول قرار دارد. اين ارزش براي شير 84درصد براي ماهي 76 و براي گوشت گاو 74 درصد مي باشد.
متاسفانه بعلت ديد نامناسب عموم در خصوص کلسترول مصرف تخم مرغ در جايگاه سبد خانوار را تحت شعاع خود قرار داده است. تخممرغ حاوي بهترين و با ارزشترين نوع پروتئين (يعني حاوي تمام اسيدهاي آمينه ضروري مورد نياز براي ساخته شدن پروتئينهاي بدن است) در بين تمام غذاهاست. آلبومين يا همان پروتئين تخممرغ، عمدتا در سفيده آن قرار دارد و به همين علت است که مصرف سفيده تخممرغ مورد توجه بدنسازان قرار دارد. مقدار پروتئين موجود در يک تخممرغ ميتواند 1?درصد نياز يک زن بالغ و حدود 12درصد نياز يک مرد بالغ را تأمين کند. علاوه بر پروتئين، تخممرغ حاوي مقداري چربي است که در تأمين انرژي نقش دارد، چربي اشباع به ميزان 1/3 درصد و غير اشباع 9/5 و کلسترول 385ميلي گرم در100گرم تخم مرغ وجود دارد.
تخممرغ منبع خوب ويتامينA ،D ، E و برخي ويتامينهاي گروه 2B، ?B، 12B و اسيدفوليک است. جالب است بدانيد تنها ويتاميني که در تخممرغ وجود ندارد،ويتامين C است. .يد، فسفر، روي، کلسيم، پتاسيم، سلنيوم و آهن از عناصر مهم موجود در زرده تخممرغ هستند. در حقيقت، وجود اين عناصر به ترتيب براي ساخت هورمون تيروئيد، سلامتي استخوانها، عملکرد مناسب سيستم ايمني، بهبود زخم، بلوغ و رشد بهينه، عملکرد بهتر سيستم عصبي و حذف راديکالهاي آزاد ضروري است.
ممکن است وقتي تخممرغي را در ظرفي ميشکنيد، با ديدن زردي بيشاز اندازه زرده تخممرغ، سئوال بالا به ذهنتان خطور کرده باشد و براي پاسخ به اين سئوال، متخصصان تغذيه در تحقيقات خود به نتايج مهمي دست يافتهاند از جمله اينکه: رنگ زرده به ميزان کمي تحت تأثير ژنتيک پرندگان است، ولي بيشتر تابع غذاي مصرفي مرغ است. به عنوان مثال، افزودن بتاکاروتن (رنگ طبيعي زرد- نارنجي موجود در سبزيجات زردرنگ) به غذاي مرغ، موجب زردتر شدن رنگ زرده تخممرغ او خواهد شد. پررنگ بودن زرده نشانگر مغذيتر بودن آن نخواهد بود و حتي بر مزه آن نيز تأثير چنداني نخواهد داشت.
بر اساس نتايج به دست آمده از تحقيقات متخصصان تغذيه، رنگ زرده تخممرغهاي محلي به علت مصرف سبزيجات بيشتر توسط مرغهاي خانگي، زردي بيشتري دارد، اما اين به معناي بالا بودن ارزش غذايي تخممرغهاي محلي نيست و از ديدگاه تغذيهاي مصرف هر دوي آنها مناسب است.
وجود مقداري کلسترول در تخممرغ، عدهاي را چنان نگران ساخته است که مصرف آن را به شدت محدود و يا کلا قطع نمودهاند، در حالي که کلسترول موجود در اين غذاي با ارزش در حدي است که با مصرف روزانه يک تخممرغ، ميزان کلسترول بدن به طور معنيداري تغيير نخواهد کرد. براي افراد مبتلا به بيماريهاي قلبي-عروقي نيز مصرف 2تا 3عدد تخممرغ کامل در هفته بدون اشکال خواهد بود. ضمنا مصرف روزانه سفيده پختهشده تخممرغ نيز براي مبتلايان به بيماريهاي قلبي-عروقي بدون مانع است، البته فرد با توجه به نياز بدن خود و تحت نظر مشاور تغذيه ميتواند مقدار دقيق تخممرغ مورد نياز خود را مشخص کند. ورزشکاران نيز بهتر است از مصرف مقدار فراوان تخممرغ کامل و حتي سفيده پختهشده آن به صورت هر روزه خودداري کنند و براي تعيين مقدار دقيق مصرف آن، با مشاور تغذيه مشاوره نمايند.
چرا نبايد تخممرغ را خام مصرف کرد؟
اگر يادتان باشد در گذشته يکي از همراهان قديمي چلوکباب، زرده تخممرغ خام بود. البته در اين بخش نميخواهيم دهان شما آب بيافتد و تا همين جا، بسنده ميکنيم، اما مدتها است که متخصصين تغذيه مردم را از مصرف تخممرغ خام منع کردهاند، زيرا اشکال عمدهاي که در اين روش مصرف وجود دارد، خطر آلودگي تخممرغ به باکتري سالمونلا است که ميتواند بسيار خطرناک باشد. طبيعتا امکان آلودگي به سالمونلا در تخممرغهايي که به طور صنعتي تهيه و بستهبندي نميشوند، بيشتر است. همچنين سفيده تخم مرغ حاوي پروتيني است به نام آويدين که در صورت خوردن سفيده به صورت خام فرد در معرض خطر کمبود ويتامين هاي گروه ب (بيوتين) قرار خواهد گرفت.بنابراين خوردن تخم مرغ بصورت خام به هيچ وجه توصيه نمي شود.
نکات تخم مرغي
* تخممرغها بايد پوستهاي سخت و محکم داشته باشند. زماني که تخممرغ را در ظرفي ميشکنيم، زرده آن بايد گرد و برجسته و سفيده آن ژله مانند باشد.
* براي تست تازگي تخممرغ، يک تخممرغ را داخل کاسهاي پر از آب بيندازيد. اگر تخممرغ در ته ظرف تهنشين شد، تازه است، ولي اگر تخممرغ روي آب شناور ماند، دليل بر کهنه بودن آن است، زيرا داخل تخممرغهاي کهنه هواي بيشتري وجود دارد و اين امر موجب معلق ماندن آنها ميشود.
* بهتر است، براي حفظ ارزش غذايي تخممرغ، در هنگام پخت نيمرو، در تابه را بگذاريد. همچنين براي سُرخ شدن کامل تخممرغ، هر دو طرف آن را سرخ کنيد.
× حلقه سبز اطراف زرده تخم مرغ آب پزشده نشانه پختن بيش ازحد ان است. دليل آن ترکيب گوگرد و آهن موجود در زرده مي باشد. مصرف اين قسمت رنگي ضرري ندارد.
در ذيل نام تعدادي غذا که در آن تخم مرغ نقش اصلي و پايه را دارد ذکر مي شود تا تنوع بالا در مصرف تخم مرغ يادآوري شود:
خاگينه دو پيازه( پياز را سرخ کرده روي آن تخم مرغ مي زنند و با پياز خام و نان ميل ميشود) خرما تخم مرغ انواع کتلت .انواع املت نرگسي اشکنه کوکو ها نيمروها باقلاقاتق ميرزاقاسمي شامي ها سوفله ها و ... مي باشد
اميد است به تدريج با بالارفتن سطح اگاهي عمومي و اموزش هاي گوناگون مصرف تخم مرغ به صورت مستقيم در سبد خانوار خانوار به خصوص گروه هاي هدف مثل زنان باردار و شيرده و کودکان و سالمندان و.. قرار گيرد.
کلیه ها در حالت طبیعی در زیر دنده ها در پهلوها در اطراف ستون فقرات قرار
دارند ، ولی ممکن است یک یا هر دو کلیه محل غیر طبیعی داشته و در
اصطلاح در یک محل نابجائی قرار گیرند. کلیه نابجا یک بیماری مادرزادی است
که در آن کلیه می تواند پائین تر یا بالاتر از محل طبیعی و حتی در طرف
مقابل قرار گیرد . حدودا از هر 900 نفر یک نفر دارای کلیه نابجا
هستند.
علت کلیه نابجا چیست؟
در
حین تکامل جنین، کلیه ها ابتدا در داخل لگن قرار دارند. با افزایش سن جنین
کلیه ها رفته رفته از داخل لگن بالا رفته و در هنگام تولد در محل طبیعی در
زیر دنده ها قرار می گیرند. بعضی موارد کلیه در داخل لگن باقی می ماند و
بعضی موارد نیز هنگام صعود، صعود در یک نقطه متوقف شده و کامل نمی شود و در
نتیجه کلیه نابجا ایجاد می شود. گاها کلیه هنگام صعود وقتی به محل طبیعی
رسید باز به صعود خود ادامه داده و بالاتر قرار می گیرد. گاها کودک دارای
هر دو کلیه نابجا است. گاها هنگام صعود، کلیه ها از خط وسط عبور کرده و به
طرف مقابل می روند و در حقیقت هر دو کلیه در یک طرف قرار می گیرد. در این
موارد معمولا دو کلیه به هم چسبیده و با هم بزرگ می شوند.
عواملی که سبب کلیه نابجا می شوند:
• تکامل ناقص کلیه
• یک نقص در کلیه که در آن ماده ای که سبب صعود کلیه می شود، ترشح نمی گردد.
• اختلالات ژنتیکی
• بیماری مادر
• مواجهه مادر با بعضی از مواد شیمیائی یا دارو در حین حاملگی
کلیه نابجا چه علائمی ایجاد می کند؟
کلیه
نابجا ممکن است هیچ علامتی ایجاد نکند و تا آخر عمر نیز تشخیص داده نشود.
گاها سبب درد مبهم در شکم و پشت می شود. در بسیاری از موارد کلیه نابجا در
بررسیها برای بیماری دیگر اتفاقی کشف می شود. گاها هنگام معاینه یک توده در
شکم لمس می گردد. ممکن است کلیه نابجا سبب درد شکم و عفونت ادراری شود.
یکی از علل دردهای مبهم شکم در کودکان همین کلیه نابجا می باشد. و گاها علت
عفونتهای ادراری مکرر همین کلیه نابجا می باشد.
کلیه نابجا چه عوارضی می تواند داشته باشد؟
مهمترین
عارضه کلیه نابجا انسداد حالب است. اگر حالب مسدود شود، کلیه رفته رفته
کار خود را از دست داده و از بین می رود. بنابراین در افرادیکه دارای کلیه
نابجا هستند، حتما بررسی از نظر وجود انسداد در مسیر جریان ادرار لازم است.
گاهی در این بیماران ریفلاکس ادراری وجود دارد، یعنی ادرار از مثانه به
طرف بالا (حالب و کلیه) پس می زند، که این نیز می تواند سبب عفونتهای مکرر
ادرار و آسیب به کار کلیه ها شود. اگر انسدادی در مسیر جریان ادرار وجود
داشته باشد، سبب عوارض زیر برای بیمار خواهد شد:
• اگر جریان ادرار
طبیعی باشد، میکروبها را شسته و با خود می برد. ولی اگر انسدادی در مسیر
جریان ادرار وجود داشته باشد، باکتریها شروع به رشد کرده و سبب عفونت
ادراری می شوند. علائم عفونت ادراری در افرادیکه دارای کلیه نابجا هستند
عبارتند از: ادرار بدبو، تب و لرز و درد شکم و پشت.
• سنگ: جریان
ادرار سبب شسته شدن کریستالها و جلوگیری از تشکیل سنگ می شود. وقتی انسدادی
در مسیر جریان ادرار وجود دارد، کریستالها رسوب کرده، بزرگ شده و سبب
تشکیل سنگ می شوند.
• آسیب به کار کلیه: همانطور که در بالا نیز ذکر
شد، مهمترین عارضه کلیه نابجا آسیب به کار کلیه و حتی از بین رفتن آن بعلت
انسداد در مسیر جریان ادرار می باشد.
• ضربه: اگر کلیه ها در داخل
شکم و یا در داخل لگن قرار گیرند، می توانند متحمل ضربات مثلا در ورزش
کاراته شوند. اینگونه بیماران باید از پوششهای بخصوصی استفاده نمایند.
چگونه می توان کلیه نابجا را تشخیص داد؟
برای تشخیص کلیه نابجا از اقدامات پاراکلینیک زیر استفاده می شود:
• سونوگرافی: معمولا تشخیص اولیه با سونوگرافی است که اتفاقی کشف می شود. ولی سونوگرافی دقت کافی ندارد.
•
عکس رنگی از کلیه ها: می توان گفت که بهترین تست تشخیصی است، چون هم محل
کلیه را بدقت نشان می دهد و هم وجود هر گونه انسداد در مسیر جریان ادرار را
نشان می دهد.
• اسکن کلیه: گاها بعلت انسداد، کار کلیه ها آسیب دیده
است. برای اینکه بدانیم چقدر از کار کلیه ها باقی مانده است، اسکن کلیه
خیلی کمک کننده است. اگر از کار کلیه ها کمتر از 10 درصد باقی مانده باشد،
کلیه را باید درآورد و اقدامات ترمیمی بیفایده خواهند بود.
درمان کلیه نابجا چیست؟
کلیه
نابجا بخودی خود اگر مشکلی ایجاد نکرده باشد، نیازی به درمان ندارد. وقتی
انسداد در مسیر جریان ادرار است باید حتما آنرا با جراحی برطرف کرد.
اینگونه کلیه ها مستعد سنگ سازی هستند و اگر سنگ وجود داشته باشد باید آنرا
درمان کرد. باید گوشزد نمود که جراحی کلیه نابجا مشکل تر و پر عارضه تر از
کلیه های معمولی است، بنابراین بیمارانیکه دارای کلیه نابجا هستند توصیه
می شود مرتب بررسیهای لازم را انجام دهند که مشکلات احتمالی (مثل تشکیل
سنگ) در مراحل اولیه تشخیص داده شده و با اقدامات کمتر تهاجمی درمان شوند و
نیاز به جراحی نباشد.
سنگ کليه فقط يک قسمت از سنگهاي ادرراي را شامل مي
شود و چون در ميان عامه مردم سنگهاي ادراري بيشتر به نام سنگ کليه شناخته شده است،
ما نيز عنوان مقاله را سنگ کليه گذاشته ايم. سنگهاي ادراري شامل سنگ کليه، سنگ
حالب، سنگ مثانه و سنگ مجرا مي باشند. سنگ ادراري يک بيماري نسبتا شايع است و زن و
مرد و کودکان حتي شيرخواران را مي تواند مبتلا سازد. اکثر سنگهاي حالب، مثانه و
مجرا منشاء کليوي دارند و سنگ کليه ممکن است در موقع دفع در حالب، مثانه و يا مجرا
گير بکند. سنگهاي ادراري يکي از شديدترين دردها را در علم پزشکي ايجاد مي کند و
درد آن را در اکثر موارد فقط مي توان با تزريق مواد مخدر مثل مورفين تسکين داد. آثار
سنگ کليه در اجساد موميائي شده 7000 ساله مصر يافت شده است. هر ساله حدود 3 ميليون
نفر بعلت سنگ کليه به پزشک و 500 هزار نفر به اورژانس مراجعه مي کنند. اگر اندازه سنگ
کليه کمتر از 6 ميلي متر باشد اکثر آنها دفع خواهند شد و در حين دفع در اکثر موارد
درد شديد ايجاد مي شود. لازمه دفع سنگ کليه علاوه از اندازه سنگ، محل مناسب نيز
است. مثلا اگر سنگ در قسمت تحتاني کليه بدام بيفتد بعيد است که دفع شود و با گذشت
زمان بزرگتر خواهد شد. با مشخص کردن فاکتورهاي ايجاد کننده سنگ، مي توان توسط
اقداماتي از عود سنگ به مقدار زيادي پيشگيري کرد. معمولا افرادي که سنگ ادراري
دارند، در 5 سال آينده در 70 درصد موارد مجددا دچار سنگ ادراري خواهند شد. گاها يک
عده افراد هستند که به آنها سنگ ساز فعال گفته مي شود، مثلا هر سه ماه دچار سنگ
ادراري مي شوند و اين سبب ايجاد مشکلات زياد در زندگي آنها مي گردد. در اين افراد
بايد حتما اقداماتي صورت گيرد که از ميزان سنگ سازي آنها کاسته شود.
سنگ ادراري را نبايد بي اهميت تلقي کرد. در اين مورد
دانستن چند مطلب اهميت خيلي زيادي دارد:
1. معمولا سنگ کليه علامت مهمي ايجاد نمي کند اگر
اين افراد آزمايش ادرار انجام دهند، ممکن است آزمايشگاه در ادرار آنها خون گزارش
کند، و بسياري از موارد سنگ کليه که خود بيمار نيز از آن مطلع نيست با همين وجود
خون در ادرار تشخيص داده مي شوند. افراديکه داراي سنگ کليه بوده اند و به هر
ترتيبي درمان شده اند، نبايد منتظر درد شوند تا به پزشک مراجعه کنند، چون ممکن است
سنگ اگر در داخل کليه باشد، بدون ايجاد علامتي بزرگ شده و حتي کليه مذبور را از بين
ببرد. بنابراين افراديکه داراي سابقه سنگهاي ادراري هستند، لازم است همه ساله از
کليه هاي خود بررسي بعمل آورند. اين به دو دليل است، اول اينکه اگر اندازه سنگ بيش
از حد بزرگ نباشد (15 ميلي متر) مي توان آنرا سنگ شکن کرد بدون آنکه بيمار نياز به
عمل جراحي و کارهاي تهاجمي پيدا کند. دوم اينکه اگر سنگ در داخل کليه تشخيص داده
شود در حدود 85 درصد موارد با سنگ شکن قابل درمان است، ولي اگر سنگ از کليه خارج
شود اولا هنگام عبور از حالب درد بسيار شديد ايجاد مي کند و اگر دفع نشود به راحتي
قابل سنگ شکن نيست و نياز به اقدامات پرخرج و تهاجمي خواهد داشت.
2. سنگهائي که در داخل حالب گير مي کنند، نبايد سهل
انگاشته شوند. سنگ حالب اورژانس است. اگر سنگ در داخل حالب انسداد کامل ايجاد کرده
باشد، در عرض 6 هفته کليه همان طرف را از بين مي برد. گاها بدنبال ورود سنگ به
حالب و درد شديد اوليه، درد بيمار ساکت مي شود و بيمار فکر مي کند که مشکل وي حل
شده است، در صورتيکه اگر سنگ در داخل حالب حرکت نکند درد شديد ايجاد نمي کند.
فرديکه دچار سنگ کليه در يک طرف شده است، ممکن است همين اتفاق در طرف مقابل نيز
بيفتد، و اگر بيمار سهل انگاري کند خيلي به راحتي هر دو کايه خود را از دست مي
دهد.
نقش کليه اين است که ميزان املاح و مايعات بدن را
تنظيم کند. علاوه از آن کليه ها دو نوع هورمون ترشح مي کنند که سبب استحکام
استخوانها و خونسازي در بدن مي شود. يکي از علائم نارسائي پيشرفته کليه، ايجاد کم
خوني شديد است. سنگ گليه عبارت است از کريستالهاي سفت که از ادرار جدا شده و در
کليه رسوب مي کنند. در حالت طبيعي ادرار حاوي مواد مهار کننده است که از تشکيل
کريستالها جلوگيري مي کند، ولي علي رغم آن، عده اي از افراد سنگ کليه مي سازند.
اندازه کريستالها در ابتدا در حد ميکرون مي باشد، و اينها اگر در کليه رسوب نکنند
از سيستم اداري دفع خواهند شد. جنس سنگهاي ادراري از مواد مختلف مي تواند باشد و
معمولا ترکيبي از مواد شيميائي است. شايعترين نوع سنگ ادراري سنگهاي کلسيمي است که
با اگزالات يا فسفات تر کيب شده است. در کشور ما شايعترين نوع سنگ ادراري، اگزالات
کلسيم است. اين مواد جزو رژيم غذائي روزانه ما مي باشد و مقادير زيادي از آنها در
ترکيب استخوانها و عضلات ياقت مي شوند. انواع سنگهاي ادراي از نظر جنس نسبتا زياد
است و هر کدام روش درمان و پيشگيري خاص خود را مي طلبد. يکي از مهمترين آنها سنگهاي
ادراري هستند که در زمينة ادرار عفوني ايجاد مي شوند و به اينها سنگهاي عفوني گفته
مي شود و اصطلاح علمي آن استرووايت Struvite
مي باشد. از ساير سنگهاي ادراري مي توان از سنگهاي اسيد اوريکي و سيستئيني نام
برد.
در 30 سال گذشته در کشورهاي پيشرفته ميزان شيوع سنگ
ادراري رو به افزايش بوده است. در آمريکا در دهه 1970 چهار درصد مردم سنگ ادراري
داشتند ولي اين ميزان در دهه 1990 به 5 درصد افزايش يافت. احتمال ايجاد سنگ ادراري
در نژاد سفيد پوست بيشتر از نژاد سياه پوست مي باشد. ميزان شيوع سنگ ادراي در
مردان بيشتر از زنان مي باشد. با ورود مرد به دهه 40 زندگي ميزان شيوع سنگ ادراري
بشدت افزايش يافته و تا دهه 70 زندگي ادامه پيدا مي کند. در زنان حداکثر شيوع سنگ
ادراري در دهه 50 زندگي است. اگر فردي بيش از يک بار دچار سنگهاي ادراري شود، به
احتمال زياد مکررا دچار سنگ ادراري خواهد شد.
عوامل ايجاد کننده سنگ ادراي کدامها هستند؟
پزشکان هميشه نمي توانند علت ايجاد سنگ کليه در يک فرد
را مشخص بکنند. اين را به ياد داشته باشيد که مصرف نوع بخصوصي از مواد غذائي سبب
تشکيل سنگ کليه نمي شود، فقط افراديکه مستعد تشکيل سنگ کليه هستند ممکن است با
مصرف بعضي از مواد غذائي سنگ سازي آنها تسريع شود. يک بيماري ارثي وجود دارد به
نام اسيدوز توبولي کليه که 70 درصد اين بيماران سنگ کليه مي سازند. دو بيماري ارثي
ديگر وجود دارد که سبب تشکيل سنگ کليه مي شود، سنگ سازي اين بيماران از سنين پائين
شروع شده، سريع و شديد است. اين دو بيماري عبارتند از دفع بيش از حد سيستئين و يا
اگزالات از طريق ادرار. اين افراد به مقدار زيادي از دو ماده ذکر شده را از طريق
ادرار دفع مي کنند و بسرعت سنگ مي سازند. تعداد قابل توجهي از اين بيماران اگر
بطور مناست درمان نشوند، ممکن است کليه هاي خود را از دست داده و دچار نارسائي
کليه شوند. سيستئين يک ماده اي است که در ادرار حل نمي شود و اگر مقادير زياد آن
وارد ادرار شود، منجر به تشکيل سنگهاي سيستئيني خواهد شد. در افراديکه اگزالات
زيادي از ادرار دفع مي کنند، بدن آنها مقادير زيادي اگزالات توليد مي کند، اگر
ادرار حاوي بيش از اندازه اگزالات شود، ديگر نمي تواند آنرا در خود حل کند و سنگ
حاوي اگزالات ايجاد خواهد شد. علت ديگر سنگ سازي دفع بيش از اندازه کلسيم از طريق
کليه ها است. در افراد سالم ميزان طبيعي دفع کلسيم از طريق ادرار در 24 ساعت مقدار
ثابتي دارد. ولي عده اي بيش از ميزان طبيعي، کلسيم از طريق ادرار دفع مي کنند. اين
بيماري نيز ارثي است و 50 درصد اين افراد دچار سنگ کليه خواهند شد. در اين بيماران
کلسيم به مقدار زيادي از مواد غذائي جذب شده و از طريق ادرار دفع مي شود. اگر
ميزان کلسيم موجود در ادرار بيش از ظرفيت آن باشد، در کليه رسوب کرده و سبب تشکيل
سنگ مي گردد. علت ديگر ايجاد سنگ کليه دفع بيش از حد اسيد اوريک از طريق ادرار
است. اين افراد داراي يک اختلال در متابليسم اسيد اوريک هستند. بيماري نقرس، مصرف
بيش از حد ويتامين D،
ايجاد يک انسداد در مسير ادرار و عفونت ادراري سبب دفع بيش از اندازه اسيد اوريک
از طريق ادرار مي شوند. بعضي از داروهاي مدر (ادرار آور) و شربتهاي معده که بر
پايه کلسيم ساخته شده اند، بعلت افزايش کلسيم ادرار ممکن است سبب توليد سنگ کليه
شوند.
سنگ اگزالات کلسيمي در افراديکه داراي اختلالات روده
هستند مثل کوليت مزمن و يا افراديکه عمل جراحي باي پاس روده (مثلا براي درمان
چاقي) انجام مي دهند، زياد ديده مي شود. همانطور که در بالا نيز ذکر شد، افراديکه
داراي عفونت ادراري مزمن و درمان نشده مي باشند، ممکن است بطور مکرر دچار سنگهاي
عفوني شوند. يک داروي اخيرا به بازار آمده است که در درمان بيماري ايدز بکار مي
رود نام اين دارو Indinavir است،
اين افراد نيز در معرض خطر ابتلا به سنگ ادراري هستند.
در اين مبحث سعي شد يک کلياتي از سنگهاي ادراري
ارائه شود. در مباحث بعدي از رژيم غذائي، درمان و اقدامات پيشگيري کننده صحبت
خواهد شد.
پروستات يک عضو مختص مردان است. پروستات ما بين گردن
مثانه و مجرا قرار دارد و ادرار از وسط آن عبور مي کند به اين دليل بزرگي پروستات
بعلت مسدود ساختن مسير جريان ادرار مي تواند براي مرد مشکل ساز باشد. يزرگي
پروستات مي تواند ناشي از سرطان پروستات نيز باشد بنابراين از اصطلاح بزرگي خوش
خيم پروستات استفاده مي شود تا آنرا از سرطان پروستات افتراق دهد. پروستات در
مردان وظيفه فيزيولوژيک مهمي ندارد. حدود 60 درصد حجم مايع مني در مردان، ناشي از
ترشحات پروستات مي باشد. پروستات در تمامي مردان با بالا رفتن سن بزرگ مي شود و
جزو فرايند طبيعي زندگي است. همانطور که با افزايش سن موها سفيد مي شوند، پروستات
مرد نيز يزرگ مي شود، ولي اين بزرگ شدن در مردان مختلف شدت و ضعف و دير و زود
دارد. معمولا رشد پروستات بالاي 40 سالگي تسريع شده و از هر سه نفر مرد يکي از
آنها در طول مدت زندگي نياز به عمل جراحي پيدا مي کند. بنابراين بزرگ شدن پروستات
يک امر طبيعي است، ولي موضوعي که مهم است اين است که با برخورد مناسب از عوارض
بالقوه خطرناک بزرگي پروستات پيشگيري گردد. کلاً علائم ادراري ناشي از بزرگ شدن پروستات
را به دو دسته بزرگ تقسيم مي کنند: علائم تحريکي مثل سوزش و تکرر ادرار و علائم
انسدادي مثل تاخير در شروع ادرار کردن، باريک شدن جريان ادرار، طولاني شدن مدت
زمان تخليه ادرار و قطره قطره ادرار کردن. در حالت طبيعي هنگام ادرار کردن معمولا
در عرض 5-2 ثانبه جريان ادرار شروع شده و مثانه در کمتر از دو دقيقه خالي مي شود.
ولي با بزرگ شدن پروستات، بعلت انسداد در مسير جريان ادرار بايد منتظر شد تا فشار
داخل مثانه به مقدار زياد افزايش يافته تا به انسداد غلبه کند و جريان ادرار
برقرار شود. گاها چند دقيقه زمان لازم است تا جريان ادرار شروع شود و علاوه از آن
پس از شروع جريان ادرار، بعلت انسداد، جريان ادرار آهسته بوده و خالي شدن مثانه
طول مي کشد. اگر به اين علائم اهميتي داده نشود، ممکن است بيمار کليه هاي خود را
از دست بدهد. بعلت انسدادي که در مسير جريان خروجي ادرار است، فشار داخل مثانه
بشدت افزايش يافته و بيمار به مقدار زيادي ادرار باقيمانده پيدا مي کند، اين فشار
بالا و ادرار باقيمانده زياد در مثانه، بطرف بالا به کليه ها پس زده و آنها را از
کار مي اندازد. بنابراين علائم ادراري را نبايد به هيچ وجه کم اهميت تلقي کرد. از
طرف ديگر هر مرد مسني دچار علائم ادراري فوق گرديد، حتما دليل بر بزرگ شدن پروستات
وي نمي باشد، ولي اينگونه مردان نياز به بررسي دارند، پس از بررسي اگر مشخص شد که
شما داراي بزرگي خوش خيم پروستات هستيد در مورد چگونگي درمان شما پزشک تصميم خواهد
گرفت. مطلب مهم بعدي درمان به موقع بزرگي پروستات است. اگر انسداد در مسير خروجي
جريان ادرار شديد باشد، مثانه بايد زور بزند تا محتويات خود را خارج کند. مثانه در
حالت عادي داراي قابليت ارتجاعي زياد و يا به اصطلاح ديگر منعطف است. هر گونه
افزايش در فشار داخل مثانه براي کليه ها بشدت مضر است. يکي از علل مهم مرگ و مير
در افراديکه بعلت تصادف دچار قطع نخاع شده اند، افزايش فشار داخل مثانه و از بين
رفتن کليه ها است. در حالت طبيعي با پر شدن مثانه، نبايد فشار داخل مثانه افزايش
يابد چون جدار مثانه نرم بوده و با افزايش ادرار متسع شده و حجم آن افزايش مي
يابد. اگر مثانه مدتهاي طولاني براي خارج کردن محتويات خود زور بزند، کم کم قابليت
ارتجاعي خود را از دست داده و جدار آن که از عضله ساخته شده است، بشدت ضخيم مي شود،
مثل عضلات ورزش کاران که با ورزش بر حجم آنها افزوده مي شود. با گذشت زمان جدار
مثانه بشکل چرم در آمده و مثانه قابليت ارتجاعي خود را از دست مي دهد، در اينگونه مردان
است که پس از عمل جراحي پروستات علائم ادراري آنها بهبود پيدا نمي کند. بنابراين
توصيه مي شود که تمامي مردان بالاي 50 سال از نظر بزرگي خوش خيم پروستات حداقل يک
بار بررسي شوند و اگر مبتلا به بزرگي پروستات بودند، مي توان در فواصل منظم آنها
را تحت نظر گرفت تا خداي نکرده دچار عوارض بزرگي پروستات نشوند. براي درمان بزرگي
پروستات دو روش کلي وجود دارد: درمان داروئي و درمان جراحي. ضمناً تمامي مردانيکه
داراي بزرگي پروستات هستند حتما نياز به درمان ندارند، بسياري از آنها فقط بايد
تحت نظر باشند تا در صورت لزوم درمان داروئي و يا جراحي صورت بگيرد. در مورد درمان
من اندکي توضيح بيشتري مي دهم تا راهنماي خوانندگان محترم باشد. درمانهاي داروئي
به دو دسته تقسيم مي شوند، يک عده داروهائي هستند که جنبه تسکيني دارند و بطور موقت
علائم ادراري بيمار را بهبود مي بخشند و بيمار تا موقعيکه دارو را مصرف مي کند تا
حدودي راحت است. اثر اين داروهاي تسکيني سريع است. يک عده داروهائي هم هستند که
اثرات آنها در دراز مدت ظاهر مي شوند (مثلا 12 هفته) اين داروها معمولا پس از سه
ماه مصرف، اندازه پروستات را به اندازه 30-20 درصد کوچک مي کنند. پس از قطع دارو
در جند ماه بعدي اندازه پروستات به حالت اول خود بر مي گردد. بنابراين درمان
داروئي قطعي براي بزرگي پروستات وجود ندارد و اگر لازم شد بيمار را بايد به موقع
تحت عمل جراحي قرار داد. در مورد موارديکه بايد عمل جراحي صورت بگيرد يک اتفاق نظر
کلي وجود ندارد و بايد پزشک با توجه به شرايط بيمار، وضعيت باليني وي و شدت مشکل،
تصميم بگيرد که بهترين اقدام براي بيمار کدام است. جهت راهنماي خوانندگان محترم
لازم است عرض کنم که اندازه پروستات در مردان جوان حدود 20 گرم است با بالا رفتن
سن اندازه آن رفته رفته بزرگ شده و در سن 60 سالگي حدود 40 گرم مي شود. بنابراين
مثلا اگر مرد 60 ساله با علائم ادراري مراجعه و اندازه پروستات وي 80 گرم است، اگر
اين مرد مشکل خاص ديگري نداشته باشد، بايد عمل جراحي شود، به تاخير انداختن آن هم
سبب ايجاد عوارض مي شود، هم سبب اتلاف هزينه بيمار بعلت تجويز دارو مي گردد و هم اينکه
سن بيمار زيادتر شده و تحمل عمل جراحي براي وي سخت تر مي شود. در دو مورد بيمار قطعا
بايد عمل جراحي شود: يکي پس زدن ادرار به کليه ها و پرشدن کليه از ادرار است، چون
اين بيماران اگر جراحي نشوند کليه هاي خود را از دست مي دهند، دومي بالا رفتن اوره
خون است، يعني اينکه آسيب به کليه ها شروع شده است. در موارد زير بهتر است بيمار
عمل جراحي شود: علائم ادراري آنقدر شديد هستند که مزاحم زندگي بيمار مي شوند، مثلا
شب تا صبح 5 بار براي ادرار کردن بيدار مي شود، بيمار دچار خونريزي از ادرار است، در
اين بيماران بعلت زور زدن عروق پروستات پاره شده و خونريزي ايجاد مي شود، حجم
ادرار باقيمانده بيشتر از 60 ميلي ليتر باشد، و بيمار دچار عفونتهاي ادراري مکرر
گردد. تعداد قابل توجهي از بيمارانيکه داراي بزرگي پروستات هستند اگر بطور مناسب
درمان نشوند بطرف احتباس ادراري پيش مي روند که در اصطلاح عامه به آن "شاش بند" شدن مي گويند، اين بيماران حالت اورژانسي پيدا مي کنند، ضمن اينکه احتباس
ادراري بسيار دردناک مي باشد، ممکن است بعلت بزرگ شدن پروستات نتوان در اورژانس که
معمولا پزشکهاي عمومي هستند، مثانه را با سونداژ خالي کرد و نياز به اقدام اورژانس
پيدا مي شود که مستلزم حضور پزشک متخصص بر بالين بيمار است. در علم پزشکي عمل
جراحي اورژانس هر عضوي داراي عارضه بيشتر از عمل جراحي آن عضو در شرايط عادي مي
باشد. نکته قابل ذکر ديگر اثر داروهاي معمولي بر روي پروستات است. مثلا مرديکه
داراي بزرگي پروستات مي باشد ممکن است با مصرف داروي سرماخوردگي دچار احتباس
اداراري يا شاش بند شود. بنابراين درمان به موقع و مناسب بزرگي پروستات از وقوع يک
همچون حوادث ناخوشايندي جلوگيري خواهد کرد. بيماران مبتلا به بزرگي پروستات بايد
از نظر وجود احتمالي سرطان پروستات نيز بررسي شوند، چون سرطان پروستات در مردان
خيلي شايع است. پس بطور خلاصه هر مرد بالاي 40 سال مبتلا به علائم ادراري بايد از
نظر احتمال وجود بزرگي خوش خيم پروستات و سرطان پروستات بررسي شود، اگر بيمار
داراي بزرگي پروستات است و نياز به عمل دارد نبايد آنرا با دارو درماني به تاخير
انداخت، اگر درمان بزرگي پروستات به موقع صورت نگيرد ممکن است منجر به از بين رفتن
کليه ها شده و ديگر پس از عمل جراحي علائم ادراري بيمار خوب نشوند. و بالاخره
اينکه تعدد روابط زناشوئي (کم يا زياد) تاثيري بر بزرگي پروستات ندارد. عفونت پروستات
را نبايد با بزرگي پروستات اشتباه کرد. عفونت پروستات معمولا در مردان جوان و
ميانسال ديده مي شود و علائم ادراري شبيه
به بزرگي پروستات ايجاد مي کند، منتهي روشهاي تشخيصي و درماني آن متفاوت هستند.
بنابراين عفونت و التهاب پروستات را نبايد با بزرگي پروستات اشتباه کرد.
وجود خون در مایع منی اکثرا علل خوش خیم دارد ولی علی رغم آن سبب نگرانیهای
شدید فرد مبتلا می شود. درست است که وجود خون در مایع منی اکثرا خوش خیم
است ولی باید آنرا جدی گرفت چون می تواند نشان از وجود یک بیماری خطیر مثل
سرطان پروستات و کیسه های منوی باشد. وجود خون در مایع منی یک بیماری نسبتا
شایع است. چون بسیاری از افراد مبتلا به پزشک مراجعه نمی کنند و بسیاری از
موارد نیز تشخیص داده نمی شوند، بنابراین میزان شیوع واقعی آن ما بین
مردان مشخص نیست. وجود خون در مایع منی از قرنها پیش در کتب مختلف گزارش
شده است، ولی در دو دهه اخیر بعلت پیشرفت در روشهای تصویر برداری تشخیص علل
آن بیشتر از گذشته امکان پذیر شده است.
برای درک بهتر وجود خون در
مایع منی یک توضیح مختصر در مورد سیستم انزالی لازم است. در بدن مرد دو
عضو کوچک در پشت پروستات در عمق لگن وجود دارد که به آنها کیسه های منی
گفته می شود (شکل). کیسه های منی محل ذخیره منی تولید شده در بدن مرد می
باشند. مثل پروستات، رشد و نگهداری کیسه های منی بشدت وابسته به هورمون
مردانه یعنی تستوسترون می باشد. ابعاد کیسه های منی با سن مرد رابطه دارد و
ربطی به تعداد موارد انزال مرد ندارد. طول کیسه های منی 3 سانتی متر، عرض
آنها 5/1 سانتی متر وحجم آنها حدود 15 میلی لیتر می باشد. مایع منی خونی در
هر سنی می تواند اتفاق بیفتد، در سنین زیر 40 سالگی تقریبا همیشه خوش خیم
است. در مردان مسن تر گاها علت مایع منی خونی یک بدخیمی یا سرطان است.
اکثر
مردان مبتلا به مایع منی خونی دارای حملات مکرر هستند و هر مردی بیش از 10
بار درای مایع منی خونی باشد، نیاز به بررسی کامل دارد.
علل وجود خون در مایع منی
مایع
منی خونی اغلب ناشی از یک التهاب در پروستات یا کیسه های منی می باشد. این
بیماری اکثرا خود محدود شونده است و ظرف 2-1 ماه برطرف می شود. اگر وجود
خون در مایع منی بیش از دو ماه طول بکشد، حتما نیاز به بررسی دارد.
• بیماریهای پروستات که سبب مایع منی خونی می شوند:
o
بسیاری از موارد مایع منی خونی ناشی از بیماریهای پروستات هستند. سردسته
آنها نمونه برداری یا بیوپسی از پروستات است که بدنبال آن 30 درصد مردان
دچار وجود خون در مایع منی خواهند شد.
o سرطان پروستات: یکی از
علائم سرطان پروستات وجود خون در مایع منی است. در یک بررسی از 139 مردیکه
دارای مایع منی خونی بودند، 19 نفر دارای سرطان پروستات بودند. رویهمرفته
حدود 6 درصد بیمارانیکه مبتلا به مایع منی خونی هستند، دارای سرطان پروستات
می باشند.
o اتساع عروق پروستات نیز می تواند سبب مایع منی خونی
شود که به آن تلانژیکتازی پروستات می گویند. برای تشخیص این بیماری بیمار
باید بلافاصله بعد از یک نعوظ سیستوسکوپی شود.
o یکی دیگر از علل
مایع منی خونی، وجود پروستاتیت یا التهاب پروستات است که می تواند عفونی یا
غیر عفونی باشد. بنابراین بیمارانیکه دارای علائم پروستاتیت هستند و مبتلا
به مایع منی خونی می شوند، باید ابتدا پروستاتیت آنها درمان شود.
o یکی دیگر از علل مایع منی خونی، وجود سنگهای ریز در داخل نسج پروستات است.
o کیست های متسع پروستات نیز گاها سبب مایع منی خونی می شوند.
• بیماریهای مجرای ادرار که سبب مایع منی خونی می شوند:
o عفونت مجرای ادرار که اغلب منشاء بیماریهای آمیزشی دارد.
o کیست، تنگی، پولیپ و زگیل داخل مجرا
• بیماریهای خود کیسه های منی که سبب مایع منی خونی می شوند:
o کیستهای مادرزادی کیسه های منی
o
کیستهای اکتسابی کیسه های منی که علت آن عفونت و سرطانهای کیسه های منی
می باشد. ولی باید به خاطر داشت که فقط 6 درصد بیماران مبتلا به سرطان کیسه
های منی دارای مایع منی خونی می باشند.
o بیماری آمیلوئیدوز
• عفونتها
o
چهل درصد علت موارد مایع منی خونی عفونتها هستند. سردسته این عفونتها
عبارتند از: سل، ایدز و ویروس سیتومگالو ویروس. یازده درصد بیمارانیکه
دارای سل دستگاه ادراری هستند، مبتلا به مایع منی خونی نیز خواهند بود.
o عفونتهای آمیزشی مثل تبخال تناسلی، کلامیدیا و آنتروکوکها.
o کیست هیداتیت
• ضربه ها
o
بدنبال عمل جراحی هموروئید، دستکاری مجرا و ضربه به بیضه ها و آلت
تناسلی، ممکن است، خون در مایع منی ظاهر شود. دو درصد علت مایع منی خونی،
ضربه ها می باشند.
• بیماریهای عمومی
o
بیماریهای زیر ممکن است همراه با مایع منی خونی باشند: فشار خون،
بیماریهای کبدی، لنفوم، آمیلوئیدوز و اختلالات انعقادی مثل هموفیلی.
تشخیص: در بیمار مبتلا به مایع منی خونی باید اقدامات تشخیصی زیر صورت گیرند:
• آزمایش تجزیه ادرار و کشت ادرار
• بررسی از نظر وجود بیماری سل، در یک مطالعه 13 درصد بیماران مبتلا به مایع منی خونی دارای بیماری سل بودند.
• آزمایش از ترشحات مجرای ادرار
• آگر در آزمایش ادرار خون وجود داشته باشد، بررسیهای وسیع تر لازم هستند مثل CT اسکن
•
سونوگرافی از پروستات و کیسه های منوی از راه مقعد، در یک مطالعه 92 درصد
بیماران مبتلا به مایع منی خونی یک یافته غیر طبیعی در پروستات داشتند.
• سیستوسکوپی
• MRI که تست بسیار حساس برای بیماریهای کیسه های منی می باشد.
درمان
مایع
منی خونی بویژه در مردان جوان اغلب بیماری خوش خیم است ولی وی تواند نشان
از وجود یک بیماری مهم مثل سرطان پروستات و کیسه ای منی باشد. برای تشخیص و
درمان مایع منی خونی باید سه عامل زیر مورد توجه قرار گیرند:
• سن بیمار
• مدت زمانیکه بیمار مایع منی خونی داشته و میزان عود آن
• وجود همزمان خون در ادرار
اکثر
سرطانهای همراه با مایع منی خونی در مردان بالای 40 سال دیده می شود. اگر
بیمار مدتهای طولانی است که دارای مایع منی خونی می باشد، باید تحت
بررسیهای وسیع قرار گیرد.
درمانهائی که انجام می شوند، به قرار زیر هستند:
• درمان عفونت ادراری با داروهای مناسب
• اگر واریس پروستات وجود داشته باشد باید آنرا با برق سوزاند.
• کیست پروستات و کیسه های منی را می توان از راه پوست باسوزن تخلیه کرد.
• جراحی در صورت لزوم
بطور خلاصه
• اهمیت مایع منی خونی در مردان بالای 40 سال بیشتر است.
• اکثرا خوش خیم است.
• گاها نشان از وجود یک بیماری خطیر مثل سرطان می باشد.
• اگر همراه با وجود خون در ادرار بوده و یا وسیع باشد، نیاز به بررسیهای بیشتر می باشد.
• وجود خون در مایع منی را باید با اهمیت تلقی کرد و آنرا با پزشک در میان گذاشت.
سنگهاي ادراري که ما بين مردم بيشتر بصورت سنگ
کليه مصطلح هستند، يک بيماري شايع بوده و 5 درصد مردم را در طول زندگي گرفتار مي
کنند. ميزان شيوع سنگ ادراري در مردان دو برابر زنان مي باشد. معمولا اولين سنگ
سازي در حول و حوش 30 سالگي اتفاق مي افتد، و حداکثر ميزان شيوع ما بين 55-35
سالگي است. از خصوصيات سنگهاي کليه ايجاد
درد شديد و آسيب به کليه ها است و در بسياري از موارد نمي توان با دارو سنگ را حل
کرد. از خصوصيات ديگر سنگهاي ادراري عود آنها است و سابق بر اين که هنوز سنگ شکن و
تجهيزات جراحي وجود نداشت، بيماران بطور مکرر تحت عمل جراحي قرار مي گرفتند و گاها
نيز بعلت عملهاي جراحي مکرر بيمار کليه خود را از دست مي داد. در حال حاضر نير با
اينکه تجهيزات پيشرفته وجود دارند ولي کار کردن با آنها نياز مند بيهوشي بوده و
گاها تهاجمي مي باشند. اگر بتوان سنگهاي ادراري را با دارو حل کرد و يا با تجويز
داروهائي از تشکيل سنگ پيشگيري نمود، براي بيمار خيلي کمک کننده خواهد بود.
در
بيمارانيکه داراي سنگهاي ادراري عود کننده هستند مي توان توسط اقدامات زير از عود
سنگ به مقدار زيادي جلوگيري کرد:
·
انجام بررسيهاي متابوليک براي پيدا کردن علت سنگ
سازي
· مصرف رژيم غذائي و مايعات مناسب
· تجويز دارو
آزمايش خون و تجزيه ادرار 24 ساعته اساس تشخيص
در بيماراني هستند که مبتلا به سنگهاي عود شونده مي باشند. اگرچه تعدادي از سنگها
داراي علت ارثي هستند ولي بيشتر از واکنش ما بين عادات رژيم غذائي و مصرف مايعات و
استعداد ارثي مي باشند. ميزان عود در بيمار مبتلا به سنگ اگزالات کلسيمي اگر درمان
پيشگيري کننده دريافت نکنند، در 10 سال، 50 درصد است.
فرايند سنگ سازي در بدن با
موارد زير رابطه دارد:
· حجم ادرار
·
غلظت يونهاي کلسيم، فسفات، اگزالات، سديم و اسيد
اوريک
·
غلظت مواد مهار کننده سنگ سازي در ادرار
(سيترات، منيزيوم)
·
pH
ادرار
با دستکاري موارد فوق مي توان از تشکيل سنگ
جلوگيري و يا نسبت به حل شدن سنگ اقدام کرد.
بالابودن غلظت يونهاي فوق الذکر، کاهش pH
ادرار، کاهش حجم ادرار و کاهش سيترات ادرار فرد را مستعد سنگ سازي مي کند. مثلا
اگر يک فرد مبتلا به سنگ کليه اگر بطور مداوم داراي ادرار اسيدي است (pH
ادرار پائين است) مي توان با تجويز مواد قاليائي و بالا بردن pH
ادرار هم از تشکيل سنگ جلوگيري کرد و هم اينکه کمک به حل شدن سنگ نمود.
کلا سنگها از نظر نوع به 5 دسته بزرگ تقسيم مي شوند:
· اگزالات کلسيم 70 درصد
· فسفات کلسيم 10-5 درصد
· اسيد اوريک 10 درصد
· استرويت 20-15 درصد
· سيستئين يک درصد
به عبارت ديگر مي توان سنگها را به دو دسته بزرگ تقسيم کرد:
سنگهاي حاوي کلسيم – سنگهاي فاقد کلسيم
عوامل زير خطر ايجاد سنگهاي ادراري را افزايش مي دهند،
بنابراين توجه به اين عوامل کمک زيادي به خوانندگان محترمي که مبتلا به سنگهاي
ادراري هستند مي کند تا از ميزان عود سنگ بکاهند:
·
بيماريهاي روده اي: سبب
کاهش حجم ادرار، اسيدي شدن ادرار، افزايش اگزالات ادرار و کاهش سيترات ادرار مي
شوند.
·
خوردن بيش از حد گوشت: سبب
ايجاد ادرار اسيدي، افزايش اسيد اوريک ادرار و کاهش سيترات ادرار مي شود.
·
مصرف بيش از حد اگزالات با
رژيم غذائي: اگزالات براي سنگسازي از قويترين عوامل است.
·
مصرف نمک زياد: سبب افزايش
کلسيم ادرار مي شود.
·
سابقه فاميلي سنگ: سبب
استعداد ژنتيکي به سنگ سازي مي شود.
·
مقاومت به انسولين: سبب
تغيير pH ادرار مي شود.
·
بيماري نقرس: سبب افزايش
اسيد اوريک ادرار مي شود.
·
حجم ادرار اندک: سبب
افزايش غلظت مواد يوني در ادرار مي گردد.
·
چاقي: سبب افزايش کلسيم
ادرار مي شود.
·
پرکاري غده پاراتيروئيد:
سبب افزايش کلسيم ادرار مي شود.
·
بي حرکتي طولان مدت مثل
افراديکه بعلت شکستگي اندام تحتاني مدتها در رختخواب مي مانند: سبب افزايش کلسيم
ادرار مي شود.
اگر به موارد فوق دقت کنيم مي بينيم که با اقدامات ساده مي
توان از تشکيل سنگ پيشگيري کرد، مثلا يک بيمار چاق کافي است، وزن خود را کاهش دهد،
نمک و گوشت کم مصرف کند و ميزان مصرف مايعات را زياد نمايد. متاسفانه در جامعه ما
بيماران عادت کرده اند که همه بيماريها را با پاکتها دارو درمان کنند، در صورتيکه
بسياري از بيماريها از جمله بيماريهاي قلبي عروقي با تغيير در سبک زندگي قابل
پيشگيري هستند.
بنابراين براي پيشگيري از تشکيل سنگ و يا حداقل کاستن از
ميزان عود سنگ ادراري موارد زير توصيه مي شوند. موارد زير کلي هستند و بسته به نوع
اختصاصي سنگ کليه توصيه هاي اختصاصي نيز وجود دارند که در مباحث مربوطه ذکر خواهند
شد:
·
مقدار زيادي در روز آب
مصرف کنيد و اين مصرف را براي سرتاسر روز تقسيم نمائيد. بيماران داراي سنگ کليه
بايد روزانه 5/2 ليتر ادرار داشته باشند. شما بايد هر از چند گاهي ميزان ادرار 24
ساعته خود را اندازه گيري کنيد. براي اينکار از ساعت 6 صبح يک روز تا ساعت 6 صبح
فردا ادرار خود را در ظرفي جمع آوري و اندازه گيري نمائيد. بسياري از افراد که
معتقد هستند به ميزان کافي ادرار دارند، موقع اندازه گيري حجم ادرار متوجه مي شوند
که ميزان آن کافي نيست. اگر شما در آب و هوائي زندگي مي کنيد که گرم و خشک است،
ميزان مايعات مورد نياز شما بيشتر خواهد بود. همچنين اگر شما داراي شغلي با فعاليت
بدني بيشتر و در محيط گرم هستيد، باز ميزان مايعات مورد نياز شما بيشتر خواهد بود.
بهترين راه براي اينکه پي ببريد که به ميزان کافي مايعات مصرف کرده ايد يا نه رنگ
ادرار است. هر قدر رنگ ادرار به سفيدي گرايش داشته باشد، ميزان مصرف آب زيادتر و
هر قدر رنگ ادرار تندتر (زردتر) باشد، ميزان مصرف آب کمتر بوده است.
·
از غذاهائي که حاوي
اگزالات زياد هستند پرهيز کنيد. مواد زير سرشار از اگزالات هستند: ريواس، چغندر،
باميه، اسفناج، گوجه فرنگي، نوشابه، آجيل، چائي، شکلات .
·
از رژيم غذائي کم نمک
استفاده کنيد.
·
مصرف گوشت خود را محدود
کنيد، براي تامين پروتئين مورد نياز بدن، بيشتر از پروتئينهاي غير حيواني استفاده
کنيد.
·
از رژيم غذائي حاوي کلسيم
استفاده کنيد ولي مکمل کلسيم مصرف نکنيد. حتما در رژيم غذائي خود بايد به مقدار
کافي کلسيم داشته باشيد.
·
مصرف پتاسيم را زياد کنيد.
ميوه جات حاوي مقادير زيادي پتاسيم هستند.
·
مصرف نصف فنجان آبليمو در
روز سبب افزايش سيترات ادرار مي شود. سيترات از مواد مهم مهار کننده سنگ سازي است.
برعکس آب سيب، آب گريپ فروت و قره قاط حاوي مقدار زيادي اگزالات هستند و بايد از
آنها اجتناب کرد.
·
آبجو و الکل حاوي پورين
هستند و در افراديکه داراي سنگهاي اسيد اوريکي مي باشند سبب افزايش تشکيل سنگ سازي
مي شوند.
·
با وجود تبليغ زياد اگرچه
مصرف امگا 3براي سلامتي بدن مفيد است، ولي براي جلوگيري از تشکيل سنگ مفيد نيست.
·
اگر لازم باشد با يک متخصص
تغذيه مشورت نمائيد.
سلولهای ملانوسیت پوست وظیفه ساختن ماده ملانین را دارند. بر حسب میزان ملانین، پوست سفید، سبزه یا سیاه میشود. در یک فرد ممکناست بخشی از پوست بدن دچار کاهش یا افزایش میزان ملانین شود که باعث بروز لکهای تیره یا سفید خواهد شد.

در مورد لک های پوستی با دکتر حسین طباطبایی، متخصص پوست و مو و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران گفتگو کرده ایم.
آیا برای لک، درمان سریع و معجزهآسایی وجود دارد؟
قبل از اینکه به دنبال درمان معجزهآسای لک باشیم، اول باید در مورد دلیل بروز لک بدانیم. سلولهای ملانوسیت پوست وظیفه ساختن ماده ملانین را دارند. بر حسب میزان ملانین، پوست سفید، سبزه یا سیاه میشود.
در یک فرد ممکناست بخشی از پوست بدن دچار کاهش یا افزایش میزان ملانین شود که باعث بروز لکهای تیره یا سفید خواهد شد. لکها بر حسب اینکه سفید باشند یا تیره و بر اساس دلیل بروز آنها، درمانهای مختلفی دارند.
من همیشه فکر میکردم لکها فقط تیره رنگ هستند و علت اصلی بروز آنها نورآفتاب است!
نه، گرچه میزان شیوع لکهای ناشی از نور آفتاب بیشتر است، اما لکهای سفید هم وجود دارد و مهمترین علت بروز این لکها، بیماری ویتیلیگو یا برص است.
برص یک اختلال خودایمنی است که در آن سیستم دفاعی بدن علیه سلولهای ملانوسیت، پادزهر ترشح میکند و آنها را از بین میبرد.
این لکه های سفید درمان می شوند؟
درمان بیماریهای خودایمنی یا اتوایمیون معمولا آسان نیست. در بیماری برص، لکهای سفید، کوچک و بزرگ، متعدد و قرینه روی پوست دیده میشوند که هیچ سوزش، خارش یا دردی ندارند. فقط ظاهر پوست دو رنگ میشود.
لکهای برص بهخصوص در افرادی که پوست تیره دارند، واضحتر است. بیماریهای دیگر از قبیل قارچهای پوستی (تینهآورسیکالر)، نورآفتاب، بعضی خالهای سفید، جوشگاههای بهبودیافته پوستی و ... نیز باعث بروز لکهای سفید یا روشن میشوند، ولی تشخیص این لکها همیشه با معاینه بالینی مقدور نیست و برای تشخیص قطعی باید از روشهای آزمایشگاهی استفاده کرد.
اما لکهای تیره پوستی به دلایل مختلف و در هر قسمتی از سطح پوست بدن ظاهر میشوند، ولی بیشتر روی پوست صورت که بیشتر تحت تاثیر نورآفتاب است دیده می شوند.
لکهای تیره پوستی شامل ککومک، کلوآسما، خالهای مسطح، لکهای تیره بعد از بهبود ضایعات پوستی و... هستند.

آیا برای هر دو نوع لک، درمانهای یکسانی وجود دارد؟
نه، برای بیماری برص و لکهای سفید ناشی از آن که در اثر تابش آفتاب شدت مییابند، باید از کرمهای ضدآفتاب وسیعالطیف بهخصوص برای قسمتهای در معرض نورآفتاب مانند صورت و پشت دستها استفاده کرد.
مواد آرایشی رنگی که رنگ لکهای صورت را با پوست طبیعی اطراف لک همرنگ میکند نیز از نظر روانی به بیمار کمک میکند.
گاهی نیز پزشک برای بعضی از بیماران، استروییدهای موضعی تجویز میکند.
البته مصرف استروییدها نباید خیلی طولانی شود و پزشک آنها را پس از مدتی قطع کرده و به جای آن ترکیبهای غیراستروییدی تجویز میکند، زیرا مصرف طولانیمدت استروییدهای موضعی، باعث بروز عوارض جانبی مانند تحریک رنگسازی از نواحی فولیکولهای مو و ایجاد رنگ تیره روی لکهای سفید میشود.
نوردرمانی یا فوتوتراپی موضعی یا سیستمیک با اشعه ماورایبنفش تا حدودی در درمان برص موثر است، ولی باید تحتنظر متخصص پوست انجام شود.
گزارشهایی از رنگسازی مجدد به دنبال درمان یا لیزر نیز وجود دارد، ولی این درمان هنوز در مرحله تکوین است و به همه بیماران توصیه نمیشود.
ممکن است پزشک متخصص پوست بعد از بررسی کامل بیمارانی که بیش از 60 درصد پوست بدنشان درگیر شده است، از ترکیب ایمونوبنزن 20 درصد برای از بین بردن بقیه رنگ طبیعی پوست استفاده کند تا یکدست سفید شود. در این صورت مراقبت کامل و دقیق و دوری از نورآفتاب ضروری است.
در مورد لکهای تیره پوست چطور؟
از شایعترین لکهای تیره، ککومک است که در افرادی که استعداد ژنتیکی دارند و از دوران کودکی در معرض آفتاب قرار گرفتهاند، روی صورت و نواحی دیگر پوست ظاهر میشود.
ککومکها به درمانها خیلی خوب جواب میدهند، ولی از آنجا که بیمار از لحاظ ژنتیکی مستعد است، دوباره عود میکنند.
نوع دیگری از ککومک، کلوآسماست که به لک بارداری هم شهرت دارد. این لکها به رنگ قهوهای در صورت و گردن زنانی که استعداد و زمینه ژنتیکی دارند، در دوران بارداری بروز میکنند، البته ممکن است زنان غیرباردار هم به آنها مبتلا شوند.
حدود 10 درصد موارد، این لکهای تیره، به آهستگی و به تدریج در مردان پدیدار میشوند و پس از قرارگرفتن در نورآفتاب شدت مییابند.
لک بارداری معمولا پس از ختم بارداری یا با قطع مصرف داروها پس از چند ماه از بین میرود، یا کاهش مییابد.

برای درمان لکهای تیره چه روشهایی پیشنهاد میشود؟
به حداقل رساندن تماس با نورآفتاب، بهخصوص، در اواسط روز و پوشیدن کلاه لبهدار، بهخصوص در آقایان از درمانهای اصلی است.
مصرف کرمهای ضدآفتاب نیز ضروری است.
بیماران برای آرایش باید از پودرهای آرایشی معدنی استفاده کنند، نه شیمیایی.
درمانهای دارویی هم شامل ترکیبهای هیدروکینون، ترتینویین موضعی و داروهای دیگر است که با توجه به شرایط بیمار پزشک یک یا مخلوطی از آنها را تجویز میکند.
لیزر اندییگ و Q سوییچ نیز در ککومک بسیار موثر است، ولی در لک بارداری تاثیر چندانی ندارد و برای همه تجویز نمیشود.
استفاده از لایهبردارهای شیمیایی یا طبیعی را هم برای درمان لک پیشنهاد میکنید؟
این نوع درمانها کوتاهمدت هستند و پایدار نیستند و در صورتی که فرد، درمانهای دیگر را دنبال یا از پوست خود در برابر آفتاب محافظت نکند، فایده چندانی نخواهند داشت.
البته انجام سرخود آنها بدون نظر پزشک توصیه نمیشود.
آیا جدید یا قدیمی بودن لک هم در درمان آن موثر است؟
بله، هرچه لک جدیدتر باشد، درمان راحتتر و سریعتر انجام میشود و هرچه ملاسما عمقیتر شود درمان سختتر و زمانبرتر خواهد بود.
بنابراین به محض بروز لک، باید فورا به پزشک مراجعه کرد و درمانها و پیشگیریهای لازم را انجام داد.
در سفرهای طولانی با هواپیما، ساعت داخلی بدن کار نمی کند و باعث بروز اختلالات موقتی خواب می شود. عارضه ای به نام jet lag در اثر مسافرت طولانی با هواپیما بروز می کند که علائمی دارد.

علائم jet lag
- می خواهید بخوابید و نیاز به خواب دارید، اما خوابتان نمی آید و بیدار هستید.
- خستگی زیاد ناگهانی
- تضعیف عملکرد جسمی و ذهنی
- سردرد و مشکلات گوارشی
اگر شما دو روز و یا کمتر به سفر می روید و بعد به محل اصلی خود برمی گردید، نیازی به تطبیق دادن خود با ساعت محلی مقصد ندارید، ولی سعی کنید برنامه خواب خود را حفظ کنید.
اما اگر برای چندین روز قصد ماندن دارید و با هواپیما به آن محل می روید، بهتر است تا آنجا که ممکن است خود را با ساعت محلی مقصد تطبیق دهید.
برای جلوگیری از بروز عوارض ناشی از مسافرت با هواپیما، روش های زیر را به کار ببندید.
قبل از ترک کردن محل اصلی
1- خوابیدن
قبل از سفر، مقدار زیادی بخوابید تا بدنتان بهتر با تغییر ساعت کنار بیاید.
برنامه خواب خود را تنظیم کنید.
اگر به شرق سفر می کنید، چند روز قبل از سفر، زودتر به تختخواب بروید.
اگر به غرب سفر می کنید، چند روز قبل از سفر، دیرتر به تختخواب بروید.
2- ملاتونین
ملاتونین هورمون طبیعی تولید شده بدن می باشد که ساعت داخلی بدن را تنظیم می کند. اگر ملاتونین به مقدار لازم در بدن تولید شود، عوارض سفر هوایی کم خواهد شد.
برخی از متخصصان خواب می گویند که ملاتونین یک درمان خوب برای jet lag می باشد. این متخصصان به مسافران پیشنهاد می کنند که سه روز قبل از سفر، ملاتونین مصرف کنند و تا زمانی که ساعت بدن با ساعت جدید تطبیق شود، دریافت ملاتونین را ادامه دهند.
3- نور درمانی
چند روز قبل از سفر، ساعات روشنایی و ساعات تاریکی مقصد خود (جایی که می خواهید سفر کنید) را بپرسید و در همان ساعت ها، بدن خود را در برابر نور و تاریکی قرار دهید.

در راه رسیدن به مقصد
1- تنظیم ساعت
در شروع سفر، ساعت خود را بر اساس ساعت مقصد تنظیم کنید و فکر نکنید که الان ساعت در محل زندگی شما چند است.
2- تنظیم خواب
اگر صبح به مقصد می رسید، در هواپیما بخوابید.
اگر شب به مقصد می رسید، سعی کنید که در هواپیما نخوابید تا بتوانید در مقصد، در ساعت مناسب بخوابید.
3- راحت باشید.
لباس های راحت بپوشید و هر از چند گاهی و اگر ممکن باشد، از صندلی خود بلند شده و حرکت کنید.
4- آبرسانی کنید.
برای جلوگیری از اثرات کمبود آب، در طی پرواز آب بنوشید.
نوشیدنی هایی که باعث کمبود آب بدن می شوند و با خواب شما تداخل دارند از قبیل کافئین را، در طول پرواز ننوشید.
بعد از رسیدن به مقصد
1- بیدار باشید.
اگر صبح به مقصد رسیدید و نیاز به خواب داشتید، در صبح و یا عصر برای چند ساعت چرت بزنید.
2- بیرون بروید.
نور خورشید به تطبیق ساعت داخلی بدن شما کمک می کند.
3- الکل ننوشید.
عارضه Jet lag عملکرد ذهنی را تخریب می کند و همانطور که می دانید الکل نیز همین اثر را دارد.
4- دریافت ملاتونین را ادامه دهید.
همانطور که گفته شد، ملاتونین هورمونی است که ساعت داخلی بدن را تنظیم می کند. سه روز قبل از سفر، ملاتونین را مصرف کنید و 4 تا 5 روز اول سفر، دریافت ملاتونین را ادامه دهید.
نکته مهم این است که 2 تا 3 روز قبل از اینکه به خانه خود برگردید، مصرف ملاتونین را متوقف کنید.
5- ورزش کنید.
برنامه مرتب ورزشی داشته باشید، اما از ورزش کردن قبل از خواب جدا پرهیز کنید.
6- به ندای بدن خود گوش دهید.
Jet lag باعث می شود انرژی بدن کم شود، لذا بخوابید و خود را از خطر بیخوابی دور کنید.
با عوارض سفر هوایی بجنگید، اما با تمام شدن انرژی ناشی از آن نجنگید.

مهم ترین علت خشکی بینی عوارض جانبی داروها، مخصوصا داروهای ضد حساسیتی (آنتی هیستامین) است که برای درمان آبریزش بینی مصرف می شوند.
اسپری یا افشانه های بینی و برخی داروهای بازکننده مجاری تنفسی حاوی آتروپین هم (که در بعضی قطره های چشمی، مسکن ها، و داروهای قلبی نیز وجود دارد) بینی را خشک می کنند.
آب و هوا از علل شایع دیگر خشکی بینی است. وقتی هوا گرم شود و رطوبت آن پائین بیاید، بینی ممکن است خشک شود.
همچنین خشکی بینی نشانه دو بیماری نادر هم می تواند باشد.
یکی التهاب خشک قرنیه و ملتحمه چشم که در آن، نه تنها بینی، بلکه دهان و چشم ها نیز خشک می شوند؛ و دیگری، نشانگان (سندرم) شوگرن که یک بیماری معمولا همراه با التهاب شبه روماتیسمی مفاصل است و غدد بزاقی را گرفتار می کند.
چه وقت به پزشک مراجعه کنیم؟
- داخل بینی به قدری خشک باشد که باعث ترک خوردن و خونریزی آن گردد.
- چشم ها و دهان نیز خیلی خشک شوند.
درمان خشکی بینی
1- مایعات بنوشید. مایعات، به صورت آب یا آب میوه، زیاد بنوشید، چون رساندن آب کافی به بدن مهم است و مرطوب کردن بافت ها از داخل بهتر است تا از بیرون.
2- داروهایتان را کنترل کنید. اگر داروی ضدحساسیت یا هر داروی حاوی آتروپین مصرف می کنید، خشکی بینی خود را به پزشک اطلاع دهید تا مقدار آن را کم کند یا دارو را عوض کند.
بهتر است فهرست تمام داروهای مصرفیتان را به پزشک نشان دهید. شاید علت خشکی بینی داروی دیگری باشد.
3- آب نمک مصرف کنید. هر وقت لازم دانستید، با سرم فیزیولوژی (آب نمک)، بینی را مرطوب کنید.

4- هوا را مرطوب کنید. با استفاده از یک دستگاه بخور، هوا اتاق را مرطوب نگه دارید.
فراموش نکنید که برای جلوگیری از رشد کپک و قارچ روی دستگاه، هر روز آن را تمیز کنید.
5- با احتیاط پماد بزنید. کرم یا پماد نرم کننده را در جلو بینی خشک شده یا ترک خورده بمالید. مراقب باشید تکه پماد را به درون ریه نکشید.
وازلین و دیگر مرطوب کننده های نفتی را برای بینی استفاده نکنید، زیرا ممکن است باعث نوعی ذات الریه شوند.
علل درد بینى
شیوع درد بینى اغلب به صورت تحریک و سوزش مخاط بینى تظاهر مىکند تا درد واضح و منتشر.
آبریزش حاد بینى معمولا با نوعى تحریک و سوزش بینى همراه است.
تحریک ناشى از گازها و گردوغبار نیز ممکن است به درد منجر شود.
کورکها و عفونت ریشههاى مو در مدخل بینى درد موضعى ایجاد مىکند.
همچنین تبخال و ترکهاى کوچک در ناحیه پوست گوشههاى خارجى بینى منجر به درد مىشوند.
گاهى درد بینى از نوع انتشارى است، یعنى منشاء درد در خود بینى نیست، مثل درد بینى ناشی از التهاب سینوسها، تحریک و درد شاخههاى عصب زوج پنجم بهعلت خرابى دندانها و نیز تیک دردناک که درد بسیار شدیدى در بینى و ناحیه مربوطه تولید مىکند.
شما معمولاً به فکر عادت های
غذایی و سلامت عمومی کودکان هستید، اما پاهای آنها را نیز نباید فراموش
کنید. این 10 توصیه را برای درمان و پیشگیری از مشکلات پای کودکان به خاطر
بسپارید.

در بحث مراقبت از سلامت بدن کودکان، پاها معمولاً نادیده گرفته می شوند. توجه به پاهای کودکان از بدو تولد آنها، برای پیشگیری از مشکلات، حائز اهمیت است.
با رعایت این 10 توصیه، می توانید از رشد و سلامت پای کودک خود، اطمینان حاصل کنید:
1- به دقت به پاهای نوزادتان نگاه کنید.
مراقب هر مورد غیرعادی باشید. مشکلاتی را که شما در هنگام تولد کودک ملاحظه می کنید ممکن است به خودی خود رفع نشوند.
درمان زودهنگام، می تواند ناهنجاری هایی همچون پای پرانتزی و مشکلات مادرزادی را اصلاح کند.
پاول دابلیو اسپوزیتو، پزشک و استاد جراحی ارتوپدی و متخصص کودکان در دانشگاه نبراسکا می گوید: با تشخیص پای پرانتزی در چند روز اول بعد از تولد، اغلب می توان این ناهنجاری را بدون نیاز به جراحی درمان کرد.
2- پاهای کودک را تا حدی شل ببندید.
سفت بستن می تواند مانع حرکت آزادانه پای کودک و حتی عقب ماندگی از رشد طبیعی آن شود.
دکتر اسپوزیتو می گوید: ضربه زدن و حرکت دادن پاها به تقویت ماهیچه ها و آمادگی کودک برای راه رفتن کمک می کند.
ورزش نیز به تقویت پاهای کوچک او کمک می کند.
3- بگذارید کودک نوپا، بدون کفش راه برود.
وقتی کودک تازه راه می افتد، حرکت بدون کفش در داخل خانه، برای رشد طبیعی سودمند است.
اسپوزیتو می گوید: راه رفتن با پای برهنه یا با جوراب، ماهیچه های پا را تقویت کرده و به رشد مهارت های انگشتان پا، کمک می کند.
به علاوه ، کودک نوپای شما از تماس با سطوح مختلف مانند فرش نرم یا کفپوش سرد، لذت خواهد برد.
4- مراقب راه رفتن طولانیمدت روی انگشتان باشید.
راه رفتن روی انگشتان در آغاز راه افتادن خوب است، اما اگر کودک شما بعد از دو سالگی منحصراً روی انگشتان خود حرکت کند، به متخصص کودکان مراجعه کنید.
اسپوزیتو می گوید: راه رفتن مداوم روی انگشتان پا، می تواند با فلج مغزی، نقص ماهیچه ها و یا سایر مشکلات دستگاه عصبی مربوط باشد.
5- ناخن های پا را صاف و به صورت یک خط راست، کوتاه کنید.
این کار به پیشگیری از رشد ناخن های زیرپوستی دردناک کمک می کند.
نشانه های ناخن زیر پوستی عبارتند از درد، سرخ شدگی و ورم.
دکتر کورتز پیشنهاد می کند که اگر ناخن زیرپوستی ایجاد شد، برای کاهش درد، مقداری پنبه بین ناخن و پوست قرار دهید. سپس به متخصص کودکان یا متخصص پوست مراجعه کنید. پزشک متخصص می تواند با یک روش ساده در مطب خود، این مشکل را برطرف کند.

6- کفش های مناسب بخرید.
همیشه هنگام خرید کفش، کودک را با خود ببرید. پاهای کودک را باید هر بار بدون استثنا اندازه گرفت، زیرا آنها خیلی سریع رشد می کنند.
کفش خیلی تنگ می تواند سبب تاول، میخچه، پینه یا ناخن زیرپوستی همراه با عفونت شود.
کورتز می گوید : اگر کودک شما دائماً کفش خود را از پا در می آورد، می تواند علامت این باشد که او احساس ناراحتی می کند.
7- پاها را تمیز و خشک نگه دارید.
با جلوگیری از عفونت های باکتریایی و قارچی، رعایت بهداشت آغاز می شود.
در وقت حمام ، پاهای کودکان را به طور کامل بشویید. سپس بین انگشتان پای آنها را به خوبی خشک کنید تا از رشد قارچ بین انگشتان پا، پیشگیری کنید. عفونت قارچی معمولا در رطوبت رشد می کند.
8- از آسیب پا پیشگیری کنید.
راه رفتن با پای لخت در خارج از خانه و روی سطوح کثیف، پای کودک را در معرض بریدگی ها و آسیب های جدی قرار می دهد.
کورتز می گوید: علت اصلی مراجعه کودکان در فصل تابستان به پزشک، بریدگی ها و وجود اجسام خارجی در پای آنهاست.
مشکل بالقوه دیگر، زگیل ها هستند که با نفوذ ویروس ها از راه بریدگی ها یا ترک های روی پوست ایجاد می شود.
پوشیدن کفش هنگام بازی در سطح جاده یا محیط های پرخطر، می تواند از این مشکل پیشگیری کند.
9- بریدگی ها و خراش ها را بپوشانید.
بریدگی های کوچک و خراش های روی پا را با آب و صابون شسته و تا زمان بهبودی با باند بپوشانید.
این غلط است که می گویند قرار دادن زخم ها در معرض هوای تازه، به بهبود سریع تر آنها کمک می کند.
کورتز می گوید: قرار دادن زخم در معرض هوای تازه ، یعنی قرار دادن در معرض میکروب ها.
10- نشان دهید و بگویید.
کودکان با تقلید یاد می گیرند. پاهای خود را تمیز کرده و به خوبی خشک کنید و کاری کنید که کودکتان این کار شما را تکرار کند.
همچنین به آنها نشان دهید که چگونه ناخن های پای خود را برای پیشگیری از مشکلات دردناک، کوتاه کنند.
کورتز می گوید: بیشتر مشکلات پاهای بزرگسالان، در کودکی آغاز می شود.

در شرایط خاص، پای داغ ممکن است با احساس سوزن سوزن شدن (گزگز) و یا بی حسی پاها همراه باشد.
پاهای داغ (burning feet) با نام های مور مور شدن پا و یا احساس خارش و سوزش در پا نیز شناخته می شود.
علل داغی پا
پای داغ می تواند در اثر آسیب عصب ناشی از بیماری دیابت، قرار گرفتن در معرض مواد سمی خاص، مصرف الکل، کمبود یکی از ویتامین های گروه B و ایدز ایجاد شود.
- خستگی پاها
- پای ورزشکار : نوعی عفونت قارچی در پوست پا است.
- بیماری شارکو ماری توث : اختلال ارثی که بر اعصاب دست ها و پاها تاثیر دارد.
- نارسایی مزمن کلیه (اورمی)
- سندرم درد منطقه ای مرکب (Complex regional pain syndrome) : درد مزمن ناشی از عمکرد بد سیستم عصبی
- نوروپاتی دیابت : آسیب اعصاب در اثر بیماری دیابت
- ایدز و ویروس HIV
- سندرم تونل قوزک پا (Tarsal tunnel syndrome) : فشار غیرطبیعی بر اعصاب پا
- کم خونی ناشی از کمبود ویتامین B12 و B6
- مصرف الکل
- بیماری لایم ( Lyme disease) : عفونت باکتریایی که توسط نیش یک انگل در بدن پخش می شود.
- نوروپاتی آمیلوئید
- عوارض داروها از قبیل: داروهای شیمی درمانی، مصرف بیش از اندازه ویتامین B6، داروهای HIV، ایزونیازید (داروی سل)، آمیودارون (دارویی برای درمان ضربان قلب نامنظم)، متفورمین (داروی دیابت) و غیره.
- مسمومیت با فلزات سنگین از قبیل: سرب، جیوه و آرسنیک
- واسکولیت : هنگامی که سیستم ایمنی اشتباها به عروق خونی حمله کند و باعث التهاب عروق خونی شود.
- سارکوئیدوز : التهاب گره های لنفاوی، ریه ها، کبد، چشمان، پوست و دیگر بافت ها
- سندرم گیلن باره : هنگامی که بدن اشتباها با سیستم ایمنی مبارزه کند و باعث التهاب اعصاب و ضعف عضلات شود.
- بیماری های مربوط به شریان ها : گردش خون ضعیف در پاها ممکن است باعث درد، مورمور شدن و داغ شدن پا گردد.
- ادم و یا حبس آب در بدن
- برخی افراد هفته ها و یا ماه ها بعد از جراحی bypass معده، احساس داغ شدن پا را دارند. بعد از این عمل جراحی، ویتامین B کمتر جذب بدن می گردد و موجب اختلال در عملکرد اعصاب پاها و داغ شدن آنها می گردد.

در چه صورت باید به پزشک مراجعه کرد؟
- اگر ناگهان پاهایتان داغ شد، مخصوصا اگر در معرض سم خاصی قرار گرفته اید.
- زخم پا، عفونت کرده باشد، مخصوصا اگر دیابت داشته باشید.
- اگر طی چند هفته مراقبت خانگی از پای داغ ، هنوز مشکل ادامه دارد.
- علائم پای داغ بدتر و دردناک تر شود.
- داغ شدن پا در تمام پا احساس می گردد.
- از دست دادن احساس در انگشتان و خود پا
مراقبت خانگی
- استراحت کنید و پاهای خود را در سطحی بالاتر قرار دهید.
- کفش های مناسب و راحت بپوشید. کف کفش دارای کفی نرم باشد.
- پاهای خود را با آب سرد بشویید.
- متعادل کردن میزان قند خون
- مصرف مکمل ویتامین B12
- عدم نوشیدن الکل
- ترک سیگار
- مصرف داروهای ضد درد و مسکن
- کفش های چرمی و جوراب های نخی و یا پشمی مناسب تر می باشند.
- استفاده از کرم خنک کننده پا
- خشک کردن پاها بعد از شستن آنها
- ماساژ پاها با پمادهایی که گردش خون را بهبود می دهند.
- مرتب ورزش کنید تا خون را بهتر به گردش درآورید.
- ویتامین B3 مصرف کنید، زیرا درمان کننده داغی پاها می باشد. نخود، لوبیا، شیر، ماست و زرده تخم مرغ دارای این ویتامین هستند.
- آویشن درمان کننده مشکلات گردش خون است. هر روز به مدت 20 دقیقه، پای داغ خود را در آویشن مخلوط با آب قرار دهید تا به گردش خون بهتر کمک کند و سوزش و درد را تسکین دهد.
- پابرهنه را رفتن باعث می شود هوا در پای شما به گردش درآید و پا را خشک کند. برای درمان پای داغ، چند دقیقه پابرهنه و بدون جوراب روی علف، سنگ و ماسه و غیره راه بروید.
- ماساژ زنجبیل برای تسکین پادرد مفید است.
- زنجبیل را با روغن نارگیل، روغن زیتون و یا دیگر روغن های گیاهی مخلوط کنید و هر روز به مدت 10 تا 15 دقیقه، پاهای خود را با این مخلوط ماساژ دهید.
ذات الريه عفونتي است كه منجر به التهاب و پرشدن فضاهاي داخل ريه (آلوئول ها) و مجاري هوايي كوچك از مايع مي گردد. به دنبال ايجاد عفونت گلبول هاي سفيد به طرف ريه ها حركت مي كنند تا با عفونت مبارزه نمايند.اما اين جريان منجر به اختلال عملكرد اصلي ريه كه همان دريافت اكسيژن از هوا و انتقال آن به سيستم گردش خون ( و در نتيجه در تمام بدن ) است مي گردد.
اين نشانگر چگونگي تاثير عفونت ريوي بر ريه هاست
علت بيماري
كروب هاي متفاوتي عامل ذات الريه هستند . اگر چه بعضي از اين ميكروبها شايع و تشخيص آن آسان است اما در مواردي تشخيص عامل بيماري بسيار مشكل مي باشد.
منشا عفونت
برخي از ميكروارگانيسم ها خصوصا ويروسها همراه تنفس وارد ريه مي
شوند، قرد دچار عفونت ، با عطسه و سرفه ميكروارگانيسم ها را وارد هوا مي
كند . بعضي از ميكروبهايي كه به طور معمول در حلق افراد زندگي مي كنند بي
ضرر هستند. در صورتي كه شخص به هر علت از جمله به علت ابتلا به ويروس ،
ضعيف شده باشد اين ميكروبها به درون ريه ها راه مي يابند.برخي از انواع اين
بيماري كه ناياب تر هستند ممكن است از منشا غير عادي ايجاد
گردند.ميكروبهايي كه سبب بيماري لژيونر مي گردند گاهي اوقات به علت اشكال
در سيستم هاي تهويه از طربق اين سيستها و همچنين توسط دوش هاي آب انتقال مي
يابند. همچنين عامل بيماري سيتاكوزيس معمولا توسط طوطي به انسان منتقل مي
شود.
چه كساني در معرض ابتلا به اين بيماري هستند و ميزان شيوع آن چقدر است ؟
هر فردي ممكن است به ذات الريه مبتلا شود حتي اگر جوان و سرحال باشد. با اين وجود در كودكان ، سالخوردگان ، افراد سيگاري و اشخاصي كه در اثر يك بيماري طولاني مدت ( مخصوصا همراه اختلال ايمني )ضعيف شده باشند شيوع ذات الريه بيشتر است. از علائم اين بيماري معمولا تب ، احساس كسالت و بي اشتهايي مي باشد. اين بيماري تقريبا دربيشتر مواقع با سرفه ( اغلب به همراه خلط كثيف ) و تنگي نفس( با احساس سنگيني در عضلات ققسه سينه ) همراه است. در صورتي كه عفونت ،پرده پوششي ريه (جنب )را درگير سازد سبب درد در ناحيه قفسه سينه مي شود كه با تنفس ، اين درد افزايش مي يابد . اين وضيعت را پلورزي يا ذات الجنب مي نامند.
درمان
بيشترين اثر درماني را آنتي بيوتيك ها دارند. مصرف زياد مايعات حائز اهميت است و گاهي اوقات ممكن است داروهاي مسكن مورد نياز باشد. اكثر بيماران مبتلا به ذات الريه در منزل و به كمك دستورات پزشك معالج، بهبود مي يابند. اما در حدود يك ششم از بيماران به قدري بد حال هستند كه بايد آنها را جهت مراقبت هاي ويژه به بيمارستان انتقال داد. اگر چه بيشتر بيماران بهبودي كامل مي يابند و تبشان نيز به سرعت از بين مي رود اما هنوز احساس خستگي و بيحالي در آنها ادامه مي يابد . متاسفانه عده كمي نيز در اثر اين بيماري جان خود را از دست مي دهند . در حال حاضر تحقيقاتي در جريان است تا روشهاي بهتري براي جلوگيري از مرگ و مير ناشي از اين بيماري ابداع گردد.
پيشگيري از آنجائي كه افراد سيگاري بيش از همه در معرض خطر ابتلا به اين بيماري هستند ،ترك سيگار مهمترين عامل پيشگيري از اين بيماري مي باشد. تزريق واكسن انفلونزا با شروع فصل بيماري ( پاييز و زمستان ) براي اشخاصي كه سابقه طولاني بيماري ريوي دارند توصيه مي شود. در حال حاضر واكسني براي مقابله با شايع ترين عامل ذات الريه يعني پنوموكوك موجود مي باشد. اين واكسن براي بيماراني كه مشكلات قلبي و ريوي دارند نيز توصيه مي گردد.