خدا را سپاس که ... (اموزش زبان)


خدا را سپاس که ...
          


I Am Thankful
I can see the beauty all around me.
There are those whose world is always dark


خدا را سپاس
من میتونم تمام
زیبایی های پیرامونم را ببینم
کسانی هستند که دنیا یشان همیشه تاریک و سیاه هست

I am Thankful...
I can walk.
There are those who have never taken their first step.


خدا را سپاس
من میتونم راه برم ..کسانی هستند که هیچوقت نتونسته اند. حتی یک قدم بردارند
I Am Thankful ...
My heart can be broken.
There are those who are so hardened they cannot be touched


خدا را سپاس
که دل رئوف و شکننده ای دارم
کسانی هستند که این قدر دلشون سنگ شده که هیچ محبت و
احساسی رو درک نمیکنن
I Am Thankful ...
For the opportunity to help others.
There are those who have not been so abundantly blessed as I.


خدا را سپاس
به من این شانس رو دادی که بتونم به دیگران کمک کنم
کسانی هستند که از این نعمت و برکت وافری که به
من داده ای بی بهره اند

I Am Thankful ...
I can work.
There are those who have to depend on others for even their most basic needs


من میتونم کار کنم .کسانی هستند که برای رفع کوچکترین
نیازهای روزمره شون هم به دیگران محتاجند

 

I Am Thankful ...
I have been loved.
There are those for whom no one has ever cared.

خدا را سپاس
که کسی هست که منو دوست داره
کسانی هستند که بود و نبودشون واسه هیچکس مهم نیست .

در رستوران(اموزش زبان)

رستوران خوب کجاست؟ ?where is a good restaurant
میز برای دو نفر میخواهیم. wa want a table for two.
باید میز را رزرو کنیم. we have to reserve a table
آیا این میز رزرو است؟ ?is this table reserved
چی میل دارید؟ ?what would you like
صبحانه breakfast
نهار lunch
شام diner
ما میل داریم... ...we would like
من تشنه هستم i am thirsty
خیلی پخته overcooked
متوسط medium
این بشقاب تمیز نیست this plate is not clean
این لیوان کثیف است thid glass id dirty
چنگال fork
چاقو knife
قاشق spoon
لیوان glass
شیرین sweet
تلخ bitter

رنگ ها(اموزش زبان)


                 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

آبی blue
آبی آسمانی sky blue
قهوه ای brown
مشکی black
بژ beige
کرم cream
سبز green
خاکستری gray
بنفش کمرنگ lavender
قرمز جگری maroon
خردلی mustard
سرمه ای navy blue
قرمززبانکده محصل red
ارغوانی purple/violet
نیلی indigo
صورتی pink
پرتقالی orange
سفید white
زرد

yellow

قهوه ای مایل به زرد tan

اسامی برخی از مشاغل به زبان انگلیسی


نام مشاغل به زبان انگلیسی

Meaning

Jobs

Meaning

Jobs

ماشین نویس

Typist

مدير مدرسه‌

Principal

اسيابان‌

 Miller

پزشک

Physician

کارشناس اینترنت

Webmaster

رقاص

Dancer

امارگير

Actuary

بايگان‌، ضابط

Archivist

مفسر

Interpreter

دریا نورد، بحر پيما

Seafarer

قبر کن

Undertaker

كارفرما

Employer

کشیش

Priest

معاون

Assistant

کتاب فروش

Bookseller

دیپلمات

Diplomat

ناشر

Publisher

کارگاه

Detective

نانوا

Baker

بخشدار

Demarche

مدير

Manager

كارمند

Employee

فرماندار

Governor

خیاط زنانه

Dress maker

صندوقدار

Cashier

منشی

Receptionist

هواشناس

Weatherman

خدمتکار زن

Maid

تعمیرکار

Repairman

چوپان

Shepherd/Rancher

کشاورز

Farmer

باغدار

Gardener

هنرمند

Artist

موذن

Muezzin

بانکدار

Banker

ساربان

Cameleer

آهنگر

Blacksmith

آشپز

Cook

رئیس

Boss

دندان پزشک

Dentist

سر تیپ

Brigadier

نجار

Carpenter

سرایدار

Caretaker

خانه دار

Housekeeper

کارمند

Clerk

شورا

Council

مربی ( ورزشی )

Coach

نویسنده

Writer/Author

سرهنگ

Colonel

گارسون

Waiter

غواص

Diver

استاد

Professor

دکتر

Doctor

فروشنده

Seller

دربان

Doorman

شیشه بر

Glass maker

مدیر مرد

Headmaster

مدیرزن

Headmistress

سبزی و میوه فروش

Green grocery

زن خانه دار

House wife

نگهبان

Guard

نقاش ساختمان

Painter

آتش نشان

Firefighter/fireman

قایقران

Boatman

قاضی

Judge

ماهیگیر

Fisherman

وکیل

Lawyer

رفتگر

Street sweeper

کارگر

Worker

وزیر

Minister

شهردار

Mayor

خلبان

Pilot

معدنچی

Miner

کمک خلبان

Copilot

پرستار

Nurse

آرایشگر مرد

Barber

افسر

Officer

روحانی

Clergy man

عکاس

Photographer

متخصص

Specialist

لوله کش

Plumber

فوتبالیست

Footballer

بازیگر

Player

قصاب

Butcher

باربر

Porter

ساعت ساز

Watchman

رئیس جمهور

President

بقال

Grocer

رهبر

Leader

تلفنچی

Operator

نخست وزیر

Prime minister

تاجر

Merchant

روانشناس

Psychologist

چشم پزشک/ عینکساز

Optician/Optometrist

گزارشگر

Reporter

خطاط

Calligrapher

بازنشسته

Retired

جنگلبان

Forester

مجسمه ساز

Sculptor

معلم

Teacher

گروهبان

Sergeant

مهندس

Engineer

جراح

Surgeon

راننده

Driver

مغازه دار

Shopkeeper

خواننده

Singer

سرباز

Soldier

سخنران

Speaker

سفالگر

potter

جوشکار

Welder

جهانگرد

Tourist

بساز بفروش

Jerry builder

معمار

Architect

بنا

Mason

گل فروش

Florist

دلال

stockbroker

آهنگ ساز

Composer

پرستار بچه

Babysitter

مترجم

Translator

محیط شناس

Ecologist

روزنامه نگار

Journalist

داروفروش

Pharmacist

پستچی

Postman

کلانتر

Sheriff

کفاش

Shoemaker

شکارچی

Hunter

کارگر ساختمان

Construction worker

حسابدار

Accountant

گوینده

Announcer

گوینده خبر

News announcer

کارگردان

Director

شاعر

Poet

رهبر اركتسر

Conductor

پيشخدمت

Servant

نظامی

Army

نا خدا

Captain

فرماندار

Governor

خیاط زنانه

Dress maker

دانش آموز

Student

خیاط مردانه

Tailor

تعمیرکار

Repairman

چوپان

Shepherd/Rancher

اقتصاد دان

Economist

مهماندار هواپیما

flight attendant

دانشمند

scientist

پژوهشگر

Researcher

رانده کامیون

Truck driver

هنر پیشه زن

Actress

آذین گر

Decorator

هنر پیشه مرد

Actor

داور

Referee

ويراستار، سر دبیر

Editor

سرآشپز

Chef

دامپزشک

Veterinarian

نقشه بردار

Surveyor

موسیقیدان

Musician

ملوان

sailor

 

نام بیماری ها به زبان انگلیسی

نام بيماري به  فارسي

نام بيماري به انگليسي

آفتاب‌زدگي‌

sun poisoning

آب‌ سياه‌ چشم

glaucoma

آب‌ مرواريد

cataract

آبله‌ مرغان‌

chickenpox

آپانديسيت‌

appendicitis

آسم‌

asthma

آفت‌ دهان‌

canker sores

آفتاب‌سوختگي‌

sunburn

آلرژي‌ غذايي‌

food allergy

آنفلوانزا

influenza

اسهال‌

diarrhea

اضطراب‌

anxiety

افسردگي‌

depression

اوريون‌

mumps

ايدز

HIV and aids

ايست‌ قلبي‌

cardiac arrest

بواسير

hemorrhoids

پركاري‌ تيروييد

hyperthyroidism

تعريق‌ بيش‌ از اندازه‌

hyperhidrosis

تند شدن‌ غيرطبيعي‌ ضربان‌ قلب‌(تندضرباني)

 rapid heartbeat

تنفس‌ سريع‌ (در اثر اضطراب‌ زياد)

hyperventilation

برونشيت‌

bronchitis

بي‌اختياري‌ ادرار

 functional incontinence

بي‌خوابي‌

insomnia

بيماري‌ آلزايمر

Alzheimer’s disease

حصبه‌ (تب‌ روده‌اي‌)

typhoid fever

پوكي‌ استخوان‌

osteoporosis

دندان‌ قروچه‌

tooth grinding

تب‌ مالت‌

brucellosis

تب‌خال‌ ( تبخال )

cold sore

تومور مغزي‌

brain tumor

زگيل‌ (وروكا ولگاريس‌)

warts

سرطان‌

 cancer

سكسكه‌

hiccup

سل‌ (توبركولوز)

tuberculosis(tb)

سوءمصرف‌ و اعتياد به‌ موادمخدر

substance abuse; addiction

سوءهاضمه‌

indigestion

شكستگي‌

fracture

سكته‌ مغزي‌

stroke

سياه‌ سرفه‌

whooping cough

سيفليس‌

syphilis

ضربه و آسيب سر

head injury

فشار خون‌ بالا

hypertension

كزاز

tetanus

كشيدگي‌ گردن‌

whiplash

كم‌كاري‌ تيروييد

hypothyroidism

گرمازدگي‌ يا خستگي‌ گرمايي‌

heatstroke or heat exhaustion

گزش‌ و نيش‌ حشرات‌

insect bites and stings

گل‌ مژه‌

stye

چاقي‌

obesity

فتق‌

hernia

كهير

hives

ناشنوايي‌ و اختلال‌ در شنوايي‌

hearing impairment or loss

نامنظمي‌ ضرباهنگ‌ قلب‌ (آريتمي‌)

heart rhythm irregularity(arrhythmia)

هموفيلي‌

hemophilia

وبا

cholera

وزوز گوش‌

بهتـرین لحـظات زنـدگی


بهتـرین لحـظات زنـدگی از نـگاه چـارلی چاپلیـن
Error! Filename not specified. To fall in love عاشق شدن To laugh until it hurts your stomach آنقدر بخندی که دلت درد بگیره To find mails by the thousands when you return from a vacation بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری To go for a vacation to some pretty place برای مسافرت به یک جای خوشگل بری To listen to your favorite song in the radio به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی To go to bed and to listen while it rains outside به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی To leave the Shower and find that the towel is warm از حموم که اومدی بیرون ببینی حوله ات گرمه To clear your last exam آخرین امتحانت رو پاس کنی To receive a call from someone, you don't see a lot, but youwant to کسی که معمولا زیاد نمی‌بینیش ولی دلت می‌خواد ببینیش بهت تلفن کنه To find money in a pant that you haven't used since last year توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمی‌کردی پول پیدا کنی To laugh at yourself looking at mirror, making faces برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی Calls at midnight that last for hours تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه To laugh without a reason بدون دلیل بخندی To accidentally hear somebody say something good about you بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف می‌کنه To wake up and realize it is still possible to sleep for acouple of hours از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم می‌تونی بخوابی To hear a song that makes you remember a special person آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما میاره To be part of a team عضو یک تیم باشی To watch the sunset from the hill top از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی To make new friends دوستای جدید پیدا کنی To feel butterflies! In the stomach every time that you see thatperson وقتی اونو میبینی دلت هری بریزه پایین To pass time with your best friends لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی To see people that you like, feeling happy کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی See an old friend again and to feel that the things have notchanged یه دوست قدیمی رو دوباره ببینی و ببینی که فرقی نکرده To take an evening walk along the beach عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی To have somebody tell you that he/she loves you یکی رو داشته باشی که بدونی دوستت داره remembering stupid things done with stupid friends. To laugh,laugh, and ... laugh یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و ... باز هم بخندی These are the best moments of life اینها بهترین لحظه‌های زندگی هستند Let us learn to cherish them قدرشون رو بدونیم
"
Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed" زندگی یک مشکل نیست که باید حلش کرد بلکه یک هدیه است که باید ازش لذت برد"