شرايط رد دادرس به علت اظهار نظر پيشين (3)
شرايط رد دادرس به علت اظهار نظر پيشين (3)
شرايط رد دادرس به علت اظهار نظر پيشين (3)
نويسنده: عليرضا شريفى*
2. اتحاد اصحاب دعوى
3. اتحاد موضوع دعوى
الف. اتحاد مادى
شخص «الف» با استناد به معامله بيع منعقده با شخص «ب» در خصوص يك باب منزل مسكونى، دعواى خلع يد در شوراى حل اختلاف سقز طرح نموده كه شورا پس از رسيدگى با احراز نقل و انتقال رسمى ملك، پس از مشاوره با قاضى مشاور شورا (در زمان حاكميت آييننامه اجرايى شوراهاى حل اختلاف) حكم به خلع يد صادر نموده و قطعيت يافته است. متعاقبا «ب» با ادعاى غبن در معامله به طرفيت شخص «الف» دعواى فسخ معامله به علت غبن را طرح نموده كه پرونده به شعبه دوم دادگاه حقوقى سقز ارجاع مىگردد. دادرس وقت شعبه مرجوعٌاليه همان دادرسى است كه قبلاً در موضوع خلع يد در شوراى حل اختلاف به عنوان مشاور اظهار عقيده نموده است. پس از رسيدگى، نهايتا حكم به رد دعوى فسخ صادر مىشود. با تجديدنظرخواهى و مطرح شدن موضوع در شعبه پنجم دادگاه تجديدنظر استان، مستشاران دادگاه با اين استدلال كه چون دادرس رسيدگىكننده به دعواى فسخ قبلاً در موضوع (خانه موضوع اختلاف) رسيدگى نموده، مىبايستى با استناد به بند «د» ماده 91 از رسيدگى امتناع مىنمود و چون رسيدگى بدوى بدون توجه به موضوع مذكور صورت گرفته است، دادنامه تجديدنظر خواسته را نقض و پرونده را براى رسيدگى به ديگر دادرسان دادگاه بدوى اعاده مىنمايند.
صرفنظر از اينكه دادرس رسيدگىكننده در قبل به عنوان مشاور اظهار نظر كرده و مشمول دادرس موضوع بند «د» ماده 91 مذكور نمىشود، چنين نظرى كه مراد قانونگذار از موضوع دعوى «موضوع مادى» تلقّى شود نادرست جلوه مىكند؛ زيرا:
اولاً، هدف از ايجاد ايراد رد دادرس پاسدارى و تأمين اصل بىطرفى دادگاه و دادرس مىباشد كه صرف رسيدگى در موضوع مادى دعوى خللى به چنين هدفى وارد نمىآورد؛ زيرا در موضوع مادى مثال مذكور، هيچگونه جانبدارى براى دادرس براى رسيدگى به اختلاف در خصوص خانه با خواسته خلع يد نسبت به دعوى فسخ به علت غبن متصور نمىباشد.
ثانيا، از لحاظ حكمى، اظهار عقيده قبلى در موضوع مادى دعوى، منعى براى رسيدگى بعدى به موضوع دعوى با سبب حكمى متفاوت از دعواى اوليه ندارد. به گونهاى كه در مثال مذكور، اظهار عقيده قبلى در دعوى خلع يد له خواهان، منافاتى با اظهار عقيده در دعوى فسخ به ضرر خوانده (خواهان خلع يد) ندارد و دادگاه مىتواند چنين تصميمى را بدون كوچك ترين خدشهاى اتخاذ نمايد.
ثالثا، قانونگذار به صراحت در مواردى رسيدگى به دعوى را به دادگاهى كه سابقا در موضوع مادى اظهار نظر نموده باشد ارجاع داده است؛ مانند: رسيدگى به دعواى خسارت و... . بنابراين، قانونگذار با پيشبينى چنين مواردى به عدم تأثير در بىطرفى صراحتاً اشاره نموده است. و هيچگونه تفاوتى در موارد مصرح در قانون با ساير موارد وجود ندارد و مىتوان موارد ديگر را نيز با عدم دخول در ايراد رد دادرس به دادگاه قبلى ارجاع داد كه امكان دارد همان دادرس قبلى در آن شعبه باشد و به دعوى لاحق نيز رسيدگى كند.
رابعا، رويه عملى مقام ارجاع در زمان ارجاع دادخواست در صورتى كه سابقا به موضع مادى دعوى بين اصحاب دعوا در شعبهاى رسيدگى شده باشد، ارجاع دعوى جديد در همان موضوع مادى به شعبه سابق مىباشد.
بنابراين، چنين نظرى كه موضوع دعوى را موضوع مادى دعوى تلقّى مىنمايد قابل قبولنبوده و مردود مىباشد.
ب. اتحاد حكمى
محكمه عالى انتظامى قضات در آراء متعددى در خصوص اين موضوع اظهار نظر كرده است كه در ذيل به مواردى از آنها اشاره مىشود:
ـ «در موضوعى كه (تصرف به قهر و غلبه) داديار اولاً، به عنوان دعواى جزايى رسيدگى و اظهار عقيده نموده؛ ثانيا، در همان موضوع كه به صورت حقوقى و به عنوان تصرف عدوانى اقامه شده رسيدگى و حكم صادر كرده، چون هر دو دعوى موضوعا يكى و در وهله اول اظهار عقيده نموده بود، مقتضى نبود كه در همين موضوع بر خلاف قسمت هفتم ماده 208 قانون آيين دادرسى مدنى (بند د ماده 91 قانون جديد) دخالت كرده و حكم دهد.» (رأى شماره 4216ـ27/1/15 محكمه عالىانتظامى قضات)(2)
ـ «رئيس دادگسترى در كميسيون مرحله دوم اجرايى ماده 56 قانون جنگلها شركت و نسبت به موضوع رأى داده و با وجود ايراد شكات و معترضين، مجددا در كميسيون ماده واحده قانون تعيين تكليف اراضى اختلافى موضوع اجراى ماده 56 قانون جنگلها و مراتع شركت نموده و رأى بدوى را تأييد مىنمايد... لذا مدافعات وى موجه نبوده و تخلفش مسلم مىباشد.» (دادنامه شماره 140ـ74/8/29 شعبه اول دادگاه عالى انتظامى قضات)(3)
ـ «دعواى رفع مزاحمت از ملك كه منجر به نزاع در اساس مالكيت گرديده، محكمه صلحيه پس از رسيدگى، مالكيت مدعى را محرز و مدعىٌعليه را محكوم به خارج شدن از ملك و رفع مزاحمت نموده و اين حكم در مرحله استينافى تأييد و در مرحله تميزى نقض شده است. مدعى مجددا به استناد همان اوراق و دلايل سابقه نسبت به مالكيت ملك مزبور در همان محكمه صلحيه اقامه دعوى نموده و مدعىٌعليه به علت اينكه شخص امين صلح در اين باب اظهار عقيده نموده بود او را رد كرده و امين صلح به استناد اينكه عنوان دعواى سابق رفع مزاحمت بوده و دعواى فعلى راجع به ماهيت است، قرار رد ايراد را داده و از رسيدگى به دعوى كنارهجويى نكرده تخلف است؛ زيرا در همان دعوى رفع مزاحمت نيز در باب مالكيت اظهار عقيده كرده بود و توجيهى كه نموده بىمورد و از دخالت ثانوى در اين امر قانونا ممنوع بوده است.» (حكم شماره 1261ـ 4 شهريور 1312 محكمه عالى انتظامى قضات)(4)
اداره حقوقى قوه قضائيه نيز نظريات متعددى در اين خصوص بيان نموده است؛ از جمله:
ـ «... دادرس دادگاه عضو كميسيون كشاورزى بوده و در صدور رأى شماره .... در ماهيت دعوى اظهار نظر نموده، ديگر نمىتواند به عنوان قاضى يا دادرس دادگاه نسبت به همان امر رسيدگى نمايد.» (نظريه شماره 7/4460ـ61/9/6 اداره حقوقى قوه قضائيه)(5)
ـ «اظهار نظر قضات در هيأت حل اختلاف نسبت به ثبت متقاضيان در مقام رسيدگى به اعتراض به ثبت در همان پرونده از موارد رد دادرس است.» (نظريه شماره 7/6067ـ63/2/20 اداره حقوقى قوه قضائيه)(6)
ـ «بر طبق بند 7 ماده 208 قانون آيين دادرسى مدنى (بند د ماده 91 قانون آيين دادرسى دادگاه هاي عمومى و انقلاب مصوب 1379)...بايدبهشرحزيرقايلبهتفكيك شد:
الف. در خصوص دعوى رفع تصرف عدوانى با توجه به اينكه دادرس در اين دعوا فقط به موارد و كيفيت تهيه آثار تصرف و سبق تصرف رسيدگى مىنمايد، بدون اينكه به موارد ديگر، از جمله اصل مالكيت، وارد شود؛ چنانچه رسيدگى دادگاه منحصر به دعواى اقامه شده باشد، دادرس بايد طبق دستور ماده مزبور از رسيدگى به اين دعوى امتناع نمايد.
ب. «چنانچه دعواى مطروحه در دادگاه عمومى، دعواى جديد سواى دعواى رفع تصرف عدوانى باشد، با توجه به عبارت "... دادرس سابقا در موضوع دعوى اقامه شده..." مندرج در بند 7 ماده مورد اشاره (بند د ماده 91)، مورد از موارد رد دادرس نخواهد بود.» (نظريه شماره 6199/7ـ62/12/14 اداره حقوقى قوه قضائيه)(7)
در مورد مسئلهاى، از دستگاه قضايى به صورت تلفنى مشاوره قضايى شده: آيا اظهار نظر رئيس شعبه اول دادگاه عمومى در مورد ماده 92 قانون آيين دادرسى مدنى ضرورت دارد يا خير؟ (توضيح اينكه در پروندهاى به عنوان اجازه انتقال منافع در مورد اجاره رأى صادر شده و قطعى گرديده، مجددا خواهان دادخواست داده و قاضى قرار رد صادر نموده، ولى رياست دادگسترى معتقد است كه از موارد امتناع از رسيدگى بوده و شمول بند 6 ماده 84 قانون آيين دادرسى مدنى مىباشد.) به سؤال مزبور، اينگونه پاسخ داده شده است: «اگر منظور دادگاه بند د ماده 91 قانون آيين دادرسى مدنى باشد، اين بند ناظر به موردى است كه دادرس يا رئيس دادگاه يك بار به عنوان قاضى بدوى نسبت به موضوع رسيدگى و اظهار نظر قضايى نموده، براى بار دوم همان پرونده نزد وى مطرح مىگردد كه البته اين جهت از جهات رد مقرّر در ماده مذكور بوده و بايد از رسيدگى امتناع نمايد.»(8) نظريه مذكور تأييد شده است.
ضمانت اجرا
نتيجهگيرى
2. اظهار نظر قبلى دادرس در موضوع حكمى دعوى مشمول منع است نه موضوع مادى دعوى.
3. صدور حكم و قرارهاى قرينه غير قاطع ماهوى موجب منع براى رسيدگى براى دادرس مىباشد.
+ نوشته شده در جمعه ۱۶ فروردین ۱۳۹۲ ساعت توسط رامین میرفردی
|