توقيف اموال غيرمنقول(3)
توقيف اموال غيرمنقول(3)
توقيف اموال غيرمنقول(3)
نويسنده: محمد مهدى حكيمى تهرانى *
2. توقيف عوايد و محصول املاك
الف. توقيف عوايد ملك به جاى ملك
ماده 277 قانون مدنى همچنين مقرّر داشته كه متعهد نمىتواند متعهدٌله را مجبور به قبول قسمتى از موضوع تعهد نمايد، ولى حاكم مىتواند نظر به وضعيت مديون مهلت عادله يا قرار اقساط دهد. در نتيجه، در اين رابطه دادگاه مىتواند اقساطى را تعيين نمايد.
در اين رابطه، نظريه شماره 7/9434 مورخ 1380/12/19 اداره حقوقى دادگسترى مقرّر داشته كه با توجه به ماده 62 آييننامه اجراى مفاد اسناد رسمى لازم الاجرا... مصوب 1355 بازداشت حقوق مديون نسبت به سرقفلى جايز است، لكن با توجه به اينكه فروش و انتقال سرقفلى بازداشتشده در آييننامه اجراى مفاد اسناد رسمى لازم الاجراى مذكور پيشبينى نشده است ـ چون سرقفلى حق مالى است، نه مال مطلق ـ مادام كه حق مالى به صورت مال تبديل نشود قابل فروش نخواهد بود، بخصوص اينكه ممكن است اين حق به علت تخلفات مستأجر از بين برود.
بنابراين، پيش از تبديل حق مالى به مال فروش آن امكانپذير نمىباشد و تا زمانى كه مستأجر قصد فروش و يا واگذارى مورد اجاره را به ديگرى نداشته باشد امكان استفاده از اين حق توقيف شده وجود ندارد.(1)
ب. عدم تسرى توقيف عين به منافع
ماده 91 آييننامه در اين رابطه بيان مىدارد: بازداشت مال غير منقولى كه نسبت به منافع آن تعهدى به نفع غير نشده است مستلزم بازداشت منافع آن است، مگر اينكه حاجت به منفعت نباشد. در اين صورت، بايد مراتب در صورتمجلس منعكس شود.
در نتيجه، حكم ماده 103 قانون اجراى احكام مدنى با ماده 91 آييننامه اجراى مفاد اسناد رسمى لازم الاجرا متفاوت است. البته در عرف معاملات اينگونه است كه اگر ملكى فروخته شود اصل اين است كه منافع آن هم به مشترى منتقل مىگردد، مگر اينكه در زمان انعقاد قرارداد خلاف آن تصريح شده باشد؛ يعنى عرف و عادت منافع را هم جزء مبيع مىدانند.
ماده 356 قانون مدنى در اينباره بيان مىدارد: هر چيزى كه بر حسب عرف و عادت جزء يا تابع مبيع شمرده شود يا قرائن دلالت بر دخول آن در مبيع نمايد، داخل در بيع و متعلق به مشترى است اگرچه در عقد صريحا ذكر نشده باشد و اگرچه متعاملين جاهل به عرف باشند. همچنين با توجه به ماده 357 قانون مدنى، هر چيزى كه برحسب عرف و عادت جزء يا از تابع مبيع شمرده نشود، داخل در بيع نمىشود، مگر اينكه صريحا در عقد ذكر شده باشد.
در پايان بايد گفت: از جمع بين ماده 103 قانون اجراى احكام مدنى و مواد مذكور قانون مدنى و همچنين ماده 308 قانون مدنى مىتوان چنين نتيجه گرفت كه حتى اگر عرف انتقال عين مال غيرمنقول را موجب انتقال منافع آن داند، در توقيف اينچنين نيست و توقيف عين مال غيرمنقول موجب توقيف منافع آن نمىشود.(2)
ج. توقيف محصول املاك و باغات
با توجه به اينكه با تصويب قانون آيين دادرسى مدنى مصوب 1379/1/21، قانون آيين دادرسى مدنى مصوب 1318/6/25 نسخ شده، در اين رابطه در قانون جديد فقط ماده 127 قابل استفاده است. ماده مزبور در اينباره چنين مقرّر داشته كه از محصول املاك و باغها به مقدار دو سوم سهم خوانده توقيف مىشود و اگر محصول جمعآورى شده باشد مأمور اجرا سهم خوانده را مشخص و توقيف مىنمايد و هرگاه محصول جمعآورى نشده باشد، برداشت آن خواه دفعتا و يا به دفعات با حضور مأمور اجرا به عمل خواهد آمد. خوانده هم مكلف است مأمور اجرا را از زمان برداشت محصول مطلع سازد. البته مأمور اجرا حق هيچگونه دخالت در امر برداشت محصول را ندارد و فقط براى تعيين ميزان محصولى كه جمعآورى مىشود حضور پيدا خواهد كرد. خواهان يا نماينده او نيز در موقع برداشت محصول حق حضور خواهد داشت.
البته منظور از محصول، منافع و فرآورده هاي كشاورزى است، اعم از اينكه ناشى از باغ و درختان مثمر باشد يا زرع و زراعت كه به آن باغ اطلاق نمىشود و بعيد نيست كه منظور از محصول املاك منافع املاك نيز باشد، اما مىتوان نتيجه گرفت كه كلمه املاك در اينجا به معناى املاك زراعى است نه ساير املاك.(3) ماده 92 آييننامه اجراى مفاد اسناد رسمى لازم الاجرا هم در اينباره چنين مقرّر مىدارد: «در بازداشت محصول املاك مزروعى دخالت مأمور اجرا در محصول تا موقع برداشت و تعيين سهم متعهد ممنوع است، ولى مأمور اجرا بايد براى جلوگيرى از تفريط، نظارت و مراقبت كامل نمايد.»
نكتهاى كه در رابطه با توقيف محصول املاك و باغات ممكن است به نظر برسد اين است كه چه تفاوتى بين توقيف عوايد ملك و توقيف محصول املاك و باغات وجود دارد كه با دو حكم مخصوص بيان شد؟ در پاسخ به اين مطلب بايد گفت: توقيف عوايد مربوط زمانى است كه اداى محکوم به و هزينه اجرايى با عوايد يكساله ملك با تشخيص دادگاه ممكن باشد و در اين صورت، به جاى توقيف عين ملك، عوايد توقيف مىشود. در حالى كه در توقيف محصول املاك و باغات، تشخيص دادگاه در مورد اينكه محصول ملك و باغ در يكسال براى تأمين محکوم به كافى هست يا نه، لازم نيست و محصول املاك و باغات بدون در نظر گرفتن اينكه آيا محصول در يكسال، براى تأمين محکوم به و هزينه اجرايى كافى است يا نه، بازداشت مىشود و در اين فرض، حتى ممكن است عين ملك، ملك محکوم عليه نباشد و فقط محصول ملك و باغ را داشته باشد يا ممكن است خواسته و محکوم به همان محصول باغ و ملك باشد، بنابراين، توقيف محصول املاك و باغات وسعت زيادى دارد و كلى و عمومى است.(4)
در مورد زمان توقيف محصول املاك و باغات، يكى از سه زمان زير قابل تصور است:
1. توقيف محصول ملك و باغ قبل از برداشت؛
2. توقيف محصول ملك و باغ در زمان برداشت يا پس از برداشت و معين شدن سهم محکوم عليه؛
3. توقيف بهاى محصول ملك و باغ نزد خريدار آن.
فرض اول در قانون آيين دادرسى مدنى مصوب 1379 وجود ندارد و بيان نشده است، اما در ماده 254 قانون آيين دادرسى مدنى مصوب 1318، توقيف محصول ملك و باغ قبل از برداشت جنبه استثنايى داشت و قانونگذار فقط تحت شرايطى آن را پذيرفته بود و چون معمولاً ميزان محصول ملك و باغ قبل از برداشت به صورت تخمينى است و فقط در صورت رسيدن زمان طبيعى برداشت محصول، ميزان و ارزش آن مشخص مىشود، همچنين چون وضع املاك و باغات غالبا به صورتى است كه اشخاص متعددى صاحب سهم محصول هستند، از اينرو، تعيين سهم دقيق محکوم عليه قبل از برداشت با مشكل مواجه است. از طرفى، چون محصول ملك و باغ مورد حمايت قانونگذار بوده و نخواسته در زمان عمليات اجرايى و توقيف دچار لطمه شود و از مواظبت و كار لازم كه موجب زياد شدن محصول مىگردد خوددارى شود، اصل بر ممنوعيت توقيف محصول ملك و باغ قبل از برداشت بود، مگر در شرايط استثنايى. اين شرايط را مىتوان شامل موارد ذيل دانست:
1. رضايت مدعىٌعليه به توقيف عين محصول. در اين مورد ممكن است وى محصول املاك و باغات را براى توقيف معرفى نمايد و يا با معرفى محکوم له موافق باشد و به آن رضايت دهد.
2. عدم توانايى محکوم له براى معرفى مال ديگرى براى توقيف از اموال محکوم عليه. كه در اين صورت، مىتوان محصول املاك يا باغات را قبل از برداشت و تعيين سهم توقيف نمود.
3. عدم كفايت دارايى منقول و غيرمنقول محکوم عليه براى تأمين خواسته اجرائيه. در اين صورت، ممكن است محکوم له و يا خود محکوم عليه دارايى را براى توقيف معرفى نموده باشد، ولى در ارزيابى معلوم شود كه آن مال كافى نبوده و از اينرو، براى تكميل آن محصول املاك و باغات توقيف شود.
فرض دوم (توقيف محصول ملك يا باغ در زمان برداشت) نيز دو صورت دارد:
1. محصول جمعآورى شده باشد. در اين صورت، سهم محکوم عليه از محصول املاك و باغها مشخص بوده و به مقدار دو سوم سهم خوانده توقيف مىشود؛ مأمور اجرا هم سهم خوانده را مشخص و توقيف مىنمايد. البته سهم محکوم عليه پس از كسر هزينه زراعت (مثلاً بذر و آبيارى و...) كه به سهم او تعلق مىگيرد، تعيين مىشود و مطابق قوانين مربوط به توقيف اموال منقول، توقيف مىشود.(5)
2. محصول جمعآورى نشده باشد. در اين صورت، برداشت محصول، چه دفعتا و چه به دفعات، با حضور مأمور اجرا صورت مىگيرد. البته مأمور اجرا حق هيچگونه مداخله در برداشت را ندارد و فقط براى تعيين ميزان محصولى كه جمعآورى مىشود حضور پيدا خواهد كرد. در اين صورت، محکوم له و محکوم عليه هم مىتوانند حاضر باشند.
فرض سوم هم (توقيف بهاى محصول ملك و باغ نزد خريدار آن)، در صورتى كه محصول قبلاً فروخته شده است و بهاى آن در زمان توقيف هنوز پرداخت نشده باشد، در قانون آيين دادرسى مدنى مصوب 1379 وجود ندارد و بيان نشده است، اما در ماده 257 قانون آيين دادرسى مدنى مصوب 1318 آمده بود و طبق آن در صورتى كه محصول قبلاً فروخته شده بود و بهاى آن در زمان توقيف پرداخت نشده باشد، بهاى آن نزد خريدار توقيف مىگشت و اقساط آن در زمان وصول در صندوق دادگسترى توقيف مىشد.(6)
2. صورتبردارى اموال غيرمنقول
دادورز (مأمور اجرا) پس از توقيف اموال غيرمنقول، صورت اموال را تنظيم و نسخهاى از آن را به محکوم عليه ابلاغ مىنمايد تا اگر شكايتى داشته باشد ظرف يك هفته كتبا به قسمت اجرا تسليم دارد. مدير اجرا به شكايات مزبور رسيدگى مىكند و در صورتى كه شكايت وارد باشد، صورت مشخصات مال توقيف شده را اصلاح يا تجديد مىنمايد. (ماده 105 قانون اجراى احكام مدنى) همين حكم در مورد صورتبردارى از اموال منقول با كمى تفاوت در ماده 70 قانون اجراى احكام مدنى آمده است.
همانگونه كه بيان شد، محکوم عليه پس از ابلاغ صورت اموال، ظرف يك هفته مكلف است كتبا شكايات يا اعتراض خود را به مدير قسمت اجرا تسليم كند و در صورتى كه مدت يك هفته بگذرد، ديگر اعتراض او پذيرفته نمىشود.
حال اگر به علت موجهى مدت يك هفته گذشته باشد، قانون اجراى احكام مدنى به آن اشاره نكرده كه آيا اعتراض او پذيرفته مىشود يا نه، اما به نظر مىرسد كه در مورد مقرّرات آيين دادرسى مدنى در رابطه با ابلاغ در اين مورد هم حاكميت داشته باشد.(7)
در آييننامه اجراى مفاد اسناد رسمى لازم الاجرا هم مقرّر شده كه مأمور اجرا بايد صورت اموال غيرمنقول را تنظيم نمايد. تفاوت عمدهاى كه اين آييننامه در اين قسمت با قانون اجراى احكام مدنى دارد در اين است كه اولاً، صورت تنظيمشده توسط مأمور اجرا به طرفين ابلاغ نمىشود و ثانيا صورت تنظيمشده توسط مأمور اجرا قابل اعتراض نمىباشد. شايد اين يكى از اشكالات آييننامه اجراى مفاد اسناد رسمى لازم الاجرا جديد باشد.
در صورت اموال غيرمنقولى كه به وسيله مأمور اجرا تنظيم مىشود بايد موارد زير تصريح شود:
1. تاريخ و مفاد ورقه اجراييه.
2. محلى كه مال غيرمنقول در آنجا واقع است، يعنى محل وقوع ملك در شهرستان و بلوك و بخش و كوى و كوچه و شماره ملك ـ اگر داشته باشد ـ بايد معين شود.
3. وصف مال غيرمنقول با ذكر مشخصات ملك و مالك و اينكه ملك مشاع است يا مفروز و اشخاص ديگر نسبت به آن حقى دارند يا نه و اگر حقى دارند، چه نوع حقى است و منافع ملك به كسى واگذار شده است يا خير.
4. حدود چهارگانه ملك و مجاوران آن.
5. ذكر مساحت ملك به طور دقيق. البته به استناد ماده 107 قانون اجراى احكام مدنى، در صورتى كه مساحت ملك مشخص نباشد، دادورز (مأمور اجرا) بايد مساحت تقريبى آن را در صورت قيد كند. با اينكه قانونگذار مىتوانست مساحت را از طريق كارشناس رسمى معين نمايد، ولى قانونگذار مدير اجرا را مسئول اين عمل دانسته و شايد با اين كار نخواسته است هزينه اضافى و زيادترى بر محکوم عليه تحميل نمايد.(8)
5. ساير اطلاعات راجع به وضع ملك و مشخصات ديگر، از قبيل اينكه مشتمل بر چند قسمت است و در صورتى كه خانه مسكونى باشد، مشتمل بر چند ابنيه و متعلقات است، بايد معين شود. همچنين اگر خانهاى توقيف شده است، نوع مصالح استفاده شده، طول و عرض، تعداد اتاق و انبارى و زيرزمين و ساير مشخصات از قبيل كابينت و... بايد ذكر شود.(9)در صورتى هم كه ملك مزروعى باشد، علاوه بر امور ذكر شده، بايد متعلقات آن از قبيل گاو و ماشينآلات و توضيحات ديگرى كه در تسهيل فروش ملك مؤثر است ذكر شود.
محکوم عليه در زمان تنظيم صورت بايد اسناد راجع به ملك يا مال غيرمنقول را به دادورز يا مأمور اجرا ارائه دهد. اين مورد در قانون اجراى احكام مدنى ذكر شده،(10)ولى در آييننامه اجراى مفاد اسناد رسمى لازم الاجرا مسكوت گذاشته شده است و بيان نشده كه آيا محکوم عليه بايد اسناد ملك را به دادورز ارائه دهد يا نه. البته بايد گفت: اين مورد مربوط به وضعيتى است كه محکوم عليه در زمان تنظيم صورت اموال غيرمنقول حاضر باشد و اگر در محل حاضر نباشد اين تكليف قانونگذار منتفى است.(11)
هرگاه راجع به تمام يا قسمتى از ملك توقيف شده دعوايى در جريان باشد، مراتب بايد در صورت قيد و تصريح شود كه دعوا در چه مرجعى مورد رسيدگى است. و نيز هرگاه حدود يا قسمتى از ملك متنازعٌفيه باشد، مراتب بايد در صورتمجلس قيد شده و تصريح شود كه طرف منازعه كيست و در كجا تحت رسيدگى است.(12)
در مورد صورتبردارى، آييننامه اجراى مفاد اسناد رسمى لازم الاجرا مقرّر داشته كه صورتبردارى بايد بر روى نمونه چاپى نوشته شود (ماده 85 آييننامه اجراى مفاد اسناد رسمى لازم الاجرا)، اما در قانون اجراى احكام مدنى به اين مطلب اشارهاى نشده است.
+ نوشته شده در جمعه ۱۶ فروردین ۱۳۹۲ ساعت توسط رامین میرفردی
|